فصل 31: نيت مؤمن از عمل او بهتر است

چون دانستى كه نيت روح عمل و حقيقت آن است، و فايده عمل بر نيت متوقف است نه بر عكس، و غرض اصلى از عمل كشش و گرايش دل به سوى خداى تعالى است و اين بستگى دارد به نيت، پس آن بهتر از عمل است، به اين معنى كه عمل هر گاه به دو جزء تحليل شود جزء قلبى - يعنى نيت - از جزء جسمانى - يعنى آنچه از اعضاء و جوارح صادر مى‏شود - بهتر است، و ثوابى كه مترتب بر دل است‏بيش از ثوابى است كه بر اعضاء مترتب است، و از اينرو خداى سبحان مى‏فرمايد:

«لن ينال الله لحومها و لا دماؤها و لكن يناله التقوى منكم‏» (حج، 37)

«گوشت و خون آنها (قربانيها) به خدا نمى‏رسد و ليكن تقوا و پرهيزكارى شما به او مى‏رسد» .زيرا مقصود از ريختن خون قربانى برگرداندن دل از حب دنياست، و بذل كردن آن همانا برگزيدن رضاى خداست، نه بذل كردن مجرد خون و گوشت، و گرايش دل فقط هنگام جزم نيت و همت‏حاصل مى‏شود، اگر چه مانعى عمل را باز دارد.و از اينرو وارد شده است كه: هر كه همتش كار نيكى باشد ولى عمل را انجام ندهد براى او حسنه‏اى نوشته مى‏شود، زيرا همت و نيت دل گرايش آن است‏به خير و انصراف آن است از هوى، و اين هدف و غايت اعمال نيك است، و تمام شدن نيت‏به وسيله عمل تاكيدى است افزون بر آن.و با آنچه گفته شد معنى حديث مشهور: «نية المؤمن خير من عمله، و نية الكافر شر من عمله‏» «نيت مؤمن بهتر از كردار اوست، و نيت كافر بدتر از كردار اوست‏» معلوم مى‏شود.

خلاصه آنكه: هر طاعتى شامل نيتى و عملى است، و هر يك از اين دو از خيرات بشمار مى‏رود، و در رسيدن به مقصود اثرى دارد، و نيت از عمل بهتر و اثرش بيشتر است.غرض اين است كه: مؤمن در نيت و در كردار اختيار دارد، پس اينها دو عملند، و نيت نيكوتر آن دو مى‏باشد، يعنى نيت كه يك جزء طاعت است‏بهتر است از عمل كه جزء ديگر آن است.

اگر گفته شود: آنچه گفتى معنايى بيش از اين ندارد كه عمل هر گاه با نيت‏باشد هر يك از عمل و نيت‏خير و داراى ثواب است، و اگر بدون نيت‏باشد نه خير است و نه ثوابى دارد، و حال آنكه مقصود اين است كه نيت‏بهتر از عمل است در صورت اول و ثواب آن بزرگتر مى‏باشد، و دليل بهترى و خيريت از آنچه گفتى روشن نيست.

مى‏گويم: با اينكه اجمالا روشن و هويداست، براى آنكه مطلب كاملا آشكار شود ناگزير در توضيح مى‏گوئيم:

دليل اينكه نيت‏بهتر از عمل است و در ثواب بر آن برترى دارد اين است كه: شكى نيست در اين كه مقصود از طاعات بهبود نفس و سعادت آن در آخرت و تنعم به لقاء الله - سبحانه - است و وصول به اين لقاء متوقف بر معرفت‏خدا و حب و انس اوست، و اين بستگى دارد به دوام فكر و ذكر كه موجب بريدن نفس از شهوات دنيا و توجه آن به سوى خداى سبحان است.و گرايش و توجهى كه به خداى تعالى به مجرد معرفت‏حاصله از فكر پديد آمد ضعيف و نا استوار است، و تنها به وسيله مواظبت‏بر عمل طاعات و ترك گناهان اعضاء و جوارح نيرومند و استوار مى‏گردد، زيرا ميان نفس و جوارح رابطه و علاقه‏اى است كه به سبب آن از يكديگر اثر مى‏پذيرند، چنانكه هر گاه جراحتى به عضو رسد نفس دردناك مى‏شود، و نفس چون به سبب علم و آگاهى از مرگ عزيزى يا هجوم امر ترسناكى متالم شد اعضاء متاثر مى‏گردند و شانه‏ها مى‏لرزند، پس طاعات كه فعل جوارح است‏براى آن تشريع شده كه بدان وسيله به صفت نفس دست‏يابند يعنى توجه و گرايش به خداى سبحان حاصل شود.بنابراين نفس اصل و متبوع و امير است، و جوارح بمنزله خدمتكاران و تابعانند، و صفات دل بالذات مقصود است، و افعال جوارح بالعرض مطلوب است، زيرا موجب تقويت و استوارى نفس - يعنى ميل و نيت و توجه - است و شكى نيست كه آنچه مقصود بالذات است‏بهتر از چيزى است كه مقصود بالعرض است، و ثواب آن بزرگتر از ثواب اين است.

و از معانى صحيح حديث مذكور اين است كه: مؤمن به مقتضاى ايمان خود كارهاى نيك بسيار را نيت و قصد مى‏كند كه موفق به عمل آنها نمى‏شود، يا به سبب ناتوانى از دستيابى به اسباب آنها، يا به علت نا مساعد بودن وقت‏براى عمل آنها، يا به جهت جلوگيرى رذيله‏اى نفسانى از آنها بعد از دسترسى به اسباب آنها، مانند كسى كه نيت كند كه اگر خدا به او مال دهد در راه او انفاق كند، سپس وقتى به او مال داد بخل وى را از انفاق باز مى‏دارد، پس نيت او بهتر از عمل اوست.

و همچنين مؤمنى كه همواره نيت مى‏كند كه عباداتش بر نيكوترين صورت باشد، زيرا ايمانش مقتضى آن است، سپس هنگامى كه به آن مى‏پردازد اين برايش ميسر نمى‏شود، و آن طور كه اراده مى‏كند بجا نمى‏آورد.پس در هر عبادتى آنچه همواره نيت مى‏كند بهتر است از آنچه عمل مى‏كند.و امام باقر عليه السلام به اين معنى اشاره دارد آنجا كه مى‏فرمايد: «نيت مؤمن بهتر از عمل اوست، و اين براى آنست كه خيرى را كه به آن نمى‏رسد نيت مى‏كند، و نيت كافر بدتر از عمل اوست، به اين دليل كه شر را نيت مى‏كند و آرزوى كار بدى كه به آن نمى‏رسد دارد» .

شخصى به حضرت صادق عليه السلام عرض كرد: شنيده‏ام كه مى‏فرمائيد: نيت مؤمن بهتر از عمل اوست، نيت چگونه بهتر از عمل است؟ فرمود: «زيرا عمل براى نماياندن به مخلوق است، و نيت‏بطور خالص براى پروردگار جهانيان است، پس خداى عز و جل هم بر نيت چيزى را عطا مى‏فرمايد كه بر عمل عطا نمى‏كند» ، سپس فرمود: «بنده در روز نيت مى‏كند كه نماز شب بگزارد، پس خواب بر او غلبه مى‏كند و مى‏خوابد، خداوند براى او نمازش را ثبت مى‏كند و دم زدن او را تسبيح مى‏نويسد و خوابش را صدقه قرار مى‏دهد» .و بعضى از اخبار پيشين اين سخن را تاييد مى‏كند.

و گفته‏اند كه معنى حديث اين است كه: «نيت تنها بهتر از عمل تنها و بى‏نيت است‏» .و حال آنكه در اين صورت: عمل بدون نيت اصلا به خيريت متصف نيست، و بنابراين ترجيح آن در خيريت‏بى‏معنى است.و گفته شده است كه به سبب ترجيح اين است كه: «نيت پنهان است كه جز خدا كسى بر آن مطلع نيست، و عمل آشكار است، و فعل پنهانى برتر و افضل است‏» .اين سخن با اينكه فى نفسه درست است، ليكن مراد از حديث اين نيست، زيرا اگر كسى نيت كند خداى تعالى را به دل ياد كند يا درباره مصالح مؤمنان بينديشد، نيت او به مقتضاى حديث‏بهتر است از عمل كه ذكر و تفكر باشد، با اينكه در اين مورد نيت و عمل در پنهان بودن مشترك است، و بديهى است كه ذكر و تفكر از نيت اين دو بهتر است.