فصل 14: قبول توبه

توبه‏اى كه جامع شرايط باشد به اجماع علما مقبول است، و دليل آن گفتار خداى تعالى است كه مى‏فرمايد:

«هو الذى يقبل التوبة عن عباده‏» (شورى، 25) .

«اوست كه توبه بندگان را مى‏پذيرد» .

و مى‏فرمايد:

«غافر الذنب و قابل التوب‏» (مؤمن، 3)

«آمرزنده گناه و پذيرنده توبه‏» .

و مى‏فرمايد:

«و من يعمل سوءا او يظلم نفسه ثم يستغفر الله يجد الله غفورا رحيما» (نساء، 109)

«هر كه بدى كند يا به خود ستم كند آنگاه از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده و بخشاينده مى‏يابد» .

و به دليل سخن پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود: «ان الله - تعالى - يبسط يده بالتوبة لمسى‏ء الليل الى النهار و لمسى‏ء النهار الى الليل حتى تطلع الشمس من مغربها» «خداى تعالى دست‏خود را به نشانه قبول توبه براى بد كار شب تا روز و براى بدكار روز تا شب مى‏گشايد تا آفتاب از مغرب خود برآيد (يعنى تا قيامت)» .

و فرمود: «ان الحسنات يذهبن السيئات، كما يذهب الماء الوسخ‏» «همانا كارهاى خوب كارهاى بد را چنان محو مى‏كند كه آب چرك و شوخ را» .

و فرمود: «لو عملتم الخطايا حتى تبلغ السماء ثم ندمتم، لتاب الله عليكم‏» «اگر چندان گناه كنيد كه به آسمان رسد آنگاه پشيمان شويد خداوند توبه شما را مى‏پذيرد» .و فرمود: «بنده گناه مى‏كند و به بهشت مى‏رود» ، عرض كردند:

اين چگونه ممكن است اى رسول خدا!؟ فرمود: «گناهى كند و از آن پشيمان شود و آن در پيش چشم وى باشد تا به بهشت رسد» .

و فرمود: «كفارة الذنوب الندامة‏» «پشيمانى كفاره گناهان است‏» .

و فرمود: «هر كه يك سال پيش از مرگ خود توبه كند خدا توبه او را مى‏پذيرد، سپس فرمود: سال زياد است هر كه يك ماه پيش از مردن توبه كند خدا توبه او را مى‏پذيرد، سپس فرمود: ماه زياد است، هر كه يك هفته قبل از مرگ توبه كند خدا توبه او را قبول مى‏فرمايد، سپس فرمود: هفته زياد است، هر كه يك روز قبل از مردن توبه كند خدا توبه او را مى‏پذيرد، سپس فرمود يك روز نيز زياد است، هر كه پيش از ديدار مرگ (ملك الموت) توبه كند خدا توبه او را قبول مى‏فرمايد» .

و امام باقر عليه السلام به محمد بن مسلم فرمود: «گناهان مؤمن هر گاه توبه كند آمرزيده است، پس بعد از توبه و آمرزش عمل [نيك] را از سر گيرد، و آگاه باشيد به خدا قسم اين نيست مگر براى اهل ايمان‏» ، محمد بن مسلم عرض كرد: اگر بعد از توبه و استغفار از گناهان به گناه باز گردد و باز توبه كند حال او چگونه است؟ ، فرمود: «اى محمد بن مسلم! آيا چنان مى‏بينى كه بنده مؤمن از گناه پشيمان شود و از خدا آمرزش بخواهد و توبه كند و خدا توبه او را نپذيرد؟» ، گفت: [اگر] چند بار چنين كند، گناه كند و سپس توبه و استغفار كند، فرمود: «هر گاه مؤمن به استغفار و توبه برگردد خدا به آمرزش باز مى‏گردد، خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است توبه را مى‏پذيرد و از سيئات در مى‏گذرد، زنهار مؤمنى را از رحمت‏خدا نااميد نكنى‏» .

و فرمود: «اذا بلغت النفس هذه - و اهوى بيده الى حلقه - لم تكن للعالم توبة، و كانت للجاهل توبة‏» «همين كه نفس و جان به اينجا رسيد - و اشاره به گلوى خود نمود - براى عالم توبه نباشد، و براى جاهل توبه هست‏» .

و فرمود: «آدم عليه السلام عرض كرد: پروردگارا! شيطان را بر من مسلط ساختى، و او را همچون خون (كه در رگهايم جريان دارد) در من جاى دادى، براى من هم چيزى مقرر فرما، خطاب رسيد: اى آدم! براى تو اين را قرار دادم كه: هر يك از فرزندانت كه آهنگ گناهى كند و مرتكب آن نشود چيزى بر او نوشته نشود، و چون مرتكب شد يك گناه بر او نوشته شود، و اگر قصد كار نيكى كند و آن را انجام ندهد يك حسنه براى او نوشته شود، و اگر انجام دهد ده حسنه برايش نوشته شود، عرض كرد: پروردگارا! بيفزا، فرمود: برايت مقرر ساختم كه هر يك از فرزندانت كه گناهى كند سپس آمرزش خواهد او را بيامرزم، عرض كرد: پروردگارا! بيفزا، فرمود: براى ايشان توبه را قرار دادم، و توبه را براى آنها گسترش دادم تا نفس به گلوگاه رسد، عرض كرد: پرورگارا! مرا بس است‏» .

و امام صادق عليه السلام فرمود: «مردى گناه مى‏كند و خدا به سبب آن او را به بهشت مى‏برد» ، شخصى عرض كرد: خدا به جهت گناه او را به بهشت مى‏برد؟ فرمود:

آرى، گناه مى‏كند و پيوسته از آن ترسان است و نفس خود را دشمن مى‏دارد، پس خداوند به او رحم مى‏كند و او را به بهشت مى‏برد» .

و فرمود: «بنده مؤمن چون گناه كند خدا او را هفت‏ساعت مهلت مى‏دهد، اگر استغفار كرد چيزى بر او نوشته نمى‏شود، و اگر اين ساعتها گذشت و آمرزش نخواست‏يك گناه بر او نوشته مى‏شود، و مؤمن پس از بيست‏سال به ياد گناه خود مى‏افتد تا از خدا آمرزش خواهد و خدا گناهش را مى‏آمرزد، و كافر همان ساعت آن را فراموش مى‏كند» .

و فرمود: «ما من مؤمن يقارف فى يومه و ليلته اربعين كبيرة فيقول و هو نادم: «استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم بديع السماوات و الارض ذا الجلال و الاكرام و اساله ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يتوب على‏» ، الا غفرها الله له، و لا خير فيمن يقارف فى يومه اكثر من اربعين كبيرة‏» (1) «هيچ مؤمنى نيست كه در شبانه روزى چهل گناه كبيره كند و در حال پشيمانى بگويد: «استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القيوم بديع السماوات و الارض ذا الجلال و الاكرام و اساله ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يتوب على‏» مگر آنكه خدا آن گناهان را بيامرزد، و كسى كه شبانه روزى بيش از چهل گناه كبيره مرتكب شود خيرى در او نيست‏» .

و روايت است كه: «خداى تعالى چون ابليس را لعن كرد (از رحمت‏خود دور ساخت) از خدا مهلت‏خواست، و خداوند تا قيامت‏به او مهلت داد، آنگاه گفت: به عزت تو كه از دل آدمى بيرون نيايم تا جان در تن وى باشد، پس خداى تعالى فرمود: به عزت من كه در توبه بروى نبندم تا جان در تن وى باشد» .

و در اسرائيليات آمده است: «جوانى بيست‏سال خدا را عبادت كرد، سپس بيست‏سال او را معصيت نمود، سپس در آينه نگريست و نشانه پيرى در موى خود ديد، ناراحت‏شد و گفت: خدايا بيست‏سال اطاعت و بيست‏سال معصيت تو كردم، اگر بسوى تو بازگشت نمايم قبول مى‏كنى؟ ناگاه شنيد كه گوينده‏اى مى‏گويد:

ما را اجابت كردى ما نيز تو را اجابت كرديم، سپس ما را ترك نمودى از تو دست‏برداشتيم، آنگاه ما را عصيان ورزيدى تو را مهلت داديم، و اگر بسوى ما آئى تو را مى‏پذيريم‏» .و اخبار و روايات در اين معنى بسيار و بى‏شمار است و اخبارى نيز كه پيش از اين ذكر شد بر آن دلالت دارد.

اما كسى كه با نور بصيرت مى‏نگرد در اين معنى نيازى به بيان ندارد، زيرا مى‏داند كه توبه موجب سلامت و پاكى دل است، و هر دل پاك و رسته‏اى نزد خدا پذيرفته است و در آخرت در جوار الهى در ناز و نعمت‏خواهد بود، و مى‏داند كه دل در اصل پاك و رسته آفريده شده، زيرا هر زاده‏اى بر فطرت زائيده مى‏شود، و تنها به سبب بيماريهاى گناهان و تاريكيهاى آنها بيمار و سياه گشته، و داروى توبه اين امراض را بر طرف مى‏كند، و نور حسنات اين تيرگيها را مى‏زدايد، و تاريكى گناهان تاب روشنى نيكيها را ندارد، چنانكه ظلمت‏شب تاب روشنائى روز ندارد، و تيرگى چرك و شوخ با سپيدى صابون و آب گرم باقى نمى‏ماند.

بلى، اگر گناهان چنان انباشته شود كه زنگار گردد و جزو طبيعت آدمى شود، و دل طورى تباه شده باشد كه ديگر صفا و روشنائى نپذيرد، چنين دلى توبه برايش سودى ندارد، به اين معنى كه بازگشت نمى‏كند هر چند به زبان گويد توبه كردم، زيرا چركهاى گناهان چنان در درون او فرو رفته و انباشته شده كه ديگر پاكيزگى نمى‏پذيرد، و اگر در پاكسازى آن مبالغه و پافشارى شود به پاره پاره شدن دل و هلاك آن منجر مى‏گردد، كه آن چركها جزو جوهر هستى او شده است، همچنانكه اگر جامه‏اى كه چرك در درون آن راه يافت و در سوراخهاى آن انباشته شد، اگر در پاك ساختن آن با آب و صابون زياده سعى شود به پاره پاره شدن آن منتهى مى‏گردد.

و اين حال بيشتر مردمانى است كه به دنيا روى مى‏آورند و از خدا روى مى‏گردانند، كه اينان بازگشت و توبه نمى‏كنند، زيرا كه اخلاق مذموم و رذائل در جانهاى ايشان راسخ و استوار شده و چرك و شوخ اخلاق ناپسند در لابلاى دلهاشان فرو رفته بطورى كه بيدارى و تنبه پيدا نمى‏كنند تا آهنگ توبه كنند، و اگر قصد آن نمايند فقط به زبان است، و دل غافل و تهى از ايمان است، بلكه توبه كه حقيقتش از ميان رفته غير ممكن است.

پى‏نوشت:

1- احاديث اين باب را با «اصول كافى‏» .باب اعتراف به گناهان، و باب كسى كه قصد كار نيك يا كار بد كند، و باب توبه، و باب استغفار از گناهان، و باب آنچه خداى عز و جل هنگام توبه آدم عليه السلام به او عطا فرمود، تصحيح كرديم.!