فصل 29: نيت روح اعمال است، و پاداش به حسب آن است

نيت روح اعمال و حقيقت آنهاست، و پاداش و جزاء در حقيقت‏به آن تعلق مى‏گيرد، پس اگر خالص براى خداى تعالى باشد پسنديده و ستوده است، و پاداش آن خير و ثواب خواهد بود، و اگر آميخته به اغراض دنيوى باشد ناپسند و نكوهيده است، و جزاى آن بدى و عذاب و شكنجه خواهد بود، خداى سبحان مى‏فرمايد:

«و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغداة و العشى يريدون وجهه‏»

(انعام، 52)

«كسانى را كه بامداد و شبانگاه پروردگارشان را مى‏خوانند و خشنودى او مى‏خواهند از خود مران‏» .

و مراد از اراده همان نيت است - چنانكه گذشت - و خداوند به داود وحى فرمود: «اى داود! بر اهل اراده دراز دستى و ستم روا مدار، و اگر دوستداران من منزلت اراده كنندگان را نزد من مى‏دانستند براى آنان زمينى مى‏شدند كه بر آن راه روند، اى داود! اگر اراده كننده‏اى را از رنجى كه در آن است‏به يارى خود بيرون آورى تو را نزد خودم ستوده خواهم نوشت، و كسى را كه ستوده بنويسم نه وحشتى بر او هست و نه نيازى به مخلوق دارد» .

و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «كارها به نيت است، و هر كسى را چيزى است كه نيت كرده، هر كه به سوى خدا و رسول او هجرت كند هجرتش براى خدا و رسول اوست، و هر كه به سوى دنيا هجرت كند تا آن را بدست آورد يا زنى كه با او نكاح كند هجرت وى براى آن است‏» ، و اين را هنگامى فرمود كه به او گفتند:

بعضى از هجرت كنندگان به سوى جهاد نيتى جز اين ندارند كه از اموال و اسيران غنائم بدست آورند، يا به شهرت و آوازه دليرى و غلبه برسند، در اين موقع آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم تبيين فرمود كه: هر كسى در عمل خود به آن مى‏رسد كه مى‏جويد، و به آن دست مى‏يابد كه نيت كرده، هر چه باشد، خواه دنيوى يا اخروى.و اين خبر را اهل حديث از متواترات مى‏شمارند و در آغاز تعليم به فرزندان خويش مى‏آموزند، و مى‏گفتند: اين نيمى از علم است.

و فرمود: «خدا به صورت و شمائل و اموال شما نمى‏نگرد، به دل و كردار شما مى‏نگرد، و به دلها از آن رو نظر مى‏كند كه محل نيت است‏» .

و فرمود: «بنده بسيار كردارهاى نيكو كند و فرشتگان آنها را در نامه‏هاى مهر كرده بالا برند، و چون به پيشگاه خداى تعالى رسانند، فرمايد: اين نامه را بيفكنيد، كه نه براى من اراده كرده است، آنگاه به فرشتگان فرمايد: فلان عمل و فلان عمل را براى وى نويسيد، گويند: پروردگارا! اين نكرده است، خداى تعالى فرمايد: نيت آن كرده است‏» .

و فرمود: «مردمان چهارند: يكى را خداى عز و جل علمى و مالى داده و او به حكم علم خود مال خويش را بجا خرج مى‏كند، ديگرى گويد: اگر خدا به من نيز مانند آن را داده بود چنين مى‏كردم، اين هر دو در پاداش برابرند، و ديگرى خداوند به او مال داده ولى علم نداده، و او به سبب جهل خود مال را نابجا خرج مى‏كند، ديگرى گويد: اگر به من مانند آن را داده بود چنين مى‏كردم، هر دو در وزر و وبال برابرند، آيا نمى‏بينى چگونه در خوبيها و بديهاى كردار آن ديگرى شريك است‏» .

و چون براى غزوه تبوك بيرون آمد فرمود: «در مدينه مردمانى هستند كه همراه ما زمين و صحرائى نپيموده‏اند، و نه با ما گامى زده‏اند كه كفار را به خشم آورد، و نه براى ما خرجى كرده‏اند، و نه مانند ما گرسنگى كشيده‏اند، ليكن در اينها با ما شريكند در حالى كه در مدينه‏اند» ، گفتند: اين چگونه باشد اى رسول خدا، و حال آنكه با ما نيستند!؟ فرمود: «به عذر مانده‏اند و به حسن نيت‏با ما شريكند» .

و در خبر است كه: «مردى از مسلمانان در راه خدا به دست‏يكى از كفار كشته شد، و ميان مسلمين به كشته خر خوانده مى‏شد، زيرا با يكى از كافران مى‏جنگيد به اين نيت كه الاغ او را بگيرد و سلاح و لباس او را غارت كند، و بر سر اين كشته شد و به نيت‏خود نسبت داده شد» .

مردى با اصحاب پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به جهاد رفت، و حال آنكه نيتش از ترك شهر خويش (مهاجرت) اين بود كه زنى را كه در سپاه كفار بود - و ام قيس ناميده مى‏شد - بگيرد و با او نكاح كند و به همين دليل اين مرد نزد اصحاب پيامبر به هجرت كننده ام قيس مشهور شد.

و در اخبار بسيار است كه: «من هم بحسنة و لم يعملها كتب له حسنة‏» «هر كه اراده كار نيكى كند و بجا نياورد براى او حسنه‏اى نوشته مى‏شود» .

و روايت است كه: «هر گاه دو مسلمان با شمشير روياروى شوند كشنده در دوزخ است و كشته نيز، زيرا اين هم مى‏خواست آن را بكشد» .

و فرمود: «چون مسلمانان با كفار به جنگ بايستند فرشتگان فرود آيند و مردم را بر حسب مرتبه‏شان بنويسند: فلان براى دنيا مى‏جنگد، فلان به حميت و تعصب جنگ مى‏كند، هان تا مگوئيد كه فلان در راه خدا كشته شد مگر درباره كسى كه جنگ براى آن كند تا كلمه خدا (توحيد) والا و برتر باشد» .

و فرمود: «هر كه با زنى نكاح كند و نيت كند كه كابين ندهد زناكار است، و هر كه وا مى‏گيرد و نيت كند كه باز ندهد دزد است، و هر كه براى خداى تعالى خود را خوشبو كند روز قيامت در حالى بيايد كه بويى خوشتر از مشك داشته باشد، و هر كه براى غير خدا خود را خوشبو كند در قيامت‏بيايد و بويش گنده‏تر از مردار باشد» (1) .و همه اينها پاداشى است‏بر حسب نيت.

و امام صادق عليه السلام فرمود:

«ان العبد المؤمن الفقير ليقول: يا رب ارزقنى حتى افعل كذا و كذا من البر و وجوه الخير، فاذا علم الله - عز و جل - ذلك منه بصدق النية كتب له من الاجر مثل ما يكتب له لو عمله، ان الله واسع كريم‏» .

«بنده مؤمن فقير مى‏گويد: پروردگارا! به من [مال] روزى كن تا از نيكى راههاى خير چنين و چنان كنم، و چون خداى عز و جل بداند كه نيتش راست است‏براى او همان پاداش را مى‏نويسد كه اگر بجا مى‏آورد مى‏نوشت، كه خدا وسعت‏بخش و كريم است‏» .

و از آن حضرت عليه السلام در باره حد عبادت كه اگر كسى انجام دهد وظيفه خود را ادا كرده است پرسيدند، فرمود: «حسن النية بالطاعة‏» «حسن نيت‏به اطاعت است‏» .

و فرمود: «انما خلد اهل النار في النار لان نياتهم كانت فى الدنيا ان لو خلدوا فيها ان يعصوا الله - تعالى - ابدا، و انما خلد اهل الجنة فى الجنة لان نياتهم كانت فى الدنيا ان لو بقوا فيها ان يطيعوا الله ابدا، فبالنيات خلد هؤلاء و هؤلاء، ثم تلا قوله تعالى:

«قل كل يعمل على شاكلته‏» (اسراء، 48) قال: على نيته‏» (2)

«دوزخيان در دوزخ جاودانند زيرا نيتشان در دنيا اين بود كه اگر در آن جاودان باشند همواره نافرمانى خداى تعالى كنند، و بهشتيان در بهشت جاودانند زيرا نيتشان در دنيا اين بود كه اگر در آن باقى بمانند هميشه خدا را اطاعت كنند، پس اينها و آنها به سبب نيت‏خويش جاودانى شدند، آنگاه قول خداى تعالى را تلاوت كرد: «بگو هر كس بر طريقه [يا طينت] خويش عمل مى‏كند» ، فرمود: يعنى طبق نيت‏خويش‏» .

و امثال اين اخبار بى‏شمار است.و شبهه‏اى نيست كه ستون اعمال نيت است، و عمل نيازمند نيت است تا خير گردد، و حال آنكه نيت فى نفسه خير است اگر چه عمل متعذر (دشوار يا محال) باشد، و يارى و كمك خداى تعالى براى بنده بقدر نيت اوست، پس هر كه نيتش تمام باشد كمك و يارى خدا براى او تمام است، و اگر ناقص باشد به همان اندازه نقصان يابد، چه بسا عمل كوچكى كه نيت آن را بزرگ سازد، و بسا عمل بزرگى كه نيت كوچكش گرداند، و از اينرو بود كه پيشينيان نيت عمل را همانند خود عمل مى‏آموختند.نقل كرده‏اند كه: «يكى از اهل اراده نزد دانشمندانى رفت و گفت: كيست كه مرا به عملى راهنمائى كند كه پيوسته در آن براى خداى تعالى عمل كننده باشم، زيرا دوست ندارم ساعتى از شب يا روز بر من بگذرد مگر اينكه براى خداى تعالى كار كنم. يكى از علما به او گفت: تو حاجت‏خود را يافته‏اى، هر چه توانى كار خير مى‏كن، و چون فترتى پيدا شد يا آن را ترك نمودى همواره بر نيت‏خير باش: زيرا هر كه اراده كار نيك كند مانند كسى است كه به آن عمل كند» .

اما سر اين كه پاداش اعمال بر حسب نيت است، و نيت‏حقيقت عمل و ستون و روح آن مى‏باشد اين است كه: عمل از اين حيث كه عمل است فايده‏اى در آن نيست، و فايده‏اش تنها به واسطه اثرى است كه از آن به نفس، از نورانيت و صفا، مى‏رسد، و پيوسته وصول اين اثر اعمال به نفس تكرار مى‏شود تا نهايت روشنى و صفا پديد آيد، و تجرد تام حاصل شود و در رده فرشتگان درآيد، و شكى نيست كه وصول اين اثر اعمال فقط با صحت و خلوص نيت ممكن است و اينكه براى خداى سبحان و بدون آميختگى با اغراض باشد، بلكه تامل مى‏فهماند كه اين اثر براستى نتيجه محض نيت است، اگر چه از راه عمل پديد آمده باشد.

پى‏نوشت‏ها:

1- همه اين احاديث نبوى را با «احياء العلوم‏» : 4/310، 311، 317، باب فضيلت نيت تصحيح كرديم.!

2- اين اخبار را با «اصول كافى‏» ، باب نيت، تصحيح كرديم.!