محمود پسنديده
مجله مشكوة شماره 42
حضرت آيت الله ملا احمد نراقى (رحمة الله عليه) عالمى معروف و علامهاى مشهور، در فقه و اصول ماهر، در حكمت و فلسفه و رياضى متبحر و در آگاهى بر اديان باطله سرآمد بوده است . وى در سال 1185 يا 1186 ه.ق در قريه نراق از توابع كاشان ديده به جهان گشوده، پدرش حاج ملا مهدى بن ابىذر (م 1209 ه.ق) شيخى جليل و فقيهى پارسا بوده و از محضر وحيد بهبهانى و ملا اسماعيل خاجوئى بهرهمند گرديد و داراى تأليفاتى مانند لوامع و جامع السعادات در علم اخلاق و مشكلات العلوم و انيس التجار و معتمد الشيعه و التحفة الرضويه و التجريد و محرق القلوب است.
از اشعار اوست:
اى خوش آن صبحدمى كايت بشرا رسدم
نفحه روح قدس از دم عيسى رسدم
بشكند مرغ سماوى نفس ناسوتى
اذن پرواز سوى عالم بالا رسدم
حاج ملا احمد نراقى ابتدا نزد پدرش تحصيل كرده، سپس از محضر علامه بحر العلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء در نجف اشرف بهرهمند گرديده و در كربلا نيز در درس ميرزا مهدى شهرستانى و وحيد بهبهانى حاضر شده و بعد از نيل به درجه اجتهاد به كاشان بازگشته و مشغول تدريس گشته است.
معظمله از اجله علماى قرن سيزدهم هجرى است و چنانچه علامه خوانسارى در روضات گويد: «نراقى دريايى مواج و بحرى عجاج بود، در فنون معموله استادى ماهر و در علوم متبوعه استوانه كامل؛ اديبى سراينده و فقيهى برازنده... نراقى نويسندهاى ماهر و مؤلفى ناصح بود كه معراج السعاده او جهت خوشبختى مردمان و كشكول او به اسم خزائن مشهور است» .
وى داراى تأليفاتى چون: مستند الشيعه فى احكام الشريعه، عوائد الايام، طاقديس، عين الاصول، شرحى بر تجريد الاصول، معراج السعاده، اسرار الحج، اجتماع امر و نهى، اساس الاحكام، سيف الامه، مناهج الاصول، مفتاح الاحكام، خزائن و يك ديوان شعر فارسى است، از اشعار اوست:
تاراج كنى تا كى اى مغبچه ايمانها
كافر تو چه مىخواهى از جان مسلمانها
اى خضر مبارك پى بنماى به من راهى
سرگشته چنين تا كى مانم به بيابانها
دامن بكش از دستم اى بت كه به اميدت
يكباره كشيدستم دست از همه دامنها
پروانه صفت گردم گرد سر هر شمعى
از روى تو چون روشن شد شمع شبستانها
اين عالم ربانى و حكيم و شاعر توانا در سال 1244 ه.ق در شهر كاشان به بيمارى وبا مبتلا و دارفانى را وداع گفت و جسد مطهرش را از كاشان به نجف حمل نمودند و در كنار آرامگاه پدرش در صحن مطهر پشت سر حضرت به خاك سپردند.
شيخ مرتضى كه به دنبال كسب علم و دانش به شهرهاى مختلف سفر مىكرد و از حوزههاى علميه شهرهاى مختلف بازديد مىنمود در كاشان گمشده خود را پيدا كرد. شيخ در كاشان ملا احمد نراقى را چون دريايى از علم و حكمت و عرفان و اخلاق يافت، لذا رحل اقامت افكند و زانوى شاگردى نزد كرسى آن استاد والا مقام زد و حدود چهار سال از محضر وى استفاده نمود و هم در آن وقت به تصنيف و تأليف پرداخت بين شيخ و ملا احمد جاذبهاى متقابل برقرار بود تا جايى كه نراقى پس از حركت شيخ از كاشان فرموده: «استفادهاى كه من از اين جوان نمودم بيش از استفادههايى بود كه او از من برد» و نراقى كه شيخ را مجتهدى مسلم ديد در هنگام حركت به وى اجازه مبسوطى داد و در آن شيخ را به بهترين عبارات ستود و هم او در مورد شيخ گفته «در مسافرتهاى مختلفه زياده بر پنجاه مجتهد مسلم ديدهام كه هيچ يك از ايشان به مثل شيخ مرتضى نبودند».