فصل 12: بعد از توبه بايد عمل كرد

در تلافى و جبران شهوتها و توبه از گناهان تنها ترك آنها در آينده كافى نيست، بلكه بايد آثار آنها را كه در جوهر نفس نقش بسته است‏به وسيله نور طاعات محو كرد، زيرا هر شهوت و معصيتى كه از انسان سر مى‏زند تيرگى و ظلمتى از آن در دل پديد مى‏آيد، چنانكه از نفس انسان روى آينه صيقلى تيره و تار مى‏شود، و اگر ظلمت‏شهوات و گناهان انبوه و متراكم شود زنگار مى‏گردد، همان گونه كه بازدم (بخار نفس) هنگامى كه بر روى آينه نشيند و انباشته شود آلوده و پليد مى‏شود، چنانكه خداى تعالى مى‏فرمايد:

«كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون‏» (مطففين، 14)

«نه چنان است، بلكه اعمالى كه مى‏كردند زنگار دلهاشان شده است‏» .

و چون زنگار انباشته و متراكم شد سرشت آدمى مى‏گردد و بر دل مى‏نشيند، همان گونه كه پليدى در رخ آينه وقتى روى هم نشست و زمانى دراز بر آن گذشت در جسم آهن فرو مى‏رود و آن را فاسد مى‏كند بطورى كه ديگر صيقل نمى‏پذيرد، پس تائب از گناهان ناگزير بايد آثارى را كه از گناهان در نفس وى نگاشته و سرشته شده محو كند، و مجرد ترك آنها در آينده كافى نيست، چنانكه براى صيقل زدن آينه و ظهور صورتها در آن تنها بازداشتن نفس و بخارات سياه از چهره آن در آينده بسنده نيست مادام كه به محو آثارى كه در آن نقش بسته پرداخته نشود. و همچنانكه ظلمت معاصى و شهوات به نفس مى‏رسد و آن را تاريك مى‏كند، همين‏طور نور طاعات و ترك شهوات بالا مى‏رود و آن را منور مى‏سازد و تيرگى گناهان و شهوات را از ميان مى‏برد، و به همين مطلب اشاره دارد سخن پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: «در پى هر بدى نيكوئى كن تا آن را نحو كند» .بنابر اين بنده در هيچ حالى از محو آثار بديها و گناهان از قلب خود به وسيله پرداختن به نيكيهائى كه آثار آنها ضد آثار آن سيئات باشد بى‏نياز نيست، به اين معنى كه نيكى و حسنه‏اى كه براى محو آن بدى و سيئه انجام مى‏دهد با آن سيئه مناسبت داشته باشد، به دليل قول رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم: «اتق الله حيث كنت [و اتبع السيئة الحسنة تمحها]» «هر جا هستى از خدا بترس، و در پى گناه كار نيك انجام بده تا آن را محو كند» ، و به اين دليل كه بيمارى با ضدش معالجه مى‏شود، پس هر ظلمتى كه به قلب رسيده است محو نمى‏شود مگر با نورى كه از حسنه ضد آن برخاسته و به دل بر آمده باشد، كه ضد به ضد دفع مى‏شود، پس كفاره شنيدن آلات لهو و لعب به شنيدن قرآن و حضور در مجالس ذكر است، و كفار نشستن در مسجد در حال جنابت‏به عبادت در آن است، و كفاره مس مصحف بدون طهارت و وضو بزرگداشت و بوسيدن و بسيار خواندن آن است، و كفاره شرابخوارى تصدق دادن از نوشيدنى حلالى است كه خود بيشتر دوست دارد...

و غير اينها و البته اين - يعنى وجود مناسبت - شرط در محو نيست (1) .روايت است كه: «مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: زنى را معالجه كردم و با هر چيزى روبرو شدم مگر سودن (مس)، حكم خدا را درباره من بفرما، فرمود: آيا با ما نماز مى‏گزارى؟ گفت: آرى! فرمود: ان الحسنات يذهبن السيئات‏» (نيكيها بديها را از ميان مى‏برد) .

و سزاوار است كه وقت توبه نزديك زمان خطا باشد، به طورى كه پشيمان شود و آثار آن را محو كند پيش از آنكه زنگار بر دل نشيند و انباشته گردد و ديگر محو پذير نباشد، خدا تعالى مى‏فرمايد:

«انما التوبة على الله للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قريب‏» (نساء، 16)

«توبه (بازگشت‏به سوى خدا) فقط براى كسانى است كه بدى به نادانى كنند و آنگاه بزودى توبه كنند» . (يعنى در زمانى نزديك به كار بد) .

و مى‏فرمايد:

«و ليست التوبة للذين يعملون السيئات حتى اذا حضر احدهم الموت قال انى تبت الآن‏» (نساء، 17)

«و توبه براى كسانى نيست كه بدى همى كنند تا چون مرگ يكيشان فرا رسد گويد اينك توبه مى‏كنم‏» .

امام صادق عليه السلام فرمود: «اين هنگامى است كه امر آخرت را بالعيان مى‏بيند» .

و مانند اين از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز رسيده است.

پى‏نوشت:

1- يعنى دفع آن به عبادت ديگر نيز ممكن است.!