بدان كه صاحب شرع گناهان را دو قسم كرده: كبيره و صغيره، و حكم فرموده است كه اجتناب از گناهان بزرگ كفاره گناهان كوچك است، و نمازهاى پنجگانه كفاره كبائر نخواهد بود و حال آنكه كفاره صغائر است، خداى تعالى مىفرمايد:
«ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم» (نساء، 30)
«اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى شدهايد دورى و پرهيز كنيد گناهان [كوچك] شما را بپوشانيم (و محو كنيم)» .
و مىفرمايد:
«الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش الا اللمم»
(نجم، 32)
«كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتيها پرهيز كنند مگر گناهان خرد (مانند آهنگ گناه)» .
و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «اگر از گناهان بزرگ پرهيز و دورى شود، نمازهاى پنجگانه و نماز جمعه آنچه را كه بين آنهاست مىپوشاند و محو مىكند» .
و كنارهگيرى از گناهان بزرگ وقتى كفاره گناهان كوچك مىشود كه به قدرت و اراده آن را براى خدا ترك كند (نه اينكه قدرت بر آن نداشته باشد)، مانند كسى كه مىتواند با زنى بياميزد و خود را از آن باز مىدارد و به نگاه كردن بس مىكند كه اين مجاهده نفس در باز ايستادن از آميزش تاثيرش در دل از اقدام بر نگاه كردن بيشتر است، و اين است معنى پوشاندن و محو كردن آن، اما اگر امتناع او براى ناتوانى يا ترس [از مردم و آبروريزى] و مانند اينها باشد، چنين اجتنابى كفاره صغائر نمىشود.همچنين كسى كه طبعا به شراب ميل ندارد و اگر مباح هم بود نمىآشاميد، پرهيز وى كفاره صغائرى كه از مقدمات آن است مثل شنيدن ساز و آواز و مانند آن نمىشود.
اما لفظ «كبيره» مبهم است و در لغت و همچنين در شرع و عرف براى مورد خاصى وضع نشده است، زيرا كبير و صغير از امور اضافى و نسبى است، و هر گناهى نسبتبه پائينتر از خود كبير و نسبتبه بالاتر از خود صغير است.و علما در تعيين گناهان كبيره اختلاف كردهاند و اميدى به زايل شدن اين اختلاف نيست و در روايات نيز اين اختلاف ديده مىشود.
ظاهر آنست كه با توجه به جمع بين روايات مىتوان گفت كه: كبيره بودن گناه به اين است كه بر ارتكاب آن وعده آتش دوزخ داده شده يا از آن صريحا و به نص قرآن نهى شده باشد.و مقصود از وصف آن به كبيره اين است كه: عقوبتبه آتش دوزخ سختبزرگ است، يا تخصيص آن به اينكه در قرآن ذكر شده باشد دلالتبر بزرگى آن دارد.و مىتوان گفت كه: شرع آن را معين نكرده و مبهم گذاشته است تا بندگان بترسند و از همه گناهان دورى و پرهيز كنند، چنانكه شب قدر را مبهم نمود تا مردم كوشش در طلب آن را بزرگ شمارند و در شبهاى متعدد بر عبادات مواظبت نمايند، و چنانكه اسم اعظم را مبهم گذاشت تا بر همه اسماء الله مواظبت كنند.
خلاصه آنكه: هر چه حكم خاصى در دنيا به آن تعلق نگيرد رواست كه مبهم باشد، و گناه كبيره از اين حيث كه كبيره است در دنيا حكمى به آن تعلق نمىگيرد، زيرا موجبات حدود اسما معلوم و معين است، و حكم كبيره فقط اين است كه اجتناب از آنها كفاره گناهان كوچك است و نمازهاى پنجگانه كفاره آنها نيست، و اين امرى است كه به آخرت تعلق دارد، و شايسته است كه مبهم گذاشته شود تا مردم از آنها در حال ترس و حذر باشند، و به اعتماد نمازهاى پنجگانه و اجتناب از كبائر بر صغائر جرات پيدا نكنند.