شكر برترين مقامات نيكان و عمده توشه مسافران به عالم نور است، و آن موجب دفع بلا و باعث افزونى نعمتهاست.و از اينرو به آن بسيار ترغيب شده است، و خداوند آن را وسيلهاى براى زيادتى نعمت قرار داده است.خداى سبحان مىفرمايد:
ما يفعل الله بعذابكم ان شكرتم و آمنتم» (نساء، 146)
«خدا به عذاب شما چه كار دارد، اگر سپاس داريد و ايمان داشته باشيد» .
و مىفرمايد:
لئن شكرتم لازيدنكم (ابراهيم، 7)
«اگر سپاس داريد نعمتشما را افزون مىكنم» .
و مىفرمايد:
فاذكرونى اذكركم و اشكروا لى و لا تكفرون (بقره، 152)
«مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم، و مرا سپاس داريد و ناسپاسى نكنيد» .
و مىفرمايد:
و سنجزى الشاكرين (آل عمران، 145)
«و سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد» .
و از آنجا كه شكر غايت فضائل و مقامات است، هر كسى نمىتواند به آن نائل شود، بلكه وصول به آن جز براى يگانههايى از رهروان كامل ميسر نيست. و از اينرو پروردگار جهانيان مىفرمايد:
و قليل من عبادى الشكور (سباء، 13)
«و اندكى از بندگان من سپاسگزارند» .
و در شرف و فضيلت آن همين بس كه يكى از صفات خداوندى است، چنانكه خداى سبحان مىفرمايد:
و الله شكور حليم» (تغابن، 17)
«و خدا سپاسدار و بردبار است» .
و آن نخستين و واپسين سخن اهل بهشت است، چنانكه خداى تعالى مىفرمايد:
و قالوا الحمد لله الذى صدقنا وعده (زمر، 74)
«و گويند: سپاس و ستايش خداى را كه وعده خود با ما راست گردانيد» .
و مىفرمايد:
و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمين» (يونس، 10)
«و آخرين خواندنشان اين است كه: سپاس و ستايش سزاوار پروردگار جهانيان است» .
و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «الطاعم الشاكر، له من الاجر كاجر الصائم المحتسب، و المعافى الشاكر، له من الاجر كاجر المبتلى الصابر، و المعطى الشاكر، له من الاجر كاجر المحروم القانع» «خورنده شكر گزار اجرش مانند اجر روزهدارى است كه به ثواب خدا چشم دارد، و تندرستسپاسگزار اجرش مثل اجر بيمار صبور است، و غنى شكر گزار اجرش مانند اجر محروم قانع است» .
و فرمود: «نعمتها همچون رمندگان وحشىاند، پس آنها را با شكرگزارى دربند كنيد» .
و فرمود: «روز قيامت منادى ندا مىكند: حمد كنان برخيزند! پس گروهى برخيزند! آنگاه پرچمى براى آنان نصب مىكنند و ايشان به بهشت در مىآيند.
پرسيدند: حمد كنان كيستند؟ فرمود: كسانى كه خدا را در هر حال سپاس مىگزارند» .
و امام سجاد عليه السلام فرمود: «ان الله - سبحانه - يحب كل عبد حزين، و يحب كل عبد شكور» «خداى سبحان هر بنده غمگينى را دوست دارد، و هر بنده سپاسگزارى را دوست دارد» .
و امام باقر عليه السلام فرمود: «كان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم عند عائشة ليلتها، فقالت: يا رسول الله! لم تتعب نفسك و قد غفر الله لك ما تقدم من ذنبك و ما تاخر؟ فقال:
يا عائشة! الا اكون عبدا شكورا؟ ...قال: و كان يقوم على اطراف اصابع رجليه، فانزل الله - تعالى - : «طه! ما انزلنا عليك القرآن لتشقى» «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزد عائشه بود در شبى كه نوبت او بود، عائشه گفت: يا رسول الله! چرا خود را [در عبادت] به رنج و تعب مىافكنى و حال آنكه خدا گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟ فرمود: «اى عائشه! آيا بنده سپاسگزار نباشم؟ ...» و گفت: آن حضرت [شبها] بر انگشتان پاهاى خود مىايستاد [و عبادت مىكرد]، تا خداى تعالى اين آيه را فرستاد: «طه! ما قرآن را بر تو نفرستاديم كه به رنج افتى» .
و امام صادق عليه السلام فرمود: «ما انعم الله على عبد من نعمة فعرفها بقلبه و حمد الله ظاهرا بلسانه، فتم كلامه، حتى يؤمر له بالمزيد» «هيچ نعمتى خدا به بندهاى نداد كه آن نعمت را در دل بشناسد و در ظاهر به زبان خدا را سپاس و ستايش كند، و سخنش تمام شود، مگر اينكه براى او به فزونى امر شود» .
و فرمود: «ثلاث لا يضر معهن شىء: الدعاء عند الكرب، و الاستغفار عند الذنب، و الشكر عند النعمة» (1) «سه چيز است كه با وجود آنها هيچ چيز زيان نمىرساند: «دعا بهنگام گرفتارى و بلا، و استغفار در وقت گناه، و سپاسگزارى در موقع نعمت» .
و فرمود: «در هر نفسى از نفسهاى تو شكرى بر تو لازم است، بلكه هزار شكر يا بيشتر.و پستترين مرتبه شكر ديدن نعمت از جانب خداى تعالى است و غير او را علتحقيقى و مستقل ندانستن، و رضا به داده او دادن، و اينكه نعمت او را وسيله معصيت او نكنى و بواسطه نعمت او با اوامر و نواهى او مخالفت نورزى.
پس در هر حال خدا را بندهاى سپاسگزار باش، تا در همه حال خدا را پروردگارى كريم بيابى.و اگر نزد خداى تعالى عبادتى افضل از شكر در هر حال مىبود كه بندگان با اخلاص او به آن عبادت مىكنند آن لفظ را براى ايشان بر مىگزيد، پس چون شكر از همه برتر است آن را در ميان عبادتها تخصيص داد، و اهل آن را نيز مخصوص گردانيد و فرمود: «و قليل من عبادى الشكور» «و اندكى از بندگان من سپاسگزارند» .و تمام شكر اعتراف به زبان درون، و خضوع براى خدا به عجز از رسيدن به فروترين مرتبه شكر اوست، زيرا توفيق براى سپاسگزارى خود نعمت تازهاى است كه شكر آن واجب است، و قدر و ارزش آن بزرگتر و برتر است از نعمتى كه براى آن توفيق شكر يافته، پس بر هر شكرى شكر بالاتر از شكر اول بر تو لازم است و همچنين تا بىنهايت.و اعتراف نمودن به اينكه مستغرق در نعمتهاى اوست و از رسيدن به غايتشكر او كوتاه دست و ناتوان است.و كجا شكر بنده به نعمتخدا مىرسد و كار او (شكر گزارى) با كار خدا (نعمت دادن) برابر مىشود و حال آنكه بنده ضعيفى است كه هرگز توانائى و نيروئى جز بواسطه خداى عز و جل ندارد، و خدا از طاعتبنده بىنياز است و بر افزودن نعمتها هميشه تواناست، پس خدا را بر اين اصل بندهاى سپاسگزار باش تا امور عجيب ببينى (فزونى نعمتها)» (2) .
و همان گونه كه شكر و سپاس نجات دهنده و رساننده انسان به سعادت ابدى و افزونى نعمت در دنياست، ضد آن - يعنى كفران و ناسپاسى - از مهلكات و كشاننده آدمى به شقاوت هميشگى و عقوبت دنيا و سلب نعمتهاست، خداى سبحان مىفرمايد:
فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف (نحل، 111)
«نعمتهاى خدا را كفران كردند پس خدا به آنان جامه گرسنگى و بيم پوشانيد» (يعنى طعم گرسنگى چشانيد و جامه ترس پوشانيد) .
و مىفرمايد:
ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم (رعد، 12)
«خدا آنچه [از نعمت] نزد گروهى است نمىگرداند تا [هنگامى كه] آنان آنچه را كه در نفسهايشان است دگرگون نمايند» .
امام صادق عليه السلام فرمود: «آن را كه به تو نعمت داد سپاس گزار، و به كسى كه از تو سپاسگزارى نمود نعمت ده، زيرا كه هر گاه شكر كنى نعمتها زوال نپذيرد، و چون ناسپاسى كنى پايدار نماند.سپاسگزارى موجب افزونى نعمتها و ايمنى از دگرگونى است» .
پىنوشتها:
1- اين احاديث را با «اصول كافى» : ج 2، باب شكر، و با «بحار» مج 15:
2/132- 135 باب شكر، تصحيح كرديم.!
2- اين حديث را با «مصباح الشريعة» : باب ششم، و با «سفينة البحار» 1/710، تصحيح كرديم.!