صبر و شكيبائى بر مكروه و ناخوشايند و عبادتهاى سخت و دشوار و ترك شهوات، اگر به آسانى صورت پذيرد صبر حقيقى است، و اگر به رنج و تكلف باشد صبر مجازى است.و چون تقوا را دوام بخشد و اعتقاد به سرانجام نيك را تقويت كند، صبر آسان مىشود و تعب و مشقتى نخواهد بود، چنانكه خداى سبحان مىفرمايد:
فاما من اعطى و اتقى، و صدق بالحسنى، فسنيسره لليسرى (ليل، 5- 7)
«و اما آن كه بدهد [آنچه بايست داد] و بپرهيزد [از آنچه بايست پرهيزيد] و [كلمه و وعده] نيكو را باور دارد، پس زودا كه راه او [در اين جهان، راه طاعت و در آن جهان، راه بهشت] را آسان كنيم» .
و هر گاه صبر آسان شد و ملكه راسخ و ثابت گشت مقام رضا را در پى مىآورد، و چون مقام رضا دوام يافت موجب مقام محبت مىگردد، و همچنانكه مقام محبتبالاتر از مقام رضاست، همچنين مقام رضا بالاتر از مقام صبر است.و از اينرو رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «خدا را با رضا و خشنودى عبادت كنيد، و اگر نتوانستيد پس در صبر بر آنچه مكروه و ناخوش داريد خير بسيار است» .يكى از عارفان گفته است:
«اهل صبر سه مقام دارند: اول: ترك شكايت، و اين درجه تائبان است.دوم: خشنودى از آنچه مقدر است، و اين درجه زاهدان است. سوم: دوست داشتن هر چه مولايش مىكند، و اين درجه صديقان است» .و گويا اين انقسام، مخصوص صبر بر مكروه از مصيبتها و رنجهاست.
اما انگيزه صبر: 1- يا اظهار ثبات و اطمينان دل در نزد مردم است، تا نزد ايشان پسنديده و ستوده باشد، چنانكه نقل شده است كه معاويه در بيمارى مرگ خود اظهار گشادگى و خوشروئى مىنمود و ناله و شكايت نمىكرد و مىگفت:
و تجلدى للشامتين اريهم. انى لريب الدهر لا اتزعزع «نيرومندى و چابكى نمودن من براى شماتت كنندگان از آنروست كه به آنان بنمايم كه من از حوادث زمانه و گردش روزگار متزلزل نمىگردم» .
و اين صبر عوام است، كه همين ظاهر زندگى دنيا را مىشناسند و از آخرت غافلند.
2- يا اميد ثواب و رحمت و نيل به درجات عالى در خانه آخرت، و اين صبر زاهدان و پرهيزكاران است، و اشاره به اين صبر است كه خداى تعالى مىفرمايد:
انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب (زمر، 10)
«مزد و پاداش شكيبايان بتمامى و بيحساب داده مىشود» .
3- يا لذت و بهجتيافتن به ورود مكروه از جانب خداى سبحان.زيرا هر چه از دوست مىرسد دوست داشتنى است، و محب مشتاق التفات محبوب است، و از آن شادمان مىشود، هر چند او را به رنج و گرفتارى بيازمايد، و اين صبر عارفان است، و به اين صبر اشاره دارد كه مىفرمايد:
و بشر الصابرين، الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون، اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة (بقره، 155- 157)
«و شكيبايان را نويد ده، آنان كه چون مصيبتى به ايشان رسد گويند: ما از آن خداونديم و به سوى او بازگشت مىكنيم، درودها و رحمت پروردگارشان بر ايشان باد!» و در روايات وارد شده است كه امام محمد باقر عليه السلام به جابر بن عبد الله انصارى - كه بيماريها و ناخوشيها او را فرو گرفته و ضعف و سستى پيرى بر او چيره شده بود - فرمود: «حال خود را چگونه مىيابى؟» گفت: در حالى هستم كه فقر را از غنى و بيمارى را از تندرستى و مرگ را از زندگانى دوستتر دارم.امام عليه السلام فرمود:
«اما ما اهل بيت آنچه از جانب خدا از فقر و غنى و بيمارى و صحت و مرگ و زندگى بر ما وارد شود همان را دوستتر داريم» .پس جابر برخاست و ميان دو چشم آن حضرت را بوسيد و گفت: راست فرمود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه به من فرمود:
«اى جابر! يكى از فرزندان مرا كه همنام من است، و حقيقت علوم را مىشكافد، درك خواهى كرد» .
صبر به اعتبار حكم بر پنج قسم است: صبر از شهوات و خواهشهاى حرام و صبر بر سختى و مشقت عبادتهاى واجب، واجب است، و بر صبر بر بعضى مكروهات و اداى مستحبات مستحب است، و صبر بر اذيتى كه تحمل آن حرام استحرام است، مانند صبر بر بريدن دستخود يا دست فرزند خود، يا صبر بر قصد حريم او به شهوتى كه ممنوع است، و صبر بر اذيتى كه به جهتى كه در شرع مكروه استبه او مىرسد.
از اينجا معلوم مىشود كه هر صبرى پسنديده نيست، بلكه بعضى از انواع آن ستوده و بعضى نكوهيده است، و مقررات شرع محكم و استوار است، پس آنچه را نيكو شمرده نيكوست، و آنچه را زشت دانسته زشت است.