بسم الله الرحمن الرحيم
و از آنهاست (1) :
غرور
معنى غرور (فريفتگى) - نكوهش آن - گروههاى اهل غرور - مغروران كفار و گناهكاران و فاسقان مؤمنان - فريفتگان اهل علم و دستههاى آنها - واعظان فريفته - فريب خوردگان اهل عبادت بسيارند - بيشتر متصوفه فريفتهاند - فريفتگان ثروتمندان و توانگران از ديگر طايفهها بيشترند - ضد غرور، هوشيارى و علم و زهد است.
غرور عبارت است از آرامش يافتن و مطمئن شدن به آنچه موافق هوى و هوس باشد، و طبع آدمى به سبب شبهه و خدعه شيطان به آن ميل مىكند.پس هر كه معتقد باشد كه در دنيا يا آخرت بر راه خير است و اين گمان و اعتقاد از روى شبهه نادرست و فاسد باشد او مغرور و فريفته است.و چون بيشتر مردم به خود گمان نيك دارند و اعمال و افعال خود را درست مىپندارند، با اينكه در آن گمان خطا كارند، پس فريفتهاند.مثلا كسى كه مال حرام را مىگيرد و در مصرف خير مىرساند، مانند ساختن مسجد و مدرسه و پل و كاروانسرا، مىپندارد كه عمل نيكى كرده و به سعادتى رسيده است، و حال آنكه اين كار غرور و فريفتگى محض است، و شيطان او را فريب داده و آنچه را كه شر استخير نمايانده، و همچنين واعظى كه غرض او از موعظه طلب جاه و منزلت است مىپندارد كه در طاعتخداست، و حال آنكه به فريب و نيرنگ شيطان در گناه است.
شكى نيست كه مطمئن شدن به آنچه موافق هوى و هوس است و ميل و خواهش طبع به آن از روى شبهه و پندار، مركب از دو چيز است: يكى اعتقاد نفس به اينكه خير او در آن است و حال آنكه اين پندار خلاف واقع است، و دوم دوستى و خواهش باطنى نسبتبه آنچه شهوت يا غضب مقتضى آن است.چنانكه واعظ هنگامى كه به وسيله وعظ طالب جاه و منزلت است مىپندارد كه بدين وسيله ثواب و پاداش بدست مىآورد، ميل و رغبت او به جاه است و در همان حال معتقد است كه خير او در آن است.و ثروتمند وقتى در بذل مال خود امساك مىنمايد و در مصارف لازم خرج نمى كند، و با اين حال به عبادت مىپردازد معتقد است كه مواظبتبر عبادت براى نجات او كافى است اگر چه بخيل باشد، و در حالى كه مالدوست استخود را بر طريق خير مىانگارد. اما اين اعتقاد به نوعى جهل مركب برمىگردد، و آن جهلى است كه مجهول مورد اعتقاد چيزى موافق هواى نفس باشد، و اين از رذائل قوه عاقله است، و دوستى و طلب جاه و مال از رذائل دو قوه غضب و شهوت است، پس غرور از رذائل هر سه قوه يا از رذائل قوه عاقله با يكى از آن دو مىباشد.
غرور و غفلتسرچشمه هر هلاكتى و مادر هر شقاوتى است، و از اينرو در باره آن مذمتشديد در آيات و اخبار وارد شده است.خداى سبحان مىفرمايد:
«فلا تغرنكم الحياة الدنيا و لا يغرنكم بالله الغرور» (لقمان، 33، فاطر، 5) «..زندگى دنيا فريبتان ندهد و [شيطان] فريبنده شما را به خدا مغرور نسازد» .
و مىفرمايد:
«و لكنكم فتنتم انفسكم و تربصتم و ارتبتم و غرتكم الامانى حتى جاء امر الله و غركم بالله الغرور» (حديد، 14) «..ولى شما خود را به فتنه افكنديد و منتظر مانديد و شك كرديد و آرزوها فريبتان داد و [شيطان] فريبكار نسبتبه خدا مغرورتان ساخت» .
و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «حبذا نوم الاكياس و فطرهم، كيف يغبنون سهر الحمقى و اجتهادهم، و لمثقال ذرة من صاحب تقوى و يقين افضل من ملء الارض من المغترين» . «خوشا خواب زير كان و افطار كردنشان كه چگونه بيدارى احمقان و كوشش آنها را مغبون كردهاند [زيرا حمق موجب غرور به بيدارى و كوشش مىگردد]، و هر آينه ذرهاى از عمل صاحب تقوا و يقين برتر است از عمل فريفتگان كه روى زمين را پر گرداند» .
و امام صادق عليه السلام فرمود: «فريفته، در دنيا مسكين و بينوا و در آخرت مغبون و زيانكار است، زيرا برتر را به فروتر فروخته است، و از خود شگفت مدار، كه چه بسا به مال و تندرستى خود فريفته شوى و پندارى كه باقى خواهى بود.و بسا به درازى عمر و به فرزندان و يارانت غره شوى و گمان كنى كه به وسيله آنها نجات خواهى يافت.و چه بسا به جمال (يا حال) خود و به رسيدن به مقصود و آرزوى و هوى و هوس خويش مغرور گردى و پندارى كه صادق و درستكارى.و چه بسا به آنچه به مردم مىنمائى از پشيمانى بر تقصير كه در عبادت كردهاى فريفته شوى و شايد خداوند از دل تو خلاف آنچه مىنمائى داند.و بسا هست كه نفس خود را به تكلف به عبادت و ادارى و حال آنكه خداى اخلاص را مىخواهد.و چه بسا به علم و نسب خود افتخار كنى و حال آنكه از آنچه از احوال تو پنهان است و خداى تعالى به آن آگاهى دارد غافل باشى.و چه بسا پندارى كه خدا را مىخوانى و حال آنكه غير خدا را مىخوانى.و بسا هست كه گمان كنى كه ناصح و خير خواهى خلقى و حال آنكه آنان را براى خود مىخواهى به اينكه به تو تمايل پيدا كنند.و چه بسا خود را بنكوهى ولى در حقيقتخويشتن را مىستائى» . (2)
پىنوشتها:
1- يعنى از رذائل متعلق به دو يا سه قوه عاقله و غضبيه و شهويه، و اين رذيله بيست و دوم از آنهاست.!
2- اين گفتار را با «مصباح الشريعه» : باب 36 تصحيح كرديم.!