اسبابى كه تحصيل و دستيازيدن به آنها منافاتى با توكل ندارد، اسبابى است قطعى يا ظنى كه ارتباط قطعى يا ظنى مسببات به آنها به تقدير و مشيتخداوند ارتباطى است مستمر و پياپى كه تخلف از آنها ممكن نيست، خواه براى جلب نفع يا دفع ضرر يا براى بر طرف كردن آفتى مورد انتظار باشد، مانند دست دراز كردن به غذا براى رساندن به دهان، و توشه برداشتن براى سفر، و سرمايه اندوختن براى تجارت، و آميزش براى حصول فرزندان، و سلاح برداشتن براى دفع دشمن، و پس انداز كردن براى حال درماندگى و اضطرار، و مداوا نمودن براى برطرف ساختن بيمارى، و نگاهداشتن خود از خواب در گذرگاه سيل و جايگاه درندگان و زير ديوار كج، و بستن در، و بستن زانوى شتر، و ترك راهى كه وجود دزدان يا درندگان در آن قطعى يا احتمالى باشد...و امثال اينها.
و اما پيروى اسباب موهوم، مانند بردهدارى، و فال بد، و پىگيرى بسيار در تدبيرها و نكتههاى باريك، و چاره جوئى و حيله انديشى براى تبديل و تغيير، باطل كننده توكل است، زيرا اينها نزد خردمندان اسباب نيستند، و خداى تعالى به تحصيل آنها امر نفرموده، بلكه از آنها نهى شده، و آنچه به آن امر شده آهستگى و سهل انگارى در طلب [روزى] و پافشارى نكردن است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «روح الامين در جان من دميد كه: هيچ نفسى نمىميرد تا روزى خود را بتمامى فرا گيرد، پس از خداى تعالى بپرهيزيد و در طلب روزى آهستگى نمائيد و آسانگير باشيد» .و فرمود: «هر كه به سفر دريا پرداخت در طلب روزى آهستگى و آرامى ننمود» .
و امام صادق عليه السلام فرمود: «طلب معيشت تو بايد بالاتر از روش شخص بيكار و كمتر از جستجوى حريصى باشد كه به دنياى خود خشنود و مطمئن شده است، و ليكن نفس خود را از اين حال به مرتبه شخص منصف و خويشتندار فرود آر، تا آن را از مقام سست عنصر ناتوان برتر برى، و آنچه را كه نياز ضرورى توستبدست آورى، كسانى كه به آنها مال داده شده ولى سپاس نمىگزارند مالى ندارند» .
و فرمود: «هر گاه در دكانت را باز كردى و بساط خود را گستردى، آنچه بر عهده توست انجام دادهاى» .