فصل 5: اختلاف مردمان در درازى آرزو

مردم در درازى و كوتاهى اميد و آرزو مختلفند: گروهى آرزوى جاويدانى و بقاء در سر مى‏پرورند و تصور مرگ به خود راه نمى‏دهند، چنانكه خداى سبحان مى‏فرمايد:

«يود احدهم لو يعمر الف سنة‏» (بقره، 96)

«هر يكيشان دوست دارد هزار سال عمر كند» .

چنين كسى در دنيا و لذات آن فرو رفته و نصيب و بهره‏اى از آخرت ندارد.

و گروهى ديگر تا بيشترين مدت عمر كه براى اهل زمانشان قابل تصور است اميد ماندن دارند.چنين شخصى دنيا را بسيار دوست دارد و تا آنجا كه ممكن باشد به تحصيل و جمع اسباب معيشت مى‏پردازد و همواره به جمع زيادتر مى‏كوشد.

و دسته‏اى ديگر اين اندازه اميد ندارند و انديشه زياده از يك سال را نمى‏كنند و اميد سال آينده را ندارند و اگر به آن رسيدند خدا را شكر مى‏كنند.چنين كسى در تابستان آماده زمستان مى‏شود و در زمستان فكر تابستان مى‏كند، و چون آنچه براى سالش بسنده است گرد آورد به عبادت مى‏پردازد.و بعضى ديگر به كمتر از يك سال اميد دارند تا به كسى مى‏رسد كه در فكر بيش از يك شبانه روز نيست، و فكر فرداى خود نمى‏كند.

اما طايفه‏اى هم هستند كه هميشه مرگ را در نظر دارند و گوئى منتظرند كه بزودى مى‏رسد.چنين شخصى هر نمازى كه مى‏گزارد نماز وداع كنندگان است.

روايت است كه «پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از يكى از صحابه از حقيقت ايمانش پرسيد، گفت: هرگز گامى برنداشتم كه اميد برداشتن گامى ديگر داشته باشم‏» .و يكى از آنان وقتى نماز مى‏گزارد به راست و چپ خود مى‏نگريست، و چون پرسيدند: چه نگرى؟ گفت: در انتظارم كه فرشته مرگ از كدام سو فرا آيد» .

اما بيشتر مردم - بخصوص در زمان ما - طول امل بر ايشان چنان غالب شده كه به بيشترين مدت عمر اميد دارند و هرگز گمان كمتر براى خود نمى‏كنند و عجبتر آنكه هر چه سنشان زيادتر مى‏شود آرزو و اميدشان به ماندن بيشتر مى‏گردد چنانكه در عصر ما اكثر پيران حرص و طول املشان بيشتر از جوانان است، و از اينرو رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«يشيب ابن آدم و تشب فيه خصلتان: الحرص و طول الامل‏» «فرزند آدم پير مى‏شود و دو خوى در او جوان مى‏گردد: حرص و آرزوى دراز» .

و فرمود: «دوستى پير در طلب دنيا جوان است، اگر چه استخوان چنبر گردنش از كهن سالى مايل شده باشد، مگر كسانى كه پرهيزكارى كنند، و اينان‏اند كند» .

مطلب ديگر اين است كه درازى و كوتاهى آرزو به اعمال شناخته مى‏شود:

پس هر كه اسباب و وسائلى را كه بيش از آنچه مورد نياز در يك سال است جمع مى‏كند دراز آرزوست، و همچنين هر كه كارهاى او در ميان مردم پراكنده است‏به اينكه با مردم معامله و حساب تا مدت معينى مثلا يك سال يا بيشتر دارد، و از مردم ديونى بر عهده اوست و با وجود اين نگران و ترسان نيست دراز آرزوست.و نشانه كوتاهى آرزو اين است كه: امور خود را طورى جمع آورى نمايد كه از مردم چيزى بر گردن او نباشد، و براى طلب قوت بيش از چهل روز سعى نكند، و اوقات خود را در طاعت و عبادت صرف كند، و خود را همچون مسافرى بينگارد كه در تحصيل توشه راه مى‏كوشد.