چون دانستى كه نيت روح عمل و حقيقت آن است، و فايده عمل بر نيت متوقف است نه بر عكس، و غرض اصلى از عمل كشش و گرايش دل به سوى خداى تعالى است و اين بستگى دارد به نيت، پس آن بهتر از عمل است، به اين معنى كه عمل هر گاه به دو جزء تحليل شود جزء قلبى - يعنى نيت - از جزء جسمانى - يعنى آنچه از اعضاء و جوارح صادر مىشود - بهتر است، و ثوابى كه مترتب بر دل استبيش از ثوابى است كه بر اعضاء مترتب است، و از اينرو خداى سبحان مىفرمايد:
«لن ينال الله لحومها و لا دماؤها و لكن يناله التقوى منكم» (حج، 37)
«گوشت و خون آنها (قربانيها) به خدا نمىرسد و ليكن تقوا و پرهيزكارى شما به او مىرسد» .زيرا مقصود از ريختن خون قربانى برگرداندن دل از حب دنياست، و بذل كردن آن همانا برگزيدن رضاى خداست، نه بذل كردن مجرد خون و گوشت، و گرايش دل فقط هنگام جزم نيت و همتحاصل مىشود، اگر چه مانعى عمل را باز دارد.و از اينرو وارد شده است كه: هر كه همتش كار نيكى باشد ولى عمل را انجام ندهد براى او حسنهاى نوشته مىشود، زيرا همت و نيت دل گرايش آن استبه خير و انصراف آن است از هوى، و اين هدف و غايت اعمال نيك است، و تمام شدن نيتبه وسيله عمل تاكيدى است افزون بر آن.و با آنچه گفته شد معنى حديث مشهور: «نية المؤمن خير من عمله، و نية الكافر شر من عمله» «نيت مؤمن بهتر از كردار اوست، و نيت كافر بدتر از كردار اوست» معلوم مىشود.
خلاصه آنكه: هر طاعتى شامل نيتى و عملى است، و هر يك از اين دو از خيرات بشمار مىرود، و در رسيدن به مقصود اثرى دارد، و نيت از عمل بهتر و اثرش بيشتر است.غرض اين است كه: مؤمن در نيت و در كردار اختيار دارد، پس اينها دو عملند، و نيت نيكوتر آن دو مىباشد، يعنى نيت كه يك جزء طاعت استبهتر است از عمل كه جزء ديگر آن است.
اگر گفته شود: آنچه گفتى معنايى بيش از اين ندارد كه عمل هر گاه با نيتباشد هر يك از عمل و نيتخير و داراى ثواب است، و اگر بدون نيتباشد نه خير است و نه ثوابى دارد، و حال آنكه مقصود اين است كه نيتبهتر از عمل است در صورت اول و ثواب آن بزرگتر مىباشد، و دليل بهترى و خيريت از آنچه گفتى روشن نيست.
مىگويم: با اينكه اجمالا روشن و هويداست، براى آنكه مطلب كاملا آشكار شود ناگزير در توضيح مىگوئيم:
دليل اينكه نيتبهتر از عمل است و در ثواب بر آن برترى دارد اين است كه: شكى نيست در اين كه مقصود از طاعات بهبود نفس و سعادت آن در آخرت و تنعم به لقاء الله - سبحانه - است و وصول به اين لقاء متوقف بر معرفتخدا و حب و انس اوست، و اين بستگى دارد به دوام فكر و ذكر كه موجب بريدن نفس از شهوات دنيا و توجه آن به سوى خداى سبحان است.و گرايش و توجهى كه به خداى تعالى به مجرد معرفتحاصله از فكر پديد آمد ضعيف و نا استوار است، و تنها به وسيله مواظبتبر عمل طاعات و ترك گناهان اعضاء و جوارح نيرومند و استوار مىگردد، زيرا ميان نفس و جوارح رابطه و علاقهاى است كه به سبب آن از يكديگر اثر مىپذيرند، چنانكه هر گاه جراحتى به عضو رسد نفس دردناك مىشود، و نفس چون به سبب علم و آگاهى از مرگ عزيزى يا هجوم امر ترسناكى متالم شد اعضاء متاثر مىگردند و شانهها مىلرزند، پس طاعات كه فعل جوارح استبراى آن تشريع شده كه بدان وسيله به صفت نفس دستيابند يعنى توجه و گرايش به خداى سبحان حاصل شود.بنابراين نفس اصل و متبوع و امير است، و جوارح بمنزله خدمتكاران و تابعانند، و صفات دل بالذات مقصود است، و افعال جوارح بالعرض مطلوب است، زيرا موجب تقويت و استوارى نفس - يعنى ميل و نيت و توجه - است و شكى نيست كه آنچه مقصود بالذات استبهتر از چيزى است كه مقصود بالعرض است، و ثواب آن بزرگتر از ثواب اين است.
و از معانى صحيح حديث مذكور اين است كه: مؤمن به مقتضاى ايمان خود كارهاى نيك بسيار را نيت و قصد مىكند كه موفق به عمل آنها نمىشود، يا به سبب ناتوانى از دستيابى به اسباب آنها، يا به علت نا مساعد بودن وقتبراى عمل آنها، يا به جهت جلوگيرى رذيلهاى نفسانى از آنها بعد از دسترسى به اسباب آنها، مانند كسى كه نيت كند كه اگر خدا به او مال دهد در راه او انفاق كند، سپس وقتى به او مال داد بخل وى را از انفاق باز مىدارد، پس نيت او بهتر از عمل اوست.
و همچنين مؤمنى كه همواره نيت مىكند كه عباداتش بر نيكوترين صورت باشد، زيرا ايمانش مقتضى آن است، سپس هنگامى كه به آن مىپردازد اين برايش ميسر نمىشود، و آن طور كه اراده مىكند بجا نمىآورد.پس در هر عبادتى آنچه همواره نيت مىكند بهتر است از آنچه عمل مىكند.و امام باقر عليه السلام به اين معنى اشاره دارد آنجا كه مىفرمايد: «نيت مؤمن بهتر از عمل اوست، و اين براى آنست كه خيرى را كه به آن نمىرسد نيت مىكند، و نيت كافر بدتر از عمل اوست، به اين دليل كه شر را نيت مىكند و آرزوى كار بدى كه به آن نمىرسد دارد» .
شخصى به حضرت صادق عليه السلام عرض كرد: شنيدهام كه مىفرمائيد: نيت مؤمن بهتر از عمل اوست، نيت چگونه بهتر از عمل است؟ فرمود: «زيرا عمل براى نماياندن به مخلوق است، و نيتبطور خالص براى پروردگار جهانيان است، پس خداى عز و جل هم بر نيت چيزى را عطا مىفرمايد كه بر عمل عطا نمىكند» ، سپس فرمود: «بنده در روز نيت مىكند كه نماز شب بگزارد، پس خواب بر او غلبه مىكند و مىخوابد، خداوند براى او نمازش را ثبت مىكند و دم زدن او را تسبيح مىنويسد و خوابش را صدقه قرار مىدهد» .و بعضى از اخبار پيشين اين سخن را تاييد مىكند.
و گفتهاند كه معنى حديث اين است كه: «نيت تنها بهتر از عمل تنها و بىنيت است» .و حال آنكه در اين صورت: عمل بدون نيت اصلا به خيريت متصف نيست، و بنابراين ترجيح آن در خيريتبىمعنى است.و گفته شده است كه به سبب ترجيح اين است كه: «نيت پنهان است كه جز خدا كسى بر آن مطلع نيست، و عمل آشكار است، و فعل پنهانى برتر و افضل است» .اين سخن با اينكه فى نفسه درست است، ليكن مراد از حديث اين نيست، زيرا اگر كسى نيت كند خداى تعالى را به دل ياد كند يا درباره مصالح مؤمنان بينديشد، نيت او به مقتضاى حديثبهتر است از عمل كه ذكر و تفكر باشد، با اينكه در اين مورد نيت و عمل در پنهان بودن مشترك است، و بديهى است كه ذكر و تفكر از نيت اين دو بهتر است.