(زمان شناسى) و توجه به
(مقتضيات عصر) ويژگى بارز حوزه هاى علميه است. عالمان دينى با ارج گذاردنِ تمام بر
سنت ها و سود بردن از پيشينه غنى خود, امر دين را در بستر زمان, جارى مى سازند.
توجه به عنصر (زمان) از آن رو در دين شناسى و نيز تبليغ دين ضرورى است كه روابط,
مكانيسم ها و موضوعات در طول زمان, دست خوش تغيير مى گردد و از اين رو دانشوران
دينى بايد هوشيارانه اقتضائات و موضوعات زمان را بشناسد تا (لوابس) و كژى ها و
اشتباهات بر وى هجوم نكنند و رسالت واقعى خويش را به انجام رسانند, امام صادق(ع) مى
فرمايد:
العالم بزمانه لاتَهْجُمُ عليه اللَوابس.(اصول كافى, باب العقل والجهل, ح29)
حوزه هاى علميه هماره با مددگيرى از اين آموزه ها با زمان پيش مى رود و با دانش هاى
روز در مى آميزد و بر اساس نيازهاى جامعه حركت مى كند و در هر عرصه اى كه ضرورى
بداند گام هاى اساسى بر مى دارد, سخن نو دارد و دريچه اى جديد بروى خود مى گشايد و
پرتو روشنايى از كتاب و سنت مى گيرد خود و ديگران را روشن مى سازد. آنان با شفاف
سازى انديشه هاى سلف و كشف حقايقى نو و پاسخ به شبهات نوپيدا, درصدد آشناسازى مردم
با فرهنگ غنى اسلام و ترويج آموزه هاى قرآن و مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ هستند.
فاضلين نراقى از جمله همين عالمان زمان شناسى بودند كه اندوخته ها و يافته هاى خود
را از حوزه هاى اصفهان, كربلا و نجف در عرصه هاى فقه و اصول, فلسفه, كلام, اخلاق,
عرفان, هيئت, ادبيات و شعر با زمان هم آهنگ ساختند و با قلمى مناسب به رشته تحرير
درآوردند. اينان در حوزه هاى ياد شده با ژرف نگرى نگريستند و سخن نو گفند, از همين
روست كه امروزه, به گرد خرمن آنان جمع آمديم و هر كسى حسب نياز به خوشه چينى مشغول
است.
آن گاه, كه اخبارى ها برحوزه هاى علميه سيطره پيدا كرده بودند ملامحمد مهدى نراقى
در كنار استاد بزرگوارش مرحوم وحيد بهبهانى به مبارزه علمى با آن تفكر پرداخت و در
اين راستا رساله اجماع را در كربلا به نگارش درآورد. يا هنگامى كه يكى از علماى اهل
تسنن كتابى بر رد شيعه نوشت و شبهاتى را وارد ساخت ملامحمد مهدى به حسب نياز روز و
ضرورت پاسخ به آن با نقل مطالب آن به نقد و پاسخ آن همّت گماشت. و كتاب شهاب الثاقب
را نگاشت.
يا زمانى كه مبلغ مسيحى به نام (هنرى مارتين) انگليسى كتابى بر رد اسلام به نگارش
درآورد و در سطح وسيعى توزيع شد ملا احمد نراقى وارد ميدان مبارزه علمى شد و ده نفر
از علماى يهود را نزد خود خواند و كتاب مذكور را با آنان به بحث گذاشت و با استفاده
از كتابخانه ملا موشه يهودى, پاسخى محكم و پرمغز داد و نام آن را (سيف الامه و
برهان المله) نهاد.
بدين سان, تلاش هاى علمى اين دو عالم بزرگ همراه با نيازهاى زمان ادامه يافت و
الگويى را براى حوزه هاى علميه در امر زمان شناسى به جاى گذاشت. اكنون بر دانشوران
حوزوى است كه با تأسى از اين الگوها و بهره ورى از ميراثِ غنى خود, پژوهش هاى خود
را سامان دهند و نيازهاى زمانه را تواناتر از قبل, پاسخ گويند.