فصل 49: رضا

رضا - فضيلت رضا - رضاى خدا - رد انكار تحقق رضا - آيا دعا و رضا نقيض يكديگرند - راه تحصيل رضا - تسليم (گردن نهادن) .

ضد سخط (نا خشنودى) رضاست، و آن ترك اعتراض و ناخشنودى باطنى و ظاهرى در گفتار و كردار است، و اين صفت از ثمرات محبت و لوازم آن است، زيرا محب هر چه را كه از محبوب وى صادر شود نيكو مى‏شمارد، و نزد صاحب مرتبه رضا فقر و غنا، و رنج و راحت، و بقاء و فنا، و عزت و ذلت، و تندرستى و بيمارى، و مرگ و زندگانى يكسان است، و يكى را بر ديگرى ترجيح نمى‏دهد، و هيچ كدام بر دل او گران نيست، زيرا همه را صادر از خداى سبحان مى‏داند، و دوستى او در دلش استوار شده به گونه‏اى كه افعال او را دوست دارد، و خواست او را بر خواهش خود ترجيح مى‏دهد، و به آنچه از او مى‏رسد راضى است.

روايت است كه: «سن يكى از صاحبان مرتبه رضا به هفتاد رسيد، و در اين مدت نگفت كه كاش فلان چيز چنين نبود و فلان چيز چنان بود» .و به يكى از ايشان گفتند:

«از آثار رضا در خويش چه يافتى؟ گفت: در من بوئى از رضا نيست، و با وجود اين اگر خدا مرا پلى سازد بر جهنم، و همه خلايق از آن بگذرند و به بهشت درآيند، و سپس مرا به دوزخ افكند، و جهنم را از من پر كند، اين حكم او را دوست دارم، و به قسمت او خشنودم، و هرگز به خاطرم نمى‏گذرد كه چرا چنين است و كاش چنين نبود، چرا بهره من اين شد و نصيب ديگران آن‏» .

صاحب مرتبه رضا همواره در آرامش و راحت و سرور و بهجت است، زيرا هر چيزى را به چشم رضا مى‏نگرد، و در هر چيز به نور رحمت الهى و سر حكمت ازلى نظر مى‏كند، گوئى هر چيزى بر وفق مراد و خواهش او روى مى‏دهد، و فايده رضا در دنيا آسايش خاطر براى عبادت و راحت از غم و اندوه است، و در آخرت رضوان خدا و نجات از خشم اوست.