علىرضا رزمگير
حاج ملا احمد معروف به فاضل نراقى، متولد 1185 ق فرزند ملا مهدى (محمد مهدى نراقى) از علماى بزرگ شيعه است. وى اهل نراق (اطراف دليجان) است كه از آبادىهاى قديم ايران محسوب مىشود.
او تحصيلاتش را نزد پدر شروع كرد و براى ادامه تحصيل راهى نجف شد. در آن جا درس خارج را نزد سيد مهدى بحر العلوم گذراند و سپس به ايران بازگشت و در كاشان اقامت گزيد. ملا احمد و پدر بزرگوارش هر دو از دانشمندان به نام و از مجتهدان روزگار خود بوده و به اسلام و مسلمانها خدمتبسيارى كردند. و هر دو در سن شصتسالگى در گذشتند.
پدر در فقه «معتمد الشيعه» و فرزند «مستند الشيعه» را تقرير نمود. پدر در باب اخلاق «جامع السعادات» و پسر «معراج السعادة» را نوشت. او «مشكات العلوم» و آن يكى «خزائن» را تحرير كرد.
سرانجام فرزند راه پدر را آن چنان دنبال كرد و آن را به طورى استوار نمود كه در نهايت، به شهرت و مرجعيت دستيافت.
مؤلف ريحانة الادب، تاليفات ملا احمد نراقى را شامل آثار ذيل مىداند:
اجتماع الامر والنهى، اساس الاحكام در اصول فقه، اسرار الحج، حجية المظنه، خزائن، ديوان شعر فارسى، سيف الامة، شرح تجريد الاصول، طاقديس، عين الاصول، مستند الشيعه فى احكام الشريعه، معراج السعادة، مفتاح الاحكام، مناهج الاصول. (1)
بايد دانست دوره قاجارها، دوره بالا گرفتن اختلاف ميان علما و دولتبود; زيرا هر دو بر سر تعيين حدود وظايف خود اختلاف نظر داشتند. به همين جهت علماى شيعه در نفوذ بر دولتيان و محدود كردن اختياراتشان تلاش مىكردند، از آن جمله ملا احمد نراقى، با آن كه كتاب «معراج السعادة» را به تقاضاى فتحعلىشاه تاليف كرد، اما از نظر اجتماعى و احساس مسئوليتشرعى با قلم و قدم قدرت خويش را اعمال مىكرد، خصوصا در جريان تجاوز روسيه به قفقاز كه كاملا مشهود بود.
بارى روسها به علت ابهامات معاهده گلستان، گوگچه ايروان را تصرف كرده و به هيچ قيمتى حاضر به عقب نشينى از آن نبودند. آقا سيد محمد اصفهانى، به حكم مرجعيتى كه داشت درباره جهاد عليه متجاوزان، با فتحعلىشاه وارد گفتوگو شد; اما شاه از تصميم او اكراه داشته، مسائل را با سكوت مىگذراند تا آن كه به ناچار آقا سيد، نامه هايى به علما نوشت و مردم را به جهاد دعوت كرد. عدهاى از علما كه ملا احمد نراقى نيز در ميان آنها بود، كفن پوشان براى شهادت آماده شدند و شاه را ناگزير دربرابر خواسته خود (صدور دستور جهاد) تسليم كردند. (2)
در چنين اوضاع پرآشوبى، ملا احمد نراقى با اين اعتقاد كه تنها ولايت از طرف خدا است و ملاك سلطنت و حكومتبر مردم، مختص ذات بارى مىباشد، به محدود كردن اختيار دولت و كارگزاران مربوطه پرداخت، خاصه پاىبندى خود را در اين راه با تاكيد بر «امر به معروف و نهى از منكر» در اثر مهمش «معراج السعادة» به روشنى بيان كرده است.
از مهمترين فرايض مسلمانان فريضه «امر به معروف و نهى از منكر» است. «معروف» به معناى شناخته شده، شهرت يافته و نامور است و مراد از آن امر كردن اشخاص براى انجام دادن واجبات شرعى بوده و هدايت كردن مردم به سوى خداوند است. «منكر» نيز به معناى ناروا، بد، قبيح و ناشايست است و مقصود از «نهى از منكر» ، بازداشتن از اعمال زشت و جلوگيرى از گناه و اعمال خلاف دين مىباشد. «يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون» . (3)
مىدانيم كه فريضه امر به معروف و نهى از منكر برنامهاى الهى است و برانگيخته شدن پيامبران و فرستادن كتب آسمانى، در جهت اين حركت رهايى بخش است و از آن جا كه بشر فطرتا به خوبى و زيبايى، بيشتر تمايل دارد، طبيعتا با دسته اول آشناتر است و چنان چه كسى به زشتىها و منكرات روى آورد، شناختن و شناساندن عواملى كه او را بدان راه كشانده ضرورى است. سپس راهنمايى و هدايت در مرحله بعدى قرار مىگيرد و اين چيزى نيست جز همان فريضه اصلى كه محور بحثخواهد بود.
امر به معروف و نهى از منكر دو مرحله دارد:
1- فردى: در اين مرحله، هر كس با رعايتشرايطى همراه با حسن نيت و به تنهايى ناظر اعمال برادران و خواهران مسلمان خويش است.
2- جمعى: در اين مرحله امتبه طور دسته جمعى براى از بين بردن نابسامانىهايى كه باعث آلودگى اجتماع مىشود، قيام مىكنند; بديهى است كه در انجام اين دو فريضه مهم، ابتدا بايد خدا را در نظر داشت و از افراط و تفريط دورى كرد، سپس با حسن نيت و شيوهاى متين، با رافت و مهربانى، به صلاح و خير رهنمون كرد و دلها را با يكديگر نزديك نمود.
بىگمان انسان از ا بتداى آفرينش همواره به دنبال مدينهاى فاضله بوده، راههاى ناشناخته و دشوار را آزموده و براى رسيدن به آرمان شهر دستبه تلاشهايى زده است كه زاييده نيازهاى فطرى اوست. در نظامهاى سياسى جهان، عدهاى خاص مامور اجراى قوانين بوده و بر چگونگى اجراى آن نظارت داشتهاند و دارند، اما در نظام سياسى اسلام، علاوه بر برگزيدگان جامعه و نظارت آنان، هر فرد مسلمانى وظيفه دارد به انجام قوانين اسلامى پاىبندى نشان داده و نسبتبه تمام طبقات جامعه، احساس مسئوليت داشته باشد.
بارى احكام اسلامى از چهار منبع اصلى نشات مىگيرد:
1- قرآن: مهمترين سند دينى ما قرآن است، ولى به دليل پرداختن به اصول اساسى، به تشريح اجزاء و جزئيات نپرداخته است.
2- عقل: با توجه به دانش اندك بشرى، احكام قطعىاش كمتر از شرايط لازم برخوردار است.
3- اجماع: اجماع در فقه شيعه هنگامى معتبر است كه بيان كننده نظر پيامبر يا امامان معصوم باشد.
4- سنت: سنت همان گفتار و كردار معصومين عليهم السلام است، «سيره» از مهمترين راههاى به دست آوردن موازين دقيق معارف الهى است كه بدون ترديد از تعاليم قرآن كريم به دست آمده است. به همين جهت، توجه به احاديث نبوى روشن كننده راه خواهد بود. (4)
برخى از بزرگان اماميه، از جمله شيخ طوسى رحمه الله و ابوالفتوح رازى رحمه الله اين دو فريضه (امر به معروف و نهى از منكر) را واجب عينى دانسته و به آيه يكصد و ده سوره آل عمران استناد جستهاند، اما بقيه بزرگان اماميه، به آيه يكصد و چهار همان سوره استناد كرده، اين دو فريضه را واجب كفايى دانستهاند. (5)
و نيز برخى ديگر از اماميه امر و نهى را تنها بر امام معصوم عليهم السلام واجب دانسته، با اين همه غالبا آن را بر همگان واجب شمرده و معتقدند كه هر مسلمانى بايد با توجه به شرائط زير اين فرايض را انجام دهد:
1- شخص آمر به معروف و ناهى از منكر، نيكى و بدى را به خوبى بشناسد.
2- اين احتمال را بدهد كه امر و نهى او مؤثر است.
3- اطمينان حاصل كند كه امر و نهى وى نتايج زيانبارى نداشته، موجب از بين رفتن جان و مال مسلمانان نشود.
4- بداند كه بدكار، كسى است كه پيوسته دستبه بدى مىزند و در بدى كردن اصرار مىورزد.
5- شايسته است كه آمر به معروف و ناهى از منكر، گناهكار را پيش از انجام گناه، از كردهاش باز دارد و او را به كار نيكى كه در آينده مىخواهد صورت گيرد تشويق و تحريض كند. (6)
بر اين اساس، ملا احمد نراقى رحمه الله معتقد است كه اين فريضه، بر هر مسلمانى كه به سن تكليف رسيده واجب است، اما در امور مستحب، از آن چه كه كراهيت دارد، پىگيرى واجب نيست و به دنبال همين ديدگاه معتقد است كه آمر به معروف و ناهى از منكر بايد در ابتدا خود به وجوب يا حرمت هر امرى آگاه بوده و چنان چه به حكم چيزى قطعا آگاه نباشد، نمىتواند كسى را امر و نهى كند. به علاوه پيش از اجراى حكم، احتمال بدهد كه امر و نهى او مفيد فايدهاى خواهد بود و در صورتى كه يقين حاصل كند مؤثر نيست، بر او واجب نمىشود. بىگمان امر به معروف و نهى از منكر نمودن مسلمانان، اگر در برگيرنده مفسده و ضرر باشد، وجوبش ساقط خواهد شد. افزون بر آن، اگر شخصى از گناه خود پشيمان شود و توبه كند، ديگر نيازى نيست كه او را متوجه اين فريضه كنيم. (7)
ملا احمد نراقى رحمه الله معتقد است كه، سهلانگارى و سبك شمردن اين فريضه مهم به سبب ضعف نفس يا طمع در مال و ثروت و زخارف دنيوى است و ضرر و زيان آن به عموم مردم مىرسد. و چنانچه انجام اين امر به فراموشى سپرده شود، بىگمان آيات نبوت و احكام دين ضايع مىشود و جهل و نادانى جهان را در بر مىگيرد و حاصل آن ضلالت و گمراهى خواهد بود. (8)
مىدانيم كه اصول اخلاقى را ابتدا بايد از خانواده شروع كرد، چرا كه والدين در مسئوليت تربيتى فرزندان نقشى اساسى دارند و آنان مهمترين كسانى هستند كه روحيه مثبت آموزشى، فرهنگى و اخلاقى را در كودكان خود ايجاد مىكنند. از تعداد زيادى دانشآموز دبيرستانى درباره زندگى خانوادگى و پيشرفت تحصيلى آنان تحقيقى به عمل آمد. يكى از پرسشها اين بود كه «محرك تو در موفقيت مدرسه و مسائل آموزشى چه كسى بود؟» 85 درصد از موفقترين دانشآموزان پاسخ دادند: «والدينم» . آنان نگفتند: «پدرم» يا «مادرم» بلكه گفتند «والدينم» . (9)
و اين تاثير هماهنگى پدر و مادر در تربيت فرزند را به بهترين صورت نشان مىدهد.
ملا احمد نراقى رحمه الله نيز پيرو برداشتى كه از قرآن و احاديث دارد، به اين نتيجه رسيده كه، شايسته است فريضه امر به معروف و نهى از منكر را از خود شروع كنيم، بر طاعات و ترك محرمات مواظبت داشته باشيم، آن گاه خانواده، فرزندان، نزديكان و خويشان را ارشاد كنيم; سپس نوبتبه همسايگان، اهل محله، مردم شهر و سرانجام تا هر جاى دنيا كه مقدور باشد، مىرسد. (10)
نكته قابل تامل; پيام انسانساز اسلام است كه روشن و شفاف مىباشد، اما آنچه مهم مىنمايد، همان طرز تلقى و برخورد ما مسلمانان است كه شايد نمىدانيم چگونه و با چه روش هايى اين فريضه الهى را به كار بنديم تا بهجاى دافعه، جاذبه ايجاد كنيم; بنابراين شايسته است پيش از هر چيز، شيوه كار را از اسوه اسلام، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم بياموزيم و بدانيم كه هر شيوهاى در هر زمان و مكان و بر روى هر مسلمانى، نتيجه يكسان و مطلوب نخواهد داد.
در تفسير «المنار» ، ذيل آيه، چنين مىخوانيم: جوانى به حضور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم رسيد و بىمحابا گفت اجازه مىدهى زنا كنم؟ فرياد مردم بلند شد و سيل اعتراض عليه او شروع گرديد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم با خونسردى فرمود: آيا دوست دارى با مادر تو چنان كنند؟ گفت: نه. و پيامبر فرمود: با خواهرت چطور؟ با دخترت چه؟ و جوان همهاش را انكار مىكرد. به اين ترتيب حضرت با ملايمت، سؤال كننده را متوجه اعمال نكوهيدهاش كرد. (11)
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم مىخوانيم: «لتامرن بالمعروف و لتنهون عن المنكر و لتاخذن على يد السفيه و لتاطونه على الحق اطرا، او ليضربن الله قلوب بعضكم على بعض و يلعنكم كما لعنهم; حتما بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد و دست افراد نادان را بگيريد و به سوى حق دعوت كنيد و الا خداوند قلوب شما را همانند يكديگر كرده و شما را از رحمتخود دور مىكند همان طور كه آنها را از رحمتخويش دور كرد» (12) .
اهميت امر به معروف و نهى از منكر، بيشتر از آن جهت است كه خير آن به عموم جامعه باز مىگردد و حق نظارت فرد بر اجتماع، از آن جهت طبيعى است كه ناشى از پيوند سرنوشتها مىباشد; بنابراين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم فرموده است: يك فرد خاطى و گناهكار در ميان مردم شبيه كسى است كه با جمعى سوار كشتى مىشود و هنگامى كه كشتى به وسط دريا برسد، تبرى برداشته به سوراخ كردن مكانى كه خود در آنجا نشسته است، بپردازد و به هنگام اعتراض ديگران، در جواب معترضين بگويد من در سهم خود تصرف مىكنم. (13)
به همين جهت است كه خداوند مىفرمايد: «كنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر; شما امتى برتريد چرا كه امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد.» و نيز از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم روايتشده است: يا امر به معروف كنيد و اهل معاصى را از منكرات بازداريد، يا آنكه خداوند عذابى بر شما نازل مىكند كه هر چقدر دعا كنيد، مستجاب نمىشود. (14)
بىگمان تمام افرادى كه امر و نهى مىشوند، روحيه و ويژگىهاى يكسانى ندارند. بنابراين شايسته استبا آنها برخوردى متناسب با ويژگىهاى روحى - روانى خودشان انجام گيرد تا نتيجه مطلوب، زودتر حاصل شود.
برخورد با جوانان به دليل حساسيتهاى مخصوص به خودشان، بايد با صبر و حوصله بيشتر همراه باشد، تا ايجاد مفسده نكند. چون اظهار محبت، تشويق و به حساب آوردن شخصيت آنان و ايجاد رقابت در آنها براى انجام كارهاى معروف و متوجه كردن آنان كه در هر حال خداوند شاهد و ناظر اعمال ما است، تاثير خواهد گذارد. (15)
نه تنها جوانان بايد مورد دقتبيشترى قرار گيرند، بلكه در مورد سال خوردگان نيز شايسته است در باب برخورد با ايشان از حدود ادب خارج نشد. داستان مربوط به امام حسن و امام حسين عليهما السلام در دوران كودكى و برخورد آنان با پيرمردى كه وضوى صحيح نمىگرفت، براى هر مسلمانى الگوى بسيار مناسبى است.
ملا احمد نراقى رحمه الله در زمينه امر به معروف بسيار محتاطانه مىانديشد، چنان كه داخل شدن در خانههاى ظلمه و فساق را هنگامى كه مشغول ظلم يا فسقى باشند، جايز نمىداند; حتى حاضر شدن در جمعى كه به معصيت مشغولند خاصه در جايى كه قدرت بر دفع معصيت نداشته باشد را به مصلحت نمىداند. (16)
با اين همه در باب اهميت اين فريضه تا آنجا معتقد است كه وجود هر عقوبتى - آسمانى يا زمينى - چون طاعون، وبا، قحطى، خشك سالى، نيامدن باران، تسلط اشرار و ستمگران، قتل و غارت، زلزله و امثال آن را به سبب ترك امر به معروف و نهى از منكر مىداند. (17)
وى با آن كه معتقد است، آمر به معروف، حتما نبايد بىگناه و عادل بوده باشد، اما در صورت قطع و يقينى شدن مسئله، اجراى اين فريضه، بر هر فردى واجب است; با اين همه او به نقل از مصباح الشريعة از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نقل كرده است: هر كس از آفتهاى نفس اماره رهايى نيافت و هوا و هوس هم چنان بر او چيره ماند، صلاحيت امر به معروف را ندارد; مخصوصا كسى كه بر مسند نيابت پيامبرى مىنشيند و براى اصلاح حال مردم و هدايت آنان به تبليغ احكام شريعت مشغول مىشود، شايسته استخود متصف به صفات الهى بوده، خوش خلق، صبور و قوى النفس باشد و بدون طمع كردن به مال و جاه ديگران يا اميد ستايش از آنان، به اين امر مهم دستيازد. (18)
خلاصه سخن، آن كه در اجراى «امر به معروف و نهى از منكر» ابتدا بايد از خود شروع كنيم، البته بدون فراموش كردن اين سخن «رطب خورده منع رطب كى كند» كه دراجراى شايستهترين واجبات از جمله «رطب خوردگان» نباشيم. هر كس شايسته است، در اين راه، پيش قدم شده، در حد توانايى خود بكوشد; اما نبايد فراموش كرد كه اولويت، بيشتر با كسانى است كه به نوعى در دل مردم نفوذ دارند; چون علما، بزرگان اجتماع، مديران، و رؤساى ادارات، چه لشكرى و چه كشورى. و همه كسانى كه مورد قبول مردم هستند، از اين شرط برخوردار مىباشند; چرا كه اگر منكرى از اين بزرگان صادر شد، بىگمان مردم عادى را به سرعت نا اميد و سرخورده مىكند; به قول ناصر خسرو: «بند دين بر دلشان سست مىشود» ;
خلق بر آن عالم منكر شدى سستشدى بر دلشان بند دين
پىنوشتها:
1) على اكبر دهخدا، لغت نامه.
2) ملا احمد نراقى، حدود ولايتحاكم اسلامى، (ترجمه بخش ولايت فقيه از كتاب «عوائد الايام» ، (چاپ اول، تهران، اداره كل انتشارات و تبليغات، 1365) ص 10.
3) آل عمران (3) آيه 100.
4) سيد محمود مدنى بجستانى، امر به معروف و نهى از منكر دو فريضه...، (چاپ دوم: معروف) ص 12 و 13.
5) دايرة المعارف تشيع، ج 2، ص 499.
6) همان.
7) ملا احمد نراقى، معراج السعادة، (انتشارات دهقان) ص 394 و 395.
8) همان، ص 389.
9) لسلى جى نيسون، نقش اولياء در پيروزى تحصيلى فرزندان، ترجمه نعمت كديور، ج چهارم، انجمن اولياء و مربيان، 1372، ص 83 .
10) ملا احمد نراقى، معراج السعادة، ص400.
11) ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، 3 / 42.
12) همان، ج 5، ص 44.
13) همان، ج 3، ص 37 و 38.
14) ملا احمد نراقى، معراج السعادة، ص 392.
15) محمد رضا اكبرى، تحليلى نو و عملى از امر به معروف و نهى از منكر در عصر حاضر، (چاپ دوم: شهيد فهميده، 1375) ص 165.
16) ملا احمد نراقى، معراج السعادة، ص 391.
17) همان، ص 392.
18) همان، ص 396.