فصل 77: فضيلت صبر

صبر يكى از منازل و مراحل رهروان دين و از مقامات اهل توحيد است.

و بواسطه آن بنده در صف مقربان بارگاه الهى در مى‏آيد، و به جوار پروردگار عالميان و اصل مى‏شود.و خداوند بيشتر درجات و خيرات را به صبر نسبت داده، و آن را در هفتاد و چند جاى از قرآن ياد كرده است.و خدا صابران را به او صافى وصف نموده است، چنانكه مى‏فرمايد:

و جعلنا منهم ائمة يهدون بامرنا لما صبروا» (سجده، 24)

«و چون شكيبايى كردند، از آنان پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏كردند» .

و مى‏فرمايد:

و تمت كلمة ربك الحسنى على بنى اسرائيل بما صبروا (اعراف، 136)

«و وعده نيكوى پروردگارت بر بنى اسرائيل به سبب شكيبائيى كه كردند انجام شد» .

و مى‏فرمايد:

و لنجزين الذين صبروا اجرهم باحسن ما كانوا يعملون (نحل، 96)

«و پاداش كسانى را كه شكيبائى كرده‏اند بهتر از آنچه عمل كرده‏اند مى‏دهيم‏» .

و مى‏فرمايد:

اولئك يؤتون اجرهم مرتين بما صبروا (قصص، 54)

«به اينان براى آن شكيبائى كه كردند دو بار مزد دهند» .

پس هر فضيلت و اجرى به اندازه و حساب است مگر صبر، و از اينرو مى‏فرمايد:

انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب (زمر، 10)

«و پاداش شكيبايان بتمامى و بيحساب داده مى‏شود» .

و صابران را وعده داده كه با ايشان است، چنانكه مى‏فرمايد:

و اصبروا ان الله مع الصابرين (انفال، 47)

«و شكيبائى كنيد كه خدا با شكيبايان است‏» .

و نصرت و يارى را به صبر بسته است، و مى‏فرمايد:

بلى ان تصبروا و تتقوا و ياتوكم من فورهم هذا يمددكم ربكم بخمسة آلاف من الملائكة مسومين (آل عمران، 125)

«آرى، اگر شكيبائى و پرهيزكارى پيشه كنيد و آنان بسرعت (يا از خشم و هيجان خويش) به شما تازند پروردگارتان شما را به پنج هزار فرشته كه به نشانه [جنگ] آراسته‏اند يارى خواهد كرد» .

و درودها و رحمت و هدايت را براى صابران جمع كرده و فرموده است:

اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون (بقره، 157)

«درودها و رحمت پروردگارشان بر آنان باد و ايشان ره يافتگانند» .

و آياتى كه درباره مقام صبر وارد شده بسيار است، و اخبارى كه در ستايش آن رسيده بى‏شمار است.رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «الصبر نصف الايمان‏» «صبر يك نيمه ايمان است‏» .

و فرمود: «كمتر چيزى كه به شما داده‏اند يقين است و صبر، و هر كه بهره‏اى از اين هر دو دارد، گو باك مدار از آنچه از نماز شب و روزه روز از او فوت شود، و اگر بر آنچه هستيد [از فقر و بى‏چيزى] صبر كنيد دوستتر دارم از آنكه هر يك از شما برابر جميع عمل شما بياورد، و ليكن مى‏ترسم كه پس از من راه دنيا بر شما گشوده شود تا آنكه يكديگر را انكار كنيد، و اهل آسمان شما را منكر شوند، پس هر كه صبر كند و مزد و ثواب چشم دارد به تمام ثواب خود دست‏يافته است‏» ...

سپس اين آيه را خواند:

«ما عندكم ينفد و ما عند الله باق‏» (نحل، 96)

«آنچه نزد شماست‏سر آيد و آنچه نزد خداست پاينده است‏» .

و فرمود: «صبر گنجى از گنجهاى بهشت است‏» .

و فرمود: «برترين كارها آنست كه بر جانها دشوار و ناخوشايند است‏» .و شكى نيست كه صبر چيزى است كه جانها آن را خوش ندارد، و از اينرو گفته‏اند:

صبر تلخ است.و فرمود: «در صبر بر ناگوارها و ناخوشايندها خير بسيار است‏» .

و فرمود: «الصبر من الايمان بمنزلة الراس من الجسد، و لا جسد لمن لا راس له، و لا ايمان لمن لا صبر له‏» «صبر نسبت‏به ايمان همانند سر است نسبت‏به تن، هر كه سر ندارد تن ندارد، و هر كه صبر ندارد ايمان ندارد» .

از او صلى الله عليه و آله درباره ايمان پرسيدند، فرمود: «الصبر و السماحة‏» «صبر است و گذشت‏» .

و فرمود: «هيچ بنده‏اى هرگز دو جرعه‏اى ننوشيد كه نزد خدا دوستتر باشد از جرعه غيظ و خشمى كه به حلم و بردبارى بدل نمايد و جرعه مصيبتى كه در آن شكيبائى كند، و هيچ قطره خونى بر زمين نريخت كه در نزد خداى تعالى دوستتر باشد از قطره خونى كه در راه خدا ريخته شود، و قطره اشكى كه در سياهى شب از چشم بنده بريزد در حالى كه در سجده باشد و جز خدا ديگرى او را نبيند، و هيچ بنده‏اى دو گامى برنداشت كه نزد خداى تعالى دوستتر باشد از گامى كه براى نماز واجب بردارد و گامى كه براى صله رحم بردارد» .

و روايت است كه: «خداى تعالى به داود عليه السلام وحى فرمود: اى داود! در اخلاق از من پيروى كن، و از اخلاق من يكى آنست كه من صبورم‏» .

و روايت است كه: «مسيح به حواريون گفت: نيابيد آنچه دوست داريد تا صبر كنيد بر آنچه كراهت داريد» .

و رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «هيچ بنده مؤمنى نيست كه مصيبتى به او رسد و بگويد - چنانكه خدا آن را فرموده - : انا لله و انا اليه راجعون (ما از خدائيم و به او باز مى‏گرديم‏» ، بار خدايا در اين مصيبت‏به من اجر بده و بهتر از آنچه از دست داده‏ام به من كرامت فرما، مگر اينكه خدا چنين مى‏كند» .

و فرمود: «خداى عز و جل فرمود: هر گاه مصيبتى به بنده خود در بدن يا مال يا فرزند او متوجه سازم، پس او با صبر نيكو آن را پذيرا شود، شرم مى‏كنم از اينكه در قيامت ترازوئى براى او برپا كنم يا دفتر عمل او را بگشايم‏» . (1)

و فرمود: «صبر بر سه قسم است: صبر بهنگام مصيبت، و صبر بر [مشقت] طاعت، و صبر كردن از گناه، پس هر كه بر صيبت‏شكيبا باشد تا آن را با صبر نيكو و اگر داند، خداوند براى او سيصد درجه مى‏نويسد، كه ميان هر درجه تا درجه ديگر مانند فاصله آسمان و زمين باشد، و هر كه بر طاعت‏شكيبائى كند خداوند براى او ششصد درجه مى‏نويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر فاصله ميان درون زمين تا عرش باشد، و هر كه بر مصيبت صبر كند خداوند براى او نهصد درجه مى‏نويسد كه فاصله ميان هر درجه تا درجه ديگر به اندازه فاصله ميان قعر زمين تا منتهاى عرش باشد» .

و فرمود: «سياتى على الناس زمان لا ينال الملك فيه الا بالقتل و التجبر، و لا الغنى الا بالغصب و البخل، و لا المحبة الا باستخراج الدين و اتباع الهوى، فمن ادرك ذلك الزمان فصبر على الفقر و هو يقدر على الغنى، و صبر على البغضة و هو يقدر على المحبة، و صبر على الذل و هو يقدر على العز، آتاه الله ثواب خمسين صديقا ممن صدق بى‏» «بزودى زمانى بر مردم آيد كه پادشاهى جز بوسيله كشتن و ستمگرى بدست نيايد، و ثروت جز با غصب و بخل پيدا نشود، و دوستى جز بوسيله بيرون آمدن از دين و پيروى هوى و هوس حاصل نشود، پس هر كه آن زمان را دريابد و بر فقر صبر كند، با آنكه بر تحصيل ثروت توانائى داشته باشد، و بر دشمنى صبر كند با آنكه بر دوستى [از راه نادرست] توانا باشد، و بر ذلت صبر كند و حال آنكه بتواند عزت بدست آورد، خدا ثواب پنجاه صديق از كسانى كه مرا تصديق نموده‏اند به او بدهد» . (2)

و فرمود: «خداى تعالى به جبرئيل فرمود: پاداش كسى كه هر عضو شريف (مانند چشم) او را از او بگيرم چيست؟ عرض كرد: تو را تنزيه مى‏كنم! ما را علمى جز آنچه به ما آموخته‏اى نيست.فرمود: پاداش او جاودان ماندن در خانه كرامت من و نظر كردن به جمال من است‏» .

و به مردى كه گفت: مالم از دست رفت و تنم بيمار شد، فرمود: «در بنده‏اى كه مال او نرود و تن او بيمار نشود خيرى نيست، خداوند چون بنده‏اى را دوست دارد مبتلا و گرفتارش كند، و هر گاه گرفتارش كرد شكيبائى دهد» .

و فرمود: «مرد را نزد خداى تعالى درجه‏اى است كه به هيچ عملى بدان نرسد تا تن او به بلائى مبتلا شود و بدين سبب به آن مرتبه برسد» .

و فرمود: «هر گاه خدا به بنده‏اى اراده خير فرمايد، و بخواهد او را پاك و صافى گرداند، بلا را بر او روان مى‏سازد و فرو مى‏ريزد، پس هنگامى كه او را بخواند، فرشتگان گويند: آوازى آشناست، و چون دوباره دعا كند و گويد: يا رب!

خداى تعالى فرمايد: بنده‏ام! اجابت‏باد تو را و يارى مى‏دهم تو را! چيزى از من نخواستى مگر اينكه به تو عطا كردم، يا براى تو بهتر از آن را بالا بردم، و برتر از آن را براى تو نزد خود ذخيره ساختم.پس چون روز قيامت عمل كنندگان، اهل نماز و روزه و صدقه و حج، را بياورند و اعمالشان را با ترازو بسنجند آنگاه اهل بلا را بياورند، كه نه ترازويى براى آنان برپا كنند و نه دفتر و نامه‏اى از ايشان بگشايند، اجر و پاداش را بر آنان فرو ريزند، همچنانكه بلا بر آنان فرو ريخته مى‏شد، اهل عافيت و تندرستى در دنيا وقتى ثوابى را كه به اهل بلا مى‏دهند مى‏بينند آرزو كنند كه كاش تن آنان را با قيچى‏ها پاره پاره مى‏كردند، و چنين است قول خداى تعالى:

انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب‏» : «پاداش شكيبايان را به تمامى و بيحساب مى‏دهند» .

و فرمود: «وقتى مردى را ديديد كه هر چه دوست دارد خدا به او مى‏دهد و او مشغول معصيت‏خداست‏بدانيد كه اين استدراج (3) است..سپس اين آيه را خواند:

فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم ابواب كل شى‏ء حتى اذا فرحوا بما اوتوا اخذناهم بغتة فاذا هم مبلسون (انعام، 44)

«و چون آنچه را بدان پندشان داده بودند [و به آن مامور بودند] به فراموشى سپردند درهاى همه چيز را بر آنان گشوديم تا بدانچه به آنها داده شده بود شادمان گشتند ناگاه آنان را گرفتيم و يكباره نوميد شدند» .

و روايت است كه: «يكى از پيامبران به خدا شكايت كرد و گفت: پروردگارا، بنده مؤمن تو را اطاعت مى‏كند و از معصيت تو دورى مى‏نمايد دنيا را بر او تنگ مى‏كنى و او را دستخوش بلا مى‏سازى، و بنده كافر تو را اطاعت نمى‏كند و بر گناهان جرات مى‏نمايد بلا را از او بر كنار مى‏دارى و دنيا را بر او مى‏گسترانى! پس خداى تعالى به او وحى فرستاد كه: بندگان از من و بلا از من است، و همه تسبيح و حمد من مى‏كنند، و مؤمن گاهى گناهانى دارد.پس دنيا را از او جدا مى‏كنم و بلا را بر او مى‏گمارم، كه كفاره گناهان او شود تا مرا ملاقات كند، و پاداش نيكيهاى او را به وى بدهم، و گاهى كافرى حسناتى دارد، پس روزى او را فراخ مى‏گردانم و بلا را از او بركنار مى‏سازم، كه در دنيا پاداش او را داده باشم تا در قيامت جزاى بديهاى او را بدهم‏» (4) .

و از حضرت صادق عليه السلام روايت‏شده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خداى عز و جل مى‏فرمايد: من دنيا را ميان بندگانم پاره پاره و تقسيم كرده‏ام، پس هر كه از آن به من قرضى دهد به هر يكى ده تا هفتصد برابر و آنچه خواهم عطا كنم، و هر كه قرضى به من ندهد و چيزى از او به ناخواه بگيرم، سه خصلت‏به او بدهم كه اگر يكى از آنها را به فرشتگانم بدهم از من خشنود شوند.آنگاه امام صادق عليه السلام قول خداى عز و جل را خواند:

الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا: انا لله و انا اليه راجعون، اولئك عليهم صلوات من ربهم ، پس اين يكى از سه خصلت است، و «رحمة‏» دوم آنها، و «اولئك هم المهتدون‏» سوم آنهاست.سپس امام فرمود: اين براى كسى است كه خدا چيزى را از او به ناخواه و بر خلاف ميلش گرفته باشد» .

و امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «ايمان بر چهار ستون ساخته شده است: يقين، و صبر، و جهاد، و عدل‏» .

و فرمود: «الصبر صبران: صبر عند المصيبة حسن جميل، و احسن من ذلك الصبر عند ما حرم الله - عز و جل - عليك‏» «صبر بر دو گونه است.صبر هنگام مصيبت كه نيكو و زيباست، و بهتر از اين صبر درباره چيزى است كه خداى - عز و جل - آن را بر تو حرام كرده است‏» .

و فرمود: «الصبر و حسن الخلق و البر و الحلم من اخلاق الانبياء» «صبر و خوشخوئى و نيكى و بردبارى از اخلاق پيامبران است‏» .

و فرمود: ايما رجل حبسه السلطان ظلما فمات، فهو شهيد، و ان ضربه فمات، فهو شهيد» «هر مردى را كه سلطان به ستم حبس كند و بميرد، او شهيد است، و اگر او را بزند تا بميرد، او شهيد است‏» . (5)

و فرمود: «مى‏خواهيد شما را از اميد بخش‏ترين آيه در كتاب خدا خبر دهم؟» گفتند: آرى! پس اين آيه را خواند:

و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير (شورى، 30)

«هر مصيبتى به شما رسد براى كار كرد دستهاى شماست، و از بسيارى در گذرد» .

پس مصائب در دنيا به سبب كسب گناهان است، و اگر خدا او را در دنيا عقوبت كرد خدا كريمتر از آن است كه دوباره او را عذاب كند، و اگر در دنيا از او در گذشت‏خدا كريمتر از آن است كه در قيامت او را عذاب كند» .

و امام باقر عليه السلام فرمود: «الجنة محفوفة بالمكاره و الصبر، فمن صبر على المكاره فى الدنيا دخل الجنة.و جهنم محفوفة باللذات و الشهوات، فمن اعطى نفسه لذتها و شهوتها دخل النار» «گرداگرد بهشت را ناخوشايندها و شكيبائى فرا گرفته، پس هر كه در دنيا بر ناگواريها صبر كند به بهشت درآيد.و گرداگرد دوزخ را لذتها و شهوتها فرا گرفته، پس هر كه هر لذت و شهوتى را كه دلش بخواهد به خود رساند به دوزخ رود» .

و فرمود: «مروة الصبر فى حال الفاقة و الحاجة و التعفف و الغنى، اكثر من مروة الاعطاء» «جوانمردى صبر در حال فقر و نيازمندى و خويشتن دارى و پارسائى نمودن و توانگرى (6) ، بيشتر از جوانمردى بخشش است‏» .

و فرمود: «لما حضرت ابى على بن الحسين عليهما السلام الوفاة، ضمنى الى صدره، ثم قال: يا بنى! اوصيك بما اوصانى به ابى حين حضرته الوفاة، و بما ذكر ان اباه اوصاه به، قال: يا بنى اصبر على الحق و ان كان مرا» «چون وفات پدرم على بن الحسين عليهما السلام فرا رسيد، مرا به سينه خود چسبانيد، و آنگاه فرمود: پسرم! تو را به چيزى سفارش مى‏كنم كه پدرم بهنگام وفات به من سفارش كرد، و به آنچه پدرم ياد كرد كه پدرش او را به آن سفارش كرده بود، فرمود:

پسرم! بر حق شكيبا باش هر چند تلخ باشد» .

و امام صادق عليه السلام فرمود: «اذا دخل المؤمن فى قبره، كانت الصلاة عن يمينه، و الزكاة عن يساره، و البر مطل عليه، و يتنحى الصبر ناحية.فاذا دخل عليه الملكان اللذان يليان مساءلته، قال الصبر للصلاة و الزكاة و البر:

دونكم صاحبكم، فان عجزتم عنه فانا دونه‏» «چون مؤمن داخل قبر خود شود، نماز در طرف راست او و زكات در طرف چپ او باشد، و نيكى و احسان بر او سايه افكند، و صبر در كنارى قرار گيرد.پس چون دو فرشته‏اى كه براى سؤال از او گماشته شده‏اند بر او داخل شوند، صبر به نماز و زكات و نيكوكارى گويد: مواظب صاحب خود باشيد و او را دريابيد، و اگر شما درمانده شديد من او را دريابم‏» .

و فرمود: «چون روز قيامت‏شود، گروهى از مردم برخيزند و به سوى بهشت روند و در آن را بزنند، به آنان گفته شود: شما كيستيد؟ گويند: ما اهل صبريم، به ايشان گويند: بر چه صبر كرديد؟ گويند: بر طاعت‏خدا صبر مى‏كرديم و از معصيت‏خدا خوددارى مى‏كرديم، خداى تعالى فرمايد: راست گفتند! ايشان را به بهشت در آوريد.و اين همان قول خداى تعالى است:

انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب .

و فرمود: «من ابتلى من المؤمنين ببلاء فصبر عليه، كان له مثل اجر الف شهيد» «هر مؤمنى كه به بلائى گرفتار شود و بر آن شكيبائى ورزد، براى او مثل اجر هزار شهيد خواهد بود» .

و فرمود: «ان الله - عز و جل - انعم على قوم فلم يشكروا، فصارت عليهم و بالا، و ابتلى قوما بالمصائب فصبروا، فصارت عليهم نعمة‏» «خداى عز و جل به مردمى نعمت عطا فرمود و آنها سپاس نداشتند، پس و بال آنان شد، و مردمى را به مصيبتها گرفتار ساخت و صبر كردند، پس بر آنها نعمت‏شد» .

و فرمود: «من لا يعد الصبر لنوائب الدهر يعجز» «هر كه صبر را براى حوادث روزگار آماده نساخت، ناتوان و پريشان گردد» .

و فرمود: «ان من صبر صبر قليلا، و ان من جزع جزع قليلا...ثم قال: عليك بالصبر فى جميع امورك، فان الله - عز و جل - بعث محمد صلى الله عليه و آله و سلم فامره بالصبر و الرفق، فقال:

«و اصبر على ما يقولون و اهجرهم هجرا جميلا (مزمل، 10)» .

«هر كه صبر كند صبر او در زمانى اندك است و هر كه بى‏تابى نمايد بى‏تابى او در زمانى اندك است (هر دو بزودى سرآيند) ... سپس فرمود: پس بر تو باد به صبر در همه امور، كه خداى عز و جل محمد صلى الله عليه و آله و سلم را مبعوث كرد و به صبر و مدارا امر فرمود، و به او فرمود:

«بر آنچه مى‏گويند شكيبا باش و از آنان ببر بريدنى نيكو» .

و حضرت ابو الحسن امام كاظم عليه السلام به يكى از اصحاب خود فرمود: «ان تصبر تغتبط، و الا تصبر يقدر الله مقاديره، راضيا كنت ام كارها» (7) «اگر شكيبا باشى بر تو رشك برند (يا شادمان شوى)، و اگر صبر نكنى خدا مقدرات خود را جارى خواهد كرد، خواه تو خشنود باشى يا ناخشنود» .

و اخبار در فضيلت صبر بر بلا و بزرگى ثواب و اجر آن بى‏شمار است.و از اينرو بود كه پارسايان و بزرگان خواستار آن بودند، تا آنجا كه نقل شده است كه: يكى از ايشان به نزد پسر بيمار خود آمد و گفت: پسرم! اگر تو در ترازوى [اعمال] من باشى دوستتر دارم كه من در ترازوى [اعمال] تو باشم (يعنى اگر من بر مصيبت تو صبر كنم دوستتر دارم كه تو بر مصيبت من صبر كنى) گفت: پدر!

اگر آنچنانكه تو مى‏خواهى باشد دوستتر دارم از آن كه خود مى‏خواهم باشد» .

و يكى ديگر از ايشان گفته است: «سى سال است روشنى چشم من رفته است، و هيچ كس از آن آگاه نيست‏» .

پى‏نوشت‏ها:

1- اين احاديث را با «احياء العلوم‏» : 4/53، كتاب صبر، تصحيح كرديم.

2- اين روايت و ما قبل آن را با «اصول كافى‏» : باب صبر، و «وافى‏» : 3/321- 323، باب صبر، تصحيح كرديم.!

3- فراوان دادن نعمت در وقت معصيت و اندك اندك گرفتار ساختن او به عذاب و عقوبت.!

4- اين چهار حديث را با «احياء العلوم‏» 4/114، باب صبر، تصحيح كرديم.!

5- اين سه روايت را با «اصول كافى‏» باب صبر، و با «وافى‏» : 3/321- 323، باب صبر، تصحيح كرديم.

6- يعنى در حال ثروتمندى، رنج صبر را تحمل كردن، و يا در عين صبر، بى‏نيازى نمودن.!

7- احاديثى را كه از اهل بيت - عليهم السلام - در باب صبر وارد شده با «اصول كافى‏» باب صبر، و با «وافى‏» كتاب صبر، تصحيح كرديم.!