فصل 20: اقسام توبه كنندگان

تائبان بر دو دسته‏اند: يك دسته خويشتن را از شروع به گناهان باز داشته و گرد آنها نمى‏گردند، و دسته ديگر به آغاز كردن آنها رغبت دارند ولى با نفس خود مجاهده مى‏كنند و او را باز مى‏دارند: دسته اول باز دو گروهند: كسانى كه به سبب يقين قوى و مجاهده راستين از تمايل و دست‏يازيدن به گناه باز ايستاده‏اند، و كسانى كه باز ايستادن آنها فقط به علت‏سستى خود شهوت است. در تقسيم اول، دسته اول از دسته دوم برترند و دسته دوم آن از گروه دوم فروترند و دليل آن روشن و هويداست.

همچنين تائبان تقسيم مى‏شوند به كسانى كه گناه را فراموش مى‏كنند و خود را به تفكر درباره آن مشغول نمى‏سازند، و كسانى كه آن را در پيش چشم دارند و پيوسته درباره آن مى‏انديشند و از پشيمانى بر آن مى‏سوزند.شكى نيست كه تذكر و سوختن سبت‏به مبتدى و كسى كه ترس بازگشت‏بر او هست افضل است زيرا وى را از آن باز مى‏دارد، و نسيان و فراموشى نسبت‏به سالكى كه به مرتبه حب و انس واصل شده و اطمينان دارد كه باز نمى‏گردد افضل است، زيرا اشتغال به آن مانع از سپردن راه است، و آنچه از حضور باز مى‏دارد بى‏فايده است.و اين منافاتى با گريه و ناله انبياء از گناهان ندارد، زيرا ايشان براى راهنمائى مردم بر انگيخته شده‏اند، و برايشان است كه به آنچه امت‏به مشاهده آن سود مى‏برند مبادرت نمايند، هر چند آن كار فروتر از مقام و مرتبه ايشان باشد (1) .و از اين جهت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «نسيان به من راه ندارد، و ليكن مرا نسيان دست مى‏دهد تا حكمى را تشريع كنم‏» .و از اين تعجب مكن، كه امتها در پناه شفقت انبياء مانند كودكان در پناه مهربانى پدرانند، و مانند چهارپايان كه در حفظ و حمايت‏شبانانند.و پدر وقتى بخواهد فرزند خردسال خود را گويا سازد به مرتبه گويش كودك نزول مى‏كند، و چوپان براى گوسفند يا پرنده‏اى بانگ يا آوازى شبيه چهار پا يا پرنده بر مى‏آورد، و اين از روى لطف و براى آموزش اوست.

پى‏نوشت:

1- نمى‏توان گفت كه گريه و ناله انبياء يكسره براى تعليم و راهنمائى بوده و بدين وسيله مى‏خواستند به مردم ياد دهند كه از گناهان پشيمانى و سوز و گداز و گريه و ناله نمايند.

گريه و ناله ايشان از سوئى ناشى از احساسات عميق و ارتباط و عشق به مبدا اعلى بوده و از روح بزرگ و حالات عالى روحانى و فوق طبيعى ايشان سرچشمه مى‏گرفته است، و از سوى ديگر به سبب تاثر و تالم از نادانى و گمراهى مردم و در نتيجه هلاكت آنها بوده.

البته اگر از ايشان ترك اولائى سر مى‏زده برايشان گران مى‏آمده و اندوهگين و دردمند مى‏شدند، كه معرفت والاى ايشان كوچكترين لغزشى را بزرگ مى‏شمرده است.و از اينرو ايشان را نبايد با ديگر مردمان قياس كرد كه «حسنات الابرار سيئات المقربين‏» ، و در عين حال اين نكته نيز درست است كه پيغمبران سرمشق آدميانند و كردار و گفتار و رفتار ايشان براى پيروانشان حجت عمل و اخلاق است.م.!