فصل 62: فضيلت‏شكر

شكر برترين مقامات نيكان و عمده توشه مسافران به عالم نور است، و آن موجب دفع بلا و باعث افزونى نعمتهاست.و از اينرو به آن بسيار ترغيب شده است، و خداوند آن را وسيله‏اى براى زيادتى نعمت قرار داده است.خداى سبحان مى‏فرمايد:

ما يفعل الله بعذابكم ان شكرتم و آمنتم‏» (نساء، 146)

«خدا به عذاب شما چه كار دارد، اگر سپاس داريد و ايمان داشته باشيد» .

و مى‏فرمايد:

لئن شكرتم لازيدنكم (ابراهيم، 7)

«اگر سپاس داريد نعمت‏شما را افزون مى‏كنم‏» .

و مى‏فرمايد:

فاذكرونى اذكركم و اشكروا لى و لا تكفرون (بقره، 152)

«مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم، و مرا سپاس داريد و ناسپاسى نكنيد» .

و مى‏فرمايد:

و سنجزى الشاكرين (آل عمران، 145)

«و سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد» .

و از آنجا كه شكر غايت فضائل و مقامات است، هر كسى نمى‏تواند به آن نائل شود، بلكه وصول به آن جز براى يگانه‏هايى از رهروان كامل ميسر نيست. و از اينرو پروردگار جهانيان مى‏فرمايد:

و قليل من عبادى الشكور (سباء، 13)

«و اندكى از بندگان من سپاسگزارند» .

و در شرف و فضيلت آن همين بس كه يكى از صفات خداوندى است، چنانكه خداى سبحان مى‏فرمايد:

و الله شكور حليم‏» (تغابن، 17)

«و خدا سپاسدار و بردبار است‏» .

و آن نخستين و واپسين سخن اهل بهشت است، چنانكه خداى تعالى مى‏فرمايد:

و قالوا الحمد لله الذى صدقنا وعده (زمر، 74)

«و گويند: سپاس و ستايش خداى را كه وعده خود با ما راست گردانيد» .

و مى‏فرمايد:

و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمين‏» (يونس، 10)

«و آخرين خواندنشان اين است كه: سپاس و ستايش سزاوار پروردگار جهانيان است‏» .

و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «الطاعم الشاكر، له من الاجر كاجر الصائم المحتسب، و المعافى الشاكر، له من الاجر كاجر المبتلى الصابر، و المعطى الشاكر، له من الاجر كاجر المحروم القانع‏» «خورنده شكر گزار اجرش مانند اجر روزه‏دارى است كه به ثواب خدا چشم دارد، و تندرست‏سپاسگزار اجرش مثل اجر بيمار صبور است، و غنى شكر گزار اجرش مانند اجر محروم قانع است‏» .

و فرمود: «نعمتها همچون رمندگان وحشى‏اند، پس آنها را با شكرگزارى دربند كنيد» .

و فرمود: «روز قيامت منادى ندا مى‏كند: حمد كنان برخيزند! پس گروهى برخيزند! آنگاه پرچمى براى آنان نصب مى‏كنند و ايشان به بهشت در مى‏آيند.

پرسيدند: حمد كنان كيستند؟ فرمود: كسانى كه خدا را در هر حال سپاس مى‏گزارند» .

و امام سجاد عليه السلام فرمود: «ان الله - سبحانه - يحب كل عبد حزين، و يحب كل عبد شكور» «خداى سبحان هر بنده غمگينى را دوست دارد، و هر بنده سپاسگزارى را دوست دارد» .

و امام باقر عليه السلام فرمود: «كان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم عند عائشة ليلتها، فقالت: يا رسول الله! لم تتعب نفسك و قد غفر الله لك ما تقدم من ذنبك و ما تاخر؟ فقال:

يا عائشة! الا اكون عبدا شكورا؟ ...قال: و كان يقوم على اطراف اصابع رجليه، فانزل الله - تعالى - : «طه! ما انزلنا عليك القرآن لتشقى‏» «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزد عائشه بود در شبى كه نوبت او بود، عائشه گفت: يا رسول الله! چرا خود را [در عبادت] به رنج و تعب مى‏افكنى و حال آنكه خدا گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟ فرمود: «اى عائشه! آيا بنده سپاسگزار نباشم؟ ...» و گفت: آن حضرت [شبها] بر انگشتان پاهاى خود مى‏ايستاد [و عبادت مى‏كرد]، تا خداى تعالى اين آيه را فرستاد: «طه! ما قرآن را بر تو نفرستاديم كه به رنج افتى‏» .

و امام صادق عليه السلام فرمود: «ما انعم الله على عبد من نعمة فعرفها بقلبه و حمد الله ظاهرا بلسانه، فتم كلامه، حتى يؤمر له بالمزيد» «هيچ نعمتى خدا به بنده‏اى نداد كه آن نعمت را در دل بشناسد و در ظاهر به زبان خدا را سپاس و ستايش كند، و سخنش تمام شود، مگر اينكه براى او به فزونى امر شود» .

و فرمود: «ثلاث لا يضر معهن شى‏ء: الدعاء عند الكرب، و الاستغفار عند الذنب، و الشكر عند النعمة‏» (1) «سه چيز است كه با وجود آنها هيچ چيز زيان نمى‏رساند: «دعا بهنگام گرفتارى و بلا، و استغفار در وقت گناه، و سپاسگزارى در موقع نعمت‏» .

و فرمود: «در هر نفسى از نفسهاى تو شكرى بر تو لازم است، بلكه هزار شكر يا بيشتر.و پست‏ترين مرتبه شكر ديدن نعمت از جانب خداى تعالى است و غير او را علت‏حقيقى و مستقل ندانستن، و رضا به داده او دادن، و اينكه نعمت او را وسيله معصيت او نكنى و بواسطه نعمت او با اوامر و نواهى او مخالفت نورزى.

پس در هر حال خدا را بنده‏اى سپاسگزار باش، تا در همه حال خدا را پروردگارى كريم بيابى.و اگر نزد خداى تعالى عبادتى افضل از شكر در هر حال مى‏بود كه بندگان با اخلاص او به آن عبادت مى‏كنند آن لفظ را براى ايشان بر مى‏گزيد، پس چون شكر از همه برتر است آن را در ميان عبادتها تخصيص داد، و اهل آن را نيز مخصوص گردانيد و فرمود: «و قليل من عبادى الشكور» «و اندكى از بندگان من سپاسگزارند» .و تمام شكر اعتراف به زبان درون، و خضوع براى خدا به عجز از رسيدن به فروترين مرتبه شكر اوست، زيرا توفيق براى سپاسگزارى خود نعمت تازه‏اى است كه شكر آن واجب است، و قدر و ارزش آن بزرگتر و برتر است از نعمتى كه براى آن توفيق شكر يافته، پس بر هر شكرى شكر بالاتر از شكر اول بر تو لازم است و همچنين تا بى‏نهايت.و اعتراف نمودن به اينكه مستغرق در نعمتهاى اوست و از رسيدن به غايت‏شكر او كوتاه دست و ناتوان است.و كجا شكر بنده به نعمت‏خدا مى‏رسد و كار او (شكر گزارى) با كار خدا (نعمت دادن) برابر مى‏شود و حال آنكه بنده ضعيفى است كه هرگز توانائى و نيروئى جز بواسطه خداى عز و جل ندارد، و خدا از طاعت‏بنده بى‏نياز است و بر افزودن نعمتها هميشه تواناست، پس خدا را بر اين اصل بنده‏اى سپاسگزار باش تا امور عجيب ببينى (فزونى نعمتها)» (2) .

و همان گونه كه شكر و سپاس نجات دهنده و رساننده انسان به سعادت ابدى و افزونى نعمت در دنياست، ضد آن - يعنى كفران و ناسپاسى - از مهلكات و كشاننده آدمى به شقاوت هميشگى و عقوبت دنيا و سلب نعمتهاست، خداى سبحان مى‏فرمايد:

فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف (نحل، 111)

«نعمتهاى خدا را كفران كردند پس خدا به آنان جامه گرسنگى و بيم پوشانيد» (يعنى طعم گرسنگى چشانيد و جامه ترس پوشانيد) .

و مى‏فرمايد:

ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم (رعد، 12)

«خدا آنچه [از نعمت] نزد گروهى است نمى‏گرداند تا [هنگامى كه] آنان آنچه را كه در نفسهايشان است دگرگون نمايند» .

امام صادق عليه السلام فرمود: «آن را كه به تو نعمت داد سپاس گزار، و به كسى كه از تو سپاسگزارى نمود نعمت ده، زيرا كه هر گاه شكر كنى نعمتها زوال نپذيرد، و چون ناسپاسى كنى پايدار نماند.سپاسگزارى موجب افزونى نعمتها و ايمنى از دگرگونى است‏» .

پى‏نوشت‏ها:

1- اين احاديث را با «اصول كافى‏» : ج 2، باب شكر، و با «بحار» مج 15:

2/132- 135 باب شكر، تصحيح كرديم.!

2- اين حديث را با «مصباح الشريعة‏» : باب ششم، و با «سفينة البحار» 1/710، تصحيح كرديم.!