فصل 4: كوتاهى آرزو

ضد درازى آروز كوتاهى آرزوست و آن شعار مؤمنان و روش اهل يقين است، و از اينرو در امر به آن و نهى از ضد آن اخبار و روايات وارد شده است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «چون صبح كنى فكر شب را مكن، و چون شب كردى در فكر فردا مباش، و از دنياى خود براى آخرت و از زندگى براى مرگ و از تندرستى براى هنگام بيمارى ذخيره بردار، زيرا چه مى‏دانى كه فردا برايت چه پيش خواهد آمد و نامت در ميان چه كسانى خواهد بود» .و بعد از آنكه شنيد كه اسامه كنيزى به وعده يك ماه خريده فرمود: «اسامه دراز اميد است، به خدائى كه جانم در دست اوست! هرگز چشم بر هم نزنم كه نپندارم پيش از آنكه بر گيرم مرگ فرا رسد، و چشم از هم بر نگيرم كه نپندارم كه پيش از آنكه بر هم نهم مرگ در آيد، و هيچگاه لقمه‏اى به دهان نبرم كه اميد فرو بردن آن را پيش از مرگ داشته باشم‏» ، سپس فرمود:

«اى فرزندان آدم! اگر عقل داريد خود را از مردگان شماريد، به خدائى كه جانم در دست اوست! آنچه شما را وعده داده‏اند خواهد آمد و از آن گريز و گزيرى نداريد» .

روايت است كه شامگاهى به ميان مردم آمد و فرمود: «اى مردم! چرا از خدا شرم نمى‏كنيد؟ گفتند: اى رسول خدا چه روى داده؟ فرمود: آنچه را كه نخواهيد خورد گرد مى‏آوريد، و به آنچه نخواهيد رسيد اميد و آرزو داريد، و جائى را كه سكونت نخواهيد كرد مى‏سازيد» .

و فرمود: «آيا همه شما دوست داريد كه به بهشت در آئيد؟ گفتند: آرى يا رسول الله! فرمود: آرزو را كوتاه كنيد، و مرگ را در پيش چشم خويش داريد، و از خدا شرم داريد چنانكه شايسته است‏» .

و در دعاى خود مى‏گفت: «خدايا من از دنيايى كه خير آخرت را باز دارد، و از حياتى كه خير مرگ را منع كند، و از آرزويى كه مانع خير عمل شود به تو پناه مى‏برم‏» .و با توانائى به دستيابى به آب پيش از گذشت‏ساعتى، تيمم مى‏كرد و مى‏فرمود شايد به آن نرسم.

و عيسى عليه السلام فرمود: «در انديشه و اندوه روزى فردا مباشيد، كه اگر فردا زندگانى مانده باشد روزى نيز مانده باشد، و اگر زندگانى نمانده باشد غم روزى ديگران چه مى‏بريد» .