فصل 122: آنچه مؤمن هنگام دخول نجف و كربلا بايد بجا آورد

و چون براى زيارت امير مؤمنان و سرور اوصياء عليه السلام داخل سرزمين نجف شدى، به ياد آر كه آن وادى سلام و جايگاه اجتماع ارواح مؤمنان است، و خدا آن را شريفترين بقاع و بهشت اهل ايمان قرار داده، و هيچ مؤمن صافى و خالصى نيست مگر اينكه بعد از مرگ روح او به آنجا مى‏آيد، و با ديگر مؤمنان از نعمتها برخوردار مى‏شود تا آنگاه كه در قيامت كبرى به خانه رامت‏برين در آيد، و خداوند قدر و شرف آنجا را عظيم كرده و آن را مدفن وصى رسول خود قرار داده، بعد از آنكه مدفن آدم ابو البشر و نوح شيخ المرسلين عليهما السلام بود.پس از خدا مسالت كن كه خدا روح تو را به آنجا برد و تو را در زمره مؤمنان در آورد، و آنجا را مدفن تو سازد تا به شفاعت مولايت عليه السلام نائل شوى، و تو را با كافران و گناهكاران در وادى برهوت (محل ارواح كفار) محشور نكند.

و چون به زيارت آن حضرت ايستادى، عظمت قدر و رفعت مرتبه او را نزد خدا و رسول او ياد آور و آدابى را كه در زيارت رسول خدا صلى الله عليه و آله ذكر كرديم مراعات كن.

و چون براى زيارت سيد الشهداء عليه السلام به زمين كربلا گان نهادى، به خاطر آر كه آن زمينى است كه در آن فرزند دختر رسول خدا را با فرزندان و خويشان و ياران شهيد كردند، و اهل بيت او را در آنجا اسير نمودند، پس اندوه دل خويش تازه كن، و ژوليده موى و غبار آلود و شكسته دل و غمگين و گريان داخل آن زمين شو، و حرمت و شرافت آن را به خاطر آر، كه آن زمينى است كه در خاكش شفاست، و دعا در آنجا رد نمى‏شود، و خداوند در قيامت آن را بلندترين بقعه‏هاى بهشت مى‏سازد، پس در آن زمين آهسته و با پروا رفت و آمد كن.

و چون براى زيارت داخل حائر (موضعى كه روضه مقدسه سيد الشهداء عليه السلام در آنجاست) شدى، و چشمت‏بر ضريح منور افتد، و سپس بر ضريح اصحاب او كه با او شهيد شده‏اند و در يك موضع در كنار او گرد آمده‏اند، اشخاص ايشان را در خاطر خود مجسم ساز، و وقايع و بلاها و محنتهائى كه بر آنان گذشته به ياد آر، و حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام را تصور كن كه در ميدان كربلا ايستاده، و يكايك اصحاب به خدمت او مى‏رسند و مى‏گويند: السلام عليك يا ابا عبد الله! و اذن جهاد مى‏گيرند، و حضرت به ايشان اذن مى‏دهد، و هر يك خود را به ميان انبوهى از دشمنان مى‏افكند، و سرانجام در راه او كشته مى‏شود، و چون از حيات خود نوميد مى‏شود به آواز بلند فرياد مى‏كند: ادركنى يا ابا عبد الله! و او عليه السلام بسرعت مى‏تازد و جثه او را از ميدان بر مى‏دارد و به ديگر برادران شهيدش ملحق مى‏سازد.و امثال اين را به خاطر آر، و اندوه و گريه خود را تازه ساز، و آرزو كن كه در آن ميدان با آنها بودى، و بگو: كاش با ايشان مى‏بودم تا به رستگارى بزرگ نائل مى‏شدم.

آنگاه آداب باطنى را در زيارت آن حضرت عليه السلام مراعات كن، و همچنين در زيارت هر يك از امامان عليهم السلام، كه بهنگام حضور نزد هر يك از ايشان بايد جلالت‏شان و عظمت قدر و حق بزرگ هر يك را ياد آورى، و آنچه مناسب حال و سرگذشت اوست متذكر شوى، و تعظيم و اجلال و اندوه و شادى و امثال اينها را كه در خور هر مقام است در دل خود حاضر كنى. اين پايان كتاب «جامع السعادات‏» است، و خدا را بر تمام كردن آن سپاس مى‏گزارم، و از خدا مسالت مى‏كنم كه ما را از عمل كنندگان به آن قرار دهد، و همه بندگانى را كه به سوى او رهسپارند از آن بهره‏مند گرداند.و فراغ از تاليف آن در آخر ماه ذى القعده سال يكهزار و يكصد و نود و شش از هجرت نبوى - كه بر مهاجر آن هزاران سلام و درود باد - اتفاق افتاد.

اين است پايان نگارش مصنف قدس سره ترجمه كتاب شريف «جامع السعادات‏» در مهر ماه 1366 ه.ش.مطابق صفر 1408 ه.ق.به پايان رسيد.و الحمد لله رب العالمين.

سيد جلال الدين مجتبوى