كسى كه منكر وجود حب و شوق است وجود انس را نيز انكار مىكند، به اين گمان كه اين حالات بر تشبيه [صفات الهى به صفات انسانى] دلالت دارد، و حال آنكه اين پندار ناشى از جهل به ابتهاجات عقلى و لذات حقيقى است، و برخاسته از كوتاهى طريق معرفت و خشكى و جمود بر احكام علام حس و غفلت از عالم عقل و بصيرت است.و ثبوت و تحقق انس از برخى اخبار پيشين معلوم شد، و در اخبار داود نيز مىتوان دليلى بر آن يافت: «خداى عز و جل به او وحى فرستاد: اى داود!
پيام مرا به اهل زمين برسان: من دوست آنم كه مرا دوست دارد، و همنشين آنم كه با من به خلوت نشيند، و مونس آنم كه با ياد من انس گيرد، و مصاحب آنم كه مصاحب من است، و برگزيننده آنم كه مرا برگزيند، و فرمانبردار آنم كه مرا فرمان برد.
هيچ بندهاى به يقين و از دل مرا دوست نداشت مگر آنكه او را دوستخاص خويش گرفتم و بر ديگر مخلوقاتم مقدم داشتم.هر كه مرا جويد بيابد، و هر كه ديگرى را جويد مرا نيابد.اى اهل زمين! اين كارها را كه بدان فريفته شدهايد فرو گذاريد، و روى به كرامت و مصاحبت و مجالست من آريد، و با من انس گيريد تا با شما انس گيرم، و به دوستى شما بشتابم» .