بدان همان گونه كه در مال زكات هستبراى بدن نيز زكاتى هست، و اين نقصانى است كه سبب فزونى خير و بركتبراى صاحب آن است.زكات بدن يا اختيارى است، به اينكه در طاعتبه كار رود و از معصيتباز داشته شود، يا اضطرارى است، به اينكه به بيمارى و آفتى دچار گردد.رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «هر مالى كه تزكيه نشود (زكات آن داده نشود) ملعون است، و هر بدنى كه تزكيه نشود ملعون است و لو در هر چهل روز يك بار.گفتند: يا رسول الله، زكات مال را مىشناسيم، زكات بدن چيست؟ فرمود: اينكه دچار آفتى شود» .از اين سخن رنگ چهره مردم دگرگون شد، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چون اين را ديد فرمود: «آيا مقصودم را دريافتيد؟ گفتند: نه يا رسول الله! فرمود: خراشى كه به بدن وارد آيد، يا رنجى به او رسد، يا پايش بلغزد و بيفتد، يا دچار مرضى شود، يا خارى به دست و پايش بخلد، و مانند اينها...» ، حتى پريدن چشم در حديث ذكر شده است.
و فرمود: «براى هر چيزى زكاتى هست، و زكات بدنها روزه است» .
امام صادق عليه السلام فرمود: «براى خداى عز و جل بر هر يك از اجزاء پيكرت زكاتى واجب است، بلكه بر هر بن موئى از تنت، بلكه بر هر نگاه چشمت (يا هر چشم به همزدنت) زكاتى است.زكات چشم نگاه به عبرت و پند گرفتن، و چشمپوشيدن از شهوات و امثال آنهاست.و زكات گوش: نيوشيدن و استماع علم و حكمت و قرآن و معارف سودمند دينى و مواعظ نجات بخش، و نشنيدن ضد آنها از دروغ و غيبت و مانند اينهاست.و زكات زبان: نصيحت مسلمين، و بيدار كردن غافلان، و ذكر و تسبيح است.و زكات دست: بذل و بخشش و سخاوت به وسيله نعمتهاى الهى است، و به حركت در آوردن آن با نوشتن مسائل علمى و مطالب سودمند براى مسلمين و در طاعتخداى تعالى، و نگاهداشتن آن از رساندن شر و بدى به مردم.و زكات پا: رفتن و تلاش در راه حقوق الهى، از قبيل ديدار صالحان و نيكان، و مجالس ذكر، و اصلاح مردم، و صله رحم، و جهاد، و هر چه در آن صلاح دل و سلامت دينتباشد (1) .» و دوم از آنها خمس است:
خداوند خمس را بر بندگانش واجب كرده تا ذريه پيامبرش صلى الله عليه و آله و سلم از فقر و نيازمندى محفوظ باشند و از ذلت گرفتن صدقات كه چركها و اوساخ مردم استبر كنار بمانند، پس فرمود:
«و اعلموا انما غنمتم من شىء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى و اليتامى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل ان كنتم آمنتم بالله و ما انزلنا على عبدنا يوم الفرقان يوم التقى الجمعان، و الله على كل شىء قدير» . (انفال، 41) «بدانيد كه هر غنيمت و نفعى به شما رسد پنجيك آن براى خدا و پيامبر و خويشان وى و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان (جدائى حق از باطل)، روز برخورد دو گروه (جنگ بدر) نازل كرديم ايمان آوردهايد، و خدا بر هر چيز تواناست» .
از اين آيه برمىآيد كه هر كس خمس خود را ندهد ايمان ندارد.
درباره بزرگى ثواب و پاداش اداى خمس و رساندن آن به اهلش جاى ترديد نيست، و چگونه چنين نباشد و حال آنكه رداختخمس كمك به ذريه رسول صلى الله عليه و آله و سلم و بر آوردن نياز آنهاست، و رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است: «شفاعت من براى كسى كه ذريه مرا با دست و زبان و مالش يارى و كمك كند حق است (2) » .
و فرمود: «چهار كس هستند كه من در روز قيامت آنان را شفاعتخواهم كرد: كسى كه ذريه مرا گرامى دارد، و كسى كه حوائج ايشان را بر آورد، و كسى كه در كارهاى آنها هنگامى كه مضطر باشند كوشش كند، و كسى كه ايشان را با دل و زبان دوست داشته باشد» .
و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه: «چون روز قيامتشود مناديى بانگ بر آرد: اى خلايق خاموش باشيد كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم با شما سخن مىگويد.
پس همه خاموش مىشوند، آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىايستد و مىفرمايد: اى مردمان هر كه را بر من منتى يا نعمتى يا نيكى و احسانى استبرخيزد تا تلافى كنم و پاداش دهم.
خلايق گويند: پدران و مادران ما فدايت! ما را چه منت و نعمت و احسانى بر تست؟ ! بلكه عطا و منت و احسان خدا و رسول او بر ماست.آن حضرت فرمايد: هر كه يكى از خاندان مرا جاى داده يا با آنان نيكى نموده، يا لباس يا غذائى عطا كرده برخيزد تا تلافى كنم و پاداش دهم.
پس كسانى كه اين كارها را كردهاند برخيزند، آنگاه از جانب خداوند خطاب آيد: اى محمد صلى الله عليه و آله و سلم، اى حبيب من، پاداش ايشان را به تو واگذاشتم، آنان را در هر جاى بهشت كه خواهى جاى ده.و آن حضرت ايشان را در مكانى جاى مىدهد كه از ديدار محمد و اهل بيت او - صلوات الله عليهم - محروم نباشند (3) » .
و از آنچه در باب زكات ذكر شد بعضى از اسرار و آداب باطنى و شرايط درونى خمس دانسته مىشود.
و شايسته است كه خمس دهنده از بزرگ شمردن آن و منت نهادن و آزردن كاملا اجتناب كند، و به هنگام عطا نهايت فروتنى نسبتبه ذريه علوى بنمايد، و خود را بندهاى از بندگان خدا بداند كه مولاى او پارهاى از اموال خود را به او سپرده و سپس فرمان داده كه اندكى از آن را به ذريه پيغمبرش صلى الله عليه و آله برساند، و در برابر اين عمل براى او پاداش فزونى مال در دنيا و اجر و ثواب بزرگ اخروى را نيز قرار داده است.پس چقدر براى خردمند - با وجود اين پاداشها - قبيح است كه عطاى خود را بزرگ شمرد، و بر فرزندان پيامبرش صلى الله عليه و آله و سلم منت نهد.
و سوم آنها:
و وسعت دادن بر ايشان است.و آن نيز از واجبات است، چنانكه در كتب فقه بيان شده.و آنچه در ستايش و بزرگى ثواب انفاق بر اهل و عيال رسيده از حد شمار افزون است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «الكاد على عياله كالمجاهد فى سبيل الله (4) » .
«كسى كه براى خرجى اهل و عيالش رنج و زحمت مىكشد مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مىكند» .
و فرمود: «خيركم خيركم لاهله» «بهترين شما كسى است كه براى خانواده خود بهتر است» .
و فرمود: «مؤمن به ميل اهل خانه خود غذا مىخورد، و منافق بر طبق خواهش خودش (5) » .
و فرمود: «افضل الصدقة صدقة عن ظهر غنى، و ابدا بمن تعول، و اليد العليا خير من اليد السفلى، و لا يلوم الله على الكفاف (6) » .
«بهترين صدقهها آن است كه از روى بىنيازى صورت گيرد، و از خانواده آغاز كن، و دست زبرين (دهنده) بهتر از دست زيرين (گيرنده) است، و خداوند [كسى را] بر مقدار كفاف ملامت نكند» .
و فرمود: «دينارى انفاق بر اهل خود، و دينارى انفاق در راه خدا، و دينارى انفاق در آزاد كردن برده، و دينارى صدقه به مسكين، و با اجرترين آنها دينارى است كه براى اهل خانه خود خرج كردهاى» .
و فرمود: «آنچه مرد براى زن و فرزند خود خرج كند صدقه به شمار مىرود، و مرد در هر لقمهاى كه همسرش به دهان مىنهد اجر مىبرد» .
و فرمود: «بعضى از گناهان را هيچ چيز كفاره نيست مگر كوشش و تلاش در طلب معيشت» .
و فرمود: «هر كه را سه دختر باشد و خرج آنان را بدهد و به ايشان نيكى كند تا وقتى كه خدا آنها را از او بىنياز سازد، خداى تعالى بهشت را بر او واجب گرداند، مگر آنكه كارى كند كه خدا او را نيامرزد (قابل بخشش نباشد)» .
روزى آن حضرت به اصحاب فرمود: «صدقه بدهيد.مردى گفت: من يك دينار دارم.فرمود: خرج خودت كن.گفت: اگر دينار ديگرى داشته باشم؟
فرمود: خرج همسرت كن.گفت: اگر دينار ديگرى داشته باشم؟ فرمود: خرج فرزندت كن.گفت: اگر دينار ديگرى داشته باشم؟ فرمود: خرج خدمتكارت كن.گفت: اگر دينار ديگرى داشته باشم؟ فرمود: خودت بهتر دانى (7) » .
و فرمود: «ملعون ملعون من القى كله على الناس! ملعون ملعون من ضيع من يعوله» .
«هر كس سنگينى بار خويش بر دوش مردم افكند ملعون است! هر كس عائله خود را بىخرجى واگذارد ملعون است» .
و حضرت سجاد عليه السلام فرمود: «خداوند از آنكس از شما بيشتر خشنود است كه نعمتها را بر عيال خود تمامتر كند» .و فرمود: «اگر به بازار روم و چند درهمى داشته باشم كه براى عائله خود گوشتبخرم، در حالى كه به آن خيلى تمايل داشته باشند، براى من از آزاد كردن بردهاى محبوبتر است» .
و حضرت صادق عليه السلام فرمود: «اين گناه براى مرد بس كه عيال (عائله) خود را ضايع و بىخرجى رها كند» .و فرمود: «از سعادت مرد اين است كه قيم (سرپرست و برپادارنده كار و نگهبان) عيال خود باشد» .
و حضرت كاظم عليه السلام فرمود: «عائله مرد اسيران اويند، پس كسى كه خدا به او نعمتى داده بايد بر اسيران خود وسعت دهد، وگرنه جاى نگرانى است كه نعمتش زوال پذيرد» .
و حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: «سزاوار است كه مرد بر عائله خود وسعت دهد تا آرزوى مرگ او را نكنند» .و فرمود: «بر صاحب نعمت واجب است كه بر عائله خود توسعه دهد (8) » .
اخبار وارده در ثواب انفاق بر عائله و خدمتبه آنان و وسعت دادن بر ايشان بسيار است و آنچه ياد كرديم براى اهل بصيرت كافى است.
هر كه در انفاق به خانواده خود خواستار اجر و ثواب استبايد: در رنج و كوششى كه در به دست آوردن روزى و نفقه متحمل مىشود و همچنين در خرج و انفاق آن خشنودى خدا و پاداش آخرت را مقصود قرار دهد، زيرا بدون قصد قربت ثوابى نخواهد بود. و نيز از تحصيل حرام و مال شبههناك اجتناب نمايد، و براى عائله خود جز حلال نياورد، كه گرفتن حرام و خرج كردن آن بزرگترين گناهان است.و در تحصيل روزى و خرج و انفاق ميانهروى كند، نه بر خانواده خود تنگ بگيرد كه ضايع و بىخرج بمانند و نه اسراف نمايد كه عمر خويش را در طلب مال تباه كند و از زيانكاران شود و به هلاكت رسد.خداى سبحان مىفرمايد:
«و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا» (اعراف، 30) «بخوريد و بياشاميد و زياده روى مكنيد» .
و مىفرمايد:
«و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط» (اسراء، 29) «دستت را به گردنت مبند و آن را يكسره مگشاى» .
و مىفرمايد:
و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» (فرقان، 67) «و كسانى كه چون خرج كنند اسراف نكنند و تنگ نگيرند و بخل نورزند و ميانهرو باشند» .
و از امام صادق عليه السلام روايت است كه: «اين آيه: «و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» را خواند، آنگاه مشتى خاك برداشت و دستخود را بست و فرمود: اين تنگ گيرى و بخلى است كه خداوند در كتاب خويش ياد كرده.پس مشتى ديگر برداشت و دستخود را كاملا باز نگه داشت و فرمود: اين اسراف است.و بعد مشتى ديگر بر گرفت، برخى از آن را ريخت و برخى را نگاه داشت و فرمود: اين اعتدال و ميانه روى است» . (9)
و سزاوار نيست كه خود يا يكى از اهل خانه خود را به خوردنى پاكيزه و مطبوعى مخصوص گرداند و از ديگران مضايقه كند، كه اين كار كينه در دل پديد مىآورد و از معاشرت نيكو دور است، مگر اينكه به سبب بيمارى يا ضعف يا غير اينها به غذاى مخصوصى ناچار باشد.و شايسته نيست كه غذائى را كه نمىخواهد براى آنها تهيه كند وصف نمايد.و سزاوار است كه همه عائله خود را به هنگام غذا خوردن بر سفره بنشاند، كه روايت است: «خدا و ملائكه بر اهل خانهاى كه به جمعيت غذا مىخورند درود مىفرستند» .
و اما انفاقهاى مستحب، كه تحت عنوان سخاوت قرار مىگيرند، عبارتند از:
فضيلت آن بس بزرگ و فوائد دنيوى و اخروى آن بيشمار است.رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «تصدقوا و لو بتمرة، فانها تسد من الجائع، و تطفى الخطيئة كما يطفى الماء النار» «صدقه دهيد اگر چه يك خرما باشد، زيرا از رنج گرسنه مىكاهد، و گناه را خاموش مىكند چنانكه آب آتش را خاموش مىكند» .
و فرمود: «هيچ بنده مسلمانى صدقهاى از كسب پاك و حلال نمىدهد - كه خدا جز پاك و حلال را نمىپذيرد - مگر اينكه خدا آن را با دستخود مىگيرد، و آن را مىپروراند چنانكه يكى از شما شتر بچهاى را مىپروراند، تا آنجا كه يك دانه خرما مانند كوه احد شود» .
و فرمود: «ما احسن عبد الصدقة الا احسن الله عز و جل الخلافة على تركته» «هيچ بندهاى صدقه نيكو ندهد مگر اينكه خدا به خوبى بر ميراث و تركه او سرپرستى كند» .و فرمود: «هر انسانى [در روز قيامت] در سايه صدقه خويش است تا ميان مردم حكم شود (و از حساب فارغ شوند)» .
و فرمود: «زمين قيامت آتش است مگر سايه مؤمن كه صدقه او بر وى سايه مىافكند» .
و فرمود: «خدائى كه جز او خدائى نيستبه سبب صدقه درد و بيمارى و سوختن و غرق شدن و ويرانى بنا (خانه بر سر فرود آمدن) و ديوانگى...را دفع مىكند» و هفتاد نوع شر را بر شمرد.
و فرمود: «صدقه السر تطفىء غضب الرب عز و جل» «صدقه نهان خشم خداى عز و جل را خاموش مىكند» . (10)
و فرمود: «هر گاه سائلى در شب به صورت مردى نزد شما آمد او را رد نكنيد» .
و فايده تخصيص به مرد و شب براى اين است كه احتمال مىرود كسى كه به صورت انسان در شب سؤال مىكند فرشتهاى باشد كه براى امتحان نزد تو آمده، چنانكه روايتشده: «خداى سبحان به موسى عليه السلام وحى فرمود: اى موسى، سائل را گرامى دار اگر چه به چيز كمى يا سخن نيكى باشد، كه گاه كسى نزد تو مىآيد كه نه انسان است و نه جن، بلكه از ملائكه رحمان است، كه ترا در نعمتى كه به تو دادهام امتحان مىكند، پس ببين كه چگونه رفتار خواهى نمود اى پسر عمران» .و از اين رو رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را بر رد نكردن سائل ترغيب كرد، و فرمود: «به سائل چيزى بدهيد اگر چه بر اسبى سوار باشد» .
و فرمود: «سؤال سائل را رد مكنيد، كه اگر در ميان فقيران دروغگو نبود كسى كه آنان را رد مىكرد رستگار نمىشد» .
و امام باقر عليه السلام فرمود: «نيكوئى و صدقه فقر را بر طرف مىسازد، و عمر را مىافزايد، و از صاحب خود هفتاد گونه مردن بد را دفع مىكند» .
و امام صادق عليه السلام فرمود: «بيماران خود را با صدقه درمان كنيد، و بلا را به دعا بگردانيد، و روزى را با صدقه بطلبيد، و آن از ميان وسوسه هفتصد شيطان بيرون مىآيد، و هيچ چيز بر شيطان گرانتر از اين نيست كه به مؤمنى صدقه داده شود، و صدقه پيش از آنكه در دست مؤمن قرار گيرد به دستخداى تعالى مىرسد» .
و فرمود: «صدقه به دستخود دادن آدمى را از مرگ بد نگه مىدارد، و هفتاد نوع بلا را از او دفع مىكند، و از ميان وسوسه هفتاد شيطان كه همگى مىگويند مده بيرون مىآيد» .
و فرمود: «مستحب استبراى بيمار كه به دستخود چيزى به سائل بدهد، و از او بخواهد كه دعا كند» .
و فرمود: «بامداد را با صدقه آغاز كنيد كه بلا پيش نمىآيد، و هر كه در آغاز روز صدقه دهد خداوند شرى را كه آن روز از آسمان مىآيد از او برمىدارد، و اگر اول شب صدقه دهد خدا شرى را كه آن شب از آسمان فرود مىآيد از وى دفع مىكند» .
و آن حضرت وقتى نماز عشا را به جا مىآورد و پاسى از شب مىگذشت، انبانى كه در آن نان و گوشت و پول بود بر دوش خود حمل مىكرد و به خانه نيازمندان اهل مدينه مىبرد و در ميانشان تقسيم مىكرد و آنها حضرت را نمىشناختند تا هنگامى كه از دنيا رفت و فقرا كه ديگر آن جيره را نيافتند دانستند كه او امام صادق عليه السلام بوده است.
از آن حضرت پرسيدند: وقتى سائلى از ما چيزى مىخواهد و او را نمىشناسيم چه كنيم؟ فرمود: «به هر كه در دل تو نسبتبه او رحم و شفقت پديد مىآيد عطا كن» .
و درباره سائلان فرمود: «سه نفر را اطعام كنيد، و اگر خواستيد بيفزائيد، و گرنه حق يك روز را ادا كردهايد» . و در مورد كسى كه از طرف ديگرى پولى را به فقرا تقسيم مىكند فرمود:
«ثواب او مثل ثواب دهنده استبدون اينكه از ثواب دهنده چيزى كم شود.و اگر نيكى و احسان به هفتاد دستبگردد همگى ثواب مىبرند بىآنكه از اجر صاحبش چيزى كم شود» .
و اخبار بسيارى در فضيلت و ثواب صدقه آب دادن وارد شده است.امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «اول چيزى را كه در آخرت پاداش مىدهند صدقه آب دادن است» .و امام باقر عليه السلام فرمود: «خداى تعالى خنك كردن جگر تشنه را دوست دارد، و هر كه جگر تشنهاى را سيراب كند، از چارپا و غير آن، خدا او را در سايه عرش خود در روزى كه هيچ سايهاى جز سايه او نباشد پناه مىدهد» .و حضرت صادق عليه السلام فرمود: «هر كه آب دهد كسى را در جايى كه آب يافتشود مانند كسى است كه بردهاى آزاد كرده، و هر كه آب دهد كسى را در جايى كه آب يافت نشود مثل كسى است كه انسانى را زنده ساخته، و كسى كه يك نفر را زنده كند چنانست كه همه مردم را زنده كرده است» .
تنبيه: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند: «كدام صدقه افضل است؟ فرمود: آن صدقه كه در حال سلامت و بخل و اميد زندگى و با ترس از فقر بدهى، و چندان درنگ و تاخير مكن تا وقتى كه جان به گلويت رسد بگوئى: فلان را اين قدر بدهيد و فلان را آن قدر» .
گفتگوئى نيست كه پنهانى دادن صدقه مستحب از آشكارا دادن آن افضل است، و دليل آن قول حضرت صادق عليه السلام است: «صدقه پنهانى از صدقه علنى افضل است» . (11)
و سخن ديگر آن امام عليه السلام: «هر چه را خداوند بر تو واجب كرده آشكار نمودن آن از نهان داشتنش بهتر است، و هر چه مستحبى است پنهان دادنش از آشكار كردن افضل است» .
اما در اين گفتگوست كه براى گيرنده كدام بهتر است: پنهانى بگيرد يا آشكارا.
بعضى گفتهاند كه بهتر است پنهانى بگيرد، زيرا براى حفظ عفت و خويشتن دارى و مروت افضل است، و دل و زبان مردم را از حسد و بدگمانى و غيبت نگه مىدارد، و به صدقه دهنده كمك مىكند كه عمل خود را پنهان دارد - و دانستى كه عطا كردن پنهانى بر علنى برتر است - و براى خود او بهتر است زيرا از ذلت و خوارى ايمن است، و حاضران از شائبه شركتبر كنار مىمانند.زيرا از اخبار مستفاد مىشود كه حضار شريكان كسى هستند كه به او هديه داده مىشود.و ظاهرا صدقه هم مانند هديه است، هر گاه حاضران مستحق باشند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «هر كه هديهاى بگيرد و نزد او كسانى حضور داشته باشند، ايشان در آن شريكند» .
و امام باقر عليه السلام فرمود: «همنشينان مرد در هديه شريكند» .و فرمود: «اگر در حضور جمعى به كسى چيزى از خوردنىها هديه داده شود، آنان در هديه شريكند» .
و بعضى گفتهاند: علنى گرفتن و بازگو كردن آن افضل است، زيرا وى را از كبر و ريا پاك مىكند و موجب اخلاص و صدق و اظهار سپاسگزارى و فروتنى است.
با وجود اين سزاوار است كه خداشناس حقيقى جز به خدا نظر نداشته باشد، و نهان و آشكار براى او يكسان باشد، كه اختلاف حال، نوعى شرك در توحيد خواهد بود.
حق اين است كه حكم به افضل بودن يكى از اين دو قول به طور مطلق درست نيست، زيرا فضيلت هر يك به اختلاف نيت مختلف مىشود، و نيتها به اختلاف احوال و اشخاص فرق مىكند.
پس طالب سعادت بايد مراقب خود باشد، و حال و موقع را در نظر بگيرد، و بنگرد كه كداميك از دو حالت پنهانى و علنى براى او به خلوص نيت و قصد قربت نزديكتر و از ريا و فريبكارى و تزوير و ديگر آفات دورتر است همان را برگزيند، و به ريسمان غرور نياويزد، و فريب مكر و نيرنگ شيطان را نخورد.مثلا اگر طبع او مايل به پنهان داشتن آن است، و مىبيند كه انگيزه اين ميل حفظ جاه و منزلت و بيم افتادن از چشم مردم است، يا ترس اينكه مردم او را خوار انگارند و دهنده را بخشنده و نيكوكار نگرند، يا تشويش اينكه وقتى مردم آگاه شوند كه چيزى گرفته ديگر به او نمىدهند در اين صورت بايد علنى بگيرد.زيرا اگر «داء دفين» (بيماريى كه پس از پنهان بودن آشكار شود و به سبب آن شر و فساد به وجود آيد) را همچنان در نفس نگه دارد، و به مقتضاى آن عمل كند، هلاك مىشود.
اما اگر طبع وى مايل به پنهانى گرفتن است، و يقين دارد كه انگيزه آن ميل:
حفظ عفت و خويشتن دارى و مروت و نگاهداشت مردم از حسد و بد گمانى و غيبت است، و باعث آن مفاسد ياد شده نيست، بهتر است كه آن را پنهانى بگيرد.علامت اين آنست كه ناراحتى او از علنى گرفتن صدقه همانند ناراحتى او به سبب علنى شدن صدقهاى باشد كه امثال او و برادران مؤمن او گرفتهاند.زيرا اگر وى طالب مخفى ماندن و كمك به دهنده براى پنهانى دادن صدقه، و صيانت علم و علما از ابتذال و آبروريزى، و حفظ مردم از حسد و غيبت و بد گمانى است، بايد اينها را براى برادر مؤمن خود نيز بخواهد، زيرا آنچه از آن حذر مىكند: از پردهدرى، و ابتذال علم، و افتادن مردم در غيبت و حسد به سبب علنى شدن صدقه برادرش نيز پديد مىآيد.
پس اگر علنى شدن صدقه او بر او گرانتر است از علنى شدن صدقه ديگران، بايد بداند كه احتراز او از اين معانى فريب و تلبيس نفسانى و مكر شيطان است.
و هر گاه طبع او مايل به آشكار كردن است، و در مىيابد كه انگيزه اين ميل خوشدل شدن عطا كننده و تشويق او به تكرار آن، و نشان دادن مبالغه در سپاسگزارى به ديگران است تا آنان نيز در احسان به او رغبت پيدا كنند، بايد آگاه باشد كه اين بيمارى همان «داء دفين» است كه اگر آن را معالجه نكند وى را هلاك خواهد ساخت، و بنابراين بايد آشكارا گرفتن و بازگو كردن آن را ترك كند، و پنهانى بگيرد.اما اگر يقين كند كه انگيزه او [بر علنى گرفتن] بر پا داشتن سنتشكر گزارى و باز گفتن نعمت، و فروتنى و تواضع و مقاصد صحيحى مانند اينهاست، بى آنكه چيزى از مفاسد ياد شده راه يابد، آشكار كردن افضل است، و علامت اين آنست كه خود را متمايل بيابد كه در جايى سپاس گويد كه خبر آن به عطا كننده و به كسانى كه به عطاء آنها رغبت دارد نرسد، و يا در حضور جماعتى دريافت كند كه از علنى بودن بخشش و عطا نفرت و اكراه دارند، و مايلند مخفى بماند، و عادتشان اين است كه جز به كسى كه پنهان كند و بازگو نكند و سپاس نگزارد عطا نمىكنند.و چون يقين كرد كه انگيزه علنى كردن صدقه بر پاداشتن نتشكر گزارى است، بايد از به جا آوردن حق عطا كننده غفلت نمايد و بنگرد كه اگر وى از كسانى است كه شكر گزارى و آشكار شدن را دوست دارد، پس بايد پنهانى بگيرد و سپاس هم نگويد، زيرا ادا كردن حق وى اين است كه او را بر گناه يارى نكند، و اگر از كسانى است كه شكرگزارى را دوست ندارد و خواستار علنى شدن نيست، بهتر است كه از او سپاسگزارى كند و صدقه او را آشكار سازد.
و هر كس كه مراقب دل خويش استبايد اين دقايق و نكتهها را ملاحظه كند، زيرا اعمال ظاهرى كه از اعضا و جوارح بدون توجه به آن نكتهها صادر مىشود موجب خشنودى و مسخره شيطان و شماتت وى است، زيرا رنجبسيار در آنهاست و سودى ندارد.و علم به اين دقايق و ملاحظه كردن آنها همان علمى است كه درباره آن وارد شده كه آموختن يك مساله از عبادت يك سال برتر است، زيرا به سبب اين علم عبادت يك عمر احياء مىشود و به واسطه جهل به آن، عبادت يك عمر از ميان مىرود.
هديه چيزى است كه مسلمان براى برادر مؤمن خود، خواه فقير باشد يا غنى، مىفرستد تا انس و الفتبيشتر شود و دوستى استوار گردد، و اين امرى است كه در شرع پسنديده و مطلوب است، و با قصد و نيت پاك و سالم عبادت به شمار مىرود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «تحابوا تهادوا، فانها تذهب بالضغائن» «با هم محبت ورزيد و به يكديگر هديه دهيد، كه هديه كينهها را از ميان مىبرد» .
و فرمود: «لو اهدى الى ذراع لقبلت» «اگر پاچه گوسفندى به من هديه دهند مىپذيرم» .
و امير مؤمنان فرمود: «اگر براى برادر مسلمانم هديهاى بفرستم دوستتر دارم كه مانند آن را صدقه دهم» .
و فرمود: «از جمله اكرام آدمى برادر مسلمان خود را اين است كه تحفه او را قبول كند و هر چه داشته باشد براى او هديه فرستد و تكلف نكند» . سوم:
ثواب آن بسيار و پاداش آن نيكو و عالى است، و فضيلت آن بزرگ و فايدهاش سترگ است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «كسى كه مهمانى نمىكند خيرى در او نيست» .
روزى آن حضرت به مردى كه صاحب شتر و گاو بسيار بود گذشت، و آن مرد از او مهمانى نكرد، و به زنى گذشت كه گوسفندانى خرد داشت، يكى را براى آن حضرت ذبح كرد، پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «به اين دو بنگريد، كه اين اخلاق و رفتار به دستخداى عز و جل است، پس هر كه را بخواهد خلق و خوئى نيكو مىبخشد» .
و فرمود: «الضيف اذا جاء فنزل بالقوم جاء برزقه معه من السماء، فاذا اكل غفر الله لهم بنزوله» «هر گاه مهمانى بر قومى وارد شود روزيش با او از آسمان فرود مىآيد، و چون چيزى بخورد خداوند به سبب ورود مهمان آن قوم را مىآمرزد» .
و فرمود: «هيچ مهمانى بر قومى وارد نمىشود مگر آنكه روزيش در كنار اوست» .
و فرمود: «هر كه به خدا و آخرت ايمان دارد بايد مهمان خود را گرامى دارد» .
و فرمود: «امت من مادام كه به يكديگر محبت ورزند، و امانت را ادا كنند، و از حرام اجتناب نمايند، و مهمان فرا خوانند، و نماز برپا دارند، و زكات بدهند در خير خواهند بود، و چون اين كارها نكنند به قحط و خشكسالى گرفتار شوند» .
و فرمود: «هر گاه خدا خير مردمى را بخواهد بر ايشان هديه مىفرستد.
گفتند: آن هديه چيست؟ فرمود: مهمان، كه با روزى خود مىآيد و گناهان اهل خانه را مىبرد» . و فرمود: «هر خانهاى كه مهمان در آن داخل نشود فرشتگان نيز به آنجا نيايند» .
و فرمود: «مهمان راهنماى بهشت است» .
و امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «هيچ مؤمنى نيست كه مهمان را دوست داشته باشد مگر اينكه وقتى سر از گور بر آرد چهرهاش همچون ماه شب چهارده خواهد بود، اهل محشر گويند: اين جز پيامبرى مرسل نباشد! پس فرشتهاى گويد: اين مؤمنى است كه مهمان را دوست دارد و او را اكرام كند، راه او جز دخول به بهشت نيست» .
و فرمود: «هيچ مؤمنى نيست كه صداى پاى مهمان را بشنود و به آن خوشحال شود مگر اينكه گناهانش آمرزيده مىشود، اگر چه ميان زمين و آسمان را پر كرده باشد» .
روزى آن حضرت گريست، از سبب گريه او پرسيدند، فرمود: «هفت روز است كه مهمان به من نرسيده، مىترسم كه مرتبهام نزد خدا پستشده باشد» .
از محمد بن قيس، از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه گفت: «در محضر امام عليه السلام اصحاب از قومى سخن مىگفتند.من گفتم: سوگند به خدا كه بامداد و شامگاهى نيست مگر آنكه دو سه نفر از آنان، يا بيشتر يا كمتر، مهمان منند. حضرت فرمود:
فضل آنها بر تو بيش از فضل تو بر آنهاست.گفتم: فدايتشوم! چگونه چنين است و حال آنكه من آنها را طعام مىدهم، و از مال خود برايشان انفاق مىكنم، و خادم من خدمتشان مىكند؟ فرمود: وقتى آنان بر تو وارد مىشوند از جانب خدا با روزى بسيار مىآيند، و وقتى مىروند با آمرزش تو بيرون مىروند» .
و ابراهيم خليل عليه السلام چون مىخواست چيزى بخورد، يك يا دو ميل مىرفت تا كسى را بيابد كه با او غذا بخورد، و او را «پدر مهمانان» لقب دادند.
و همه اخبارى كه در فضيلت طعام دادن مؤمن وارد شده بر فضيلت ميهمانى نيز دلالت دارد، مانند گفتار پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هنگامى كه از آن حضرت پرسيدند:
حج مقبول چيست؟ فرمود: «اطعام طعام و خوبى كلام» .
و فرمود: «هر كه سه نفر مسلمان را طعام دهد خداوند او را از سه بهشت در ملكوت آسمانها اطعام خواهد كرد: فردوس، و بهشت عدن، و درخت طوبى كه در بهشت عدن روئيده و خداوند به دست [لطف] خود آن را كاشته» .
امام صادق عليه السلام فرمود: «هر كه مؤمنى را سير كند بهشتبر او واجب است» .
و فرمود: «هر كه مؤمنى را اطعام كند تا سير شود هيچ يك از خلق خدا نمىداند بزرگى اجر او در آخرت چقدر است، نه فرشتهاى مقرب و نه پيامبرى مرسل، و تنها خداى رب العالمين مىداند» .
از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند: «ايمان چيست؟ فرمود: اطعام كردن و سلام گفتن» .
و فرمود: «در بهشت غرفههائى است كه درون آنها از بيرون و بيرون آنها از درون ديده مىشود، كسانى از امت من در آنها جاى مىگيرند كه نيكو سخن گويند و اطعام طعام كنند، و سلام را بلند ادا نمايند، و شب هنگام كه مردم در خوابند نماز گزارند» .
و فرمود: «از محبوبترين اعمال در پيشگاه خداى تعالى: سير كردن مؤمن گرسنه، و رهائى بخشيدن او از رنج و اندوه او، و اداء قرض اوست» .
و فرمود: «خداوند اطعام در راه خدا را دوست دارد، و كسى را كه در راه خدا اطعام مىكند دوست دارد، و ورود بركت در خانه وى از فرو رفتن كارد در كوهان شتر سريعتر است» .
و فرمود: «بهترين شما كسى است كه اطعام كند» .
و فرمود: «هر كه برادر مؤمن خود را طعام دهد تا سير شود و آب دهد تا سيراب شود خداوند او را به اندازه هفتخندق، كه فاصله هر دو خندق، پانصد سال راه باشد، از جهنم دور كند» .
و در خبر است كه: «خداى تعالى در قيامتبه بنده خود گويد: فرزند آدم، ترسيدى و مرا اطعام نكردى.بنده گويد: خداوندا چگونه ترا كه رب العالمين هستى اطعام مىكردم؟ مىفرمايد: برادرت گرسنه بود و سيرش نكردى، كه اگر او را اطعام مىكردى مرا اطعام كرده بودى» .
و فرمود: «هر كه مؤمن تشنهاى را سيراب كند، خداوند او را از رحيق مختوم (شراب سر به مهر بهشتى) بنوشاند.
و فرمود: «هر كه مؤمنى را از جائى كه در دسترس اوستشربت آبى بنوشاند، خداوند او را به هر شربت آبى هفتاد هزار حسنه مىدهد، و اگر از جائى كه آب در دسترس نيست آب دهد مثل اين است كه ده برده از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است» . (12)
سزاوار است كه مقصود از ميهمانى تقرب به خدا و پيروى از سنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و دلجوئى برادران و شاد كردن دل مؤمنان بوده باشد، و به قصد خودنمائى و فخر فروشى و نازيدن و باليدن نباشد، وگرنه عمل ميزبان ضايع و تباه مىشود. و شايسته است كه فقيران و اهل تقوا را مهمان كند اگر چه مهمانى اغنياء و مطلق مردم نيز فضيلت دارد.
و نيز شايسته است كه از ميهمانى خويشان و نزديكان و همسايگان غفلت نكند، كه ترك كردن آنان به منزله قطع رحم و اندوهگين ساختن است، و كسى را كه مىداند مهمانى رفتن بر او دشوار است دعوت نكند.و سزاوار است كه غذا را زود حاضر كند، كه اين خود گراميداشت مهمان است، و در حديث است كه «شتاب در هر كارى از شيطان است مگر در پنج چيز كه شتاب در آنها از سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است: طعام آوردن براى مهمان، و برداشتن (تجهيز) ميت، و شوهر دادن دختر دوشيزه، و اداء دين، و توبه از گناهان» .
و شايسته است كه طعام را به قدر كفايتحاضر كند، زيرا كمتر از آن خلاف مروت و موجب آبروريزى است، و زيادتر از آن ضايع كردن مال و اسراف است.
و نيز براى گراميداشت مهمان بايد با او گشاده روئى و خوش سخنى نمايد، و در وقت رفتن او را تا در خانه مشايعت كند.و مهمان را به خدمت نگيرد، امام باقر عليه السلام فرمود: «به كار گرفتن مهمان جفاست» .
حضرت رضا عليه السلام مهمانى داشت، روزى به انجام كارى پرداخت، حضرت او را از آن كار باز داشت و خود به آن كار پرداخت و فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله از اينكه مهمان را به كار گيرند نهى فرموده است» .
براى هر مؤمنى شايسته است كه دعوت برادر مؤمن خود را بپذيرد و ميان غنى و فقير فرق نگذارد، بلكه دعوت فقير را زودتر اجابت كند، و دورى راه اگر معمولا قابل تحمل است مانع قبول دعوت نشود.رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
«حاضر و غايب امتخود را سفارش مىكنم كه دعوت مسلمان را بپذيرد اگر چه به قدر پنج ميل راه باشد، و روزه مستحبى نبايد مانع از اجابت دعوت شود، بلكه به مهمانى برود و اگر ميزبان به خوردن چيزى خوشحال مىشود افطار كند و ثواب اين افطار بيش از روزه خواهد بود» .و حضرت صادق عليه السلام فرمود: «هر كه روزه مستحبى دارد و بر برادر مؤمن خود وارد شود و او را از روزه خود آگاه نكند و روزه بگشايد خدا ثواب يكسال روزه براى او مىنويسد، و اگر بداند كه صاحبخانه اهل تكلف و تعارف است و از افطار او خوشحال نمىشود تعلل ورزد و عذر آورد» .
و سزاوار است كه مقصود از مهمانى رفتن شكم پرستى نباشد كه عملش از امور دنيوى محسوب خواهد شد، بلكه قصد وى پيروى از سنت رسول الله صلى الله عليه و آله و اكرام برادر مؤمن خود باشد، تا در اين كار مطيع خدا باشد و به پاداش اخروى نائل شود.
و اگر بداند كه ميزبان از ظالمان و فاسقان است، يا مهمانيش براى فخر فروشى و خودنمائى و نازيدن و باليدن است، يا غذايش حرام يا شبههناك است، يا خانه يا فرش و بساطش حلال نيست، يا در آنجا ظرف طلا يا نقره يا آلات لهو و لعب و مانند اينها باشد، يا به لهو و لعب و هرزه گوئى مشغول باشند، همه اينها قبول دعوت را منع مىكند و موجب تحريم يا كراهت آن است.
امام صادق عليه السلام فرمود: «سزاوار نيست كه مؤمن در مجلسى بنشيند كه در آن خداى تعالى معصيت مىشود و نتواند منع كند، و كسى كه ناچار باشد (از روى اكراه و تقيه) كه بر سفره ظالمى حاضر شود بايد كم بخورد و از غذاهاى مرغوب نخورد» .
و نيز مهمان بايد وقتى وارد خانهاى مىشود در صدر مجلس ننشيند، و بهترين مكانها را انتخاب نكند، بلكه فروتنى نمايد و به پائين مجلس خشنود باشد، و اگر صاحبخانه جائى بنمايد همانجا بنشيند و با او مخالفت نكند، اگر چه مهمانان جاى ديگرى از بالا يا پائين به وى نشان دهند.و مواظب باشد كه مقابل اطاق زنان ننشيند، و به جائى كه طعام از آنجا مىآورند بسيار نگاه نكند، كه اين عمل دليل بر آزمندى و پستى نفس است، و درود و سلام را از نزديكترين فرد آغاز كند.
و شايسته است كه دير به خانه ميزبان نرود و صاحبخانه را منتظر نگذارد، اما شتاب هم نكند و زودتر از وقت و پيش از آنكه كاملا آمادگى داشته باشد نرود.
مراد از حق معلوم اين است كه آدمى مقدارى از مال خود را، كم يا زياد، علاوه بر صدقات واجب به فقرا بدهد يا بدان وسيله صله رحم به جا آورد.و مراد از حق حصاد (درو) اين است كه پشتهاى از خرمن يا دستهاى از كشتخود يا مقدارى از گندم يا خرما يا ديگر محصولات مانند ميوهها و حبوبات خود را به فقرا و نيازمندان و خوشه چينان بدهد.
اين دو نوع انفاق از صدقات مستحب به شمار مىرود، و درباره شدت استحباب آنها اخبار بسيار وارد شده است.امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند در اموال اغنيا براى فقرا حقوقى مقرر فرموده است كه جز به اداء آن ستوده نخواهند بود، و آن عبارت است از زكات كه به سبب آن خونشان محترم و محفوظ است و مسلمان ناميده مىشوند.و لكن خدا در اموال اغنيا حقوقى غير از زكات قرار داده و فرموده:
«و الذين فى اموالهم حق معلوم» (معارج، 24) .
«كسانى كه در مالهاشان حقى معلوم (براى سائل و محروم) هست» .
و حق معلوم غير از زكات است، و آن چيزى است كه انسان از مال خود به قدر وسع خويش بر خود واجب مىكند كه اگر خواهد هر روز و اگر خواهد هر جمعه و اگر خواهد در هر ماه آن را بپردازد (13) » .
و فرمود: «حق معلوم از زكات نيست، بلكه چيزى است كه از مال خود، اگر خواهى هر جمعه و اگر خواهى هر ماه، بپردازى، و هر صاحب فضيلتى را كرمى است» .
و خداى تعالى مىفرمايد:
«و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم» (بقره، 271) .
«و اگر نهانش كنيد و به تنگدستان دهيد براى شما بهتر است» .
پس آن زكات نيست، و ماعون زكات نيست، بلكه احسانى است علاوه بر زكات يا قرضى است كه به مسلمان وام دهيد و اثاث خانه است كه به عاريه دهيد.و پيوند با خويشان از زكات نيست.و خداى تعالى مىفرمايد: «و كسانى كه در اموالشان حقى معلوم هست» ، پس حق معلوم غير از زكات است، بلكه چيزى است كه آدمى به عهده مىگيرد كه از مال خود بپردازد، و بايد به قدر توانائى و وسع او باشد (14) » .
و نيز فرمود: «بر شما غير از زكات در اموالتان چيزى مقرر است.گفتم:
اصلحك الله (خدا ترا به نيكى توفيق دهد)، غير از زكات چه چيز بر ما مقرر است؟
فرمود: سبحان الله! مگر قول خداى تعالى را نشنيدهاى كه در كتاب خود مىفرمايد:
«و الذين فى اموالهم حق معلوم، للسائل و المحروم» (معارج، 24 و 25) «گفتم اين حق معلوم كه بر عهده ماست چيست؟ فرمود: آن به خدا سوگند چيزى است كه آدمى در مال خود قرار مىگذارد كه روزانه يا در جمعه يا در ماه بدهد، كم باشد يا بسيار، و بايد بر اين كار مداومت كند (15) » .
و نيز درباره همين آيه فرمود: «او كسى است كه خداوند به او ثروت داده، و او از مال خود هزار و دو هزار و سه هزار و كمتر و بيشتر جدا مىكند و بدان وسيله صله رحم مىكند و رنج و بار گران قوم خود را بر مىدارد» .
و فرمود: «در زراعت دو حق است: يكى آنكه اگر ندهى از تو مؤاخذه مىكنند و مىگيرند، و ديگر آنكه خود مىدهى و بذل مىكنى. گفتم: آنكه مىگيرند كدام است و آنكه مىپردازم كدام؟ فرمود: اما حقى كه از تو مىگيرند زكات است (يك دهم و يك بيستم) و اما آنكه خود مىدهى در اين قول خداوند است:
«و آتوا حقه يوم حصاده» (انعام، 141) .
«و حق آن را به هنگام درو بپردازيد» .
يعنى از آنچه درو مىكنى دسته دسته بده تا از درو فارغ شوى (16) » .
و فرمود: «در شب ميوه مچينيد و درو مكنيد، و شب هنگام شير مدوشيد و بذر ميفشانيد، كه اگر چنين كنيد قانع (قناعت پيشه) و معتر (نيازمند) نزد شما نمىآيند (بىنصيب مىمانند)، گفتم: قانع و معتر كيست؟ فرمود: قانع كسى است كه هر چه به او بدهى خرسند مىشود، و معتر كسى است كه بر تو مىگذرد و از تو سؤال مىكند.و اگر در شب درو كنى عبورش به تو نمىافتد تا چيزى بخواهد، و اين است گفتار خداى تعالى: (و آتوا حقه يوم حصاده) به هنگام درو، مشت مشت و به هنگام بيرون بردن محصول دو مشت دو مشتبدهى، و همچنين در وقت ميوه چيدن و موقع بذر افشانى، و شب تخم مكار، تا از بذر نيز مانند كشت درو شده بذل كنى» .
و امام باقر عليه السلام درباره (و آتوا حقه يوم حصاده) فرمود: «اين صدقه است كه به مسكين مشت مشت و از ته مانده (زيادى) خرمن دو مشت دو مشتبدهند تا [از برداشت محصول] فارغ شوند» .و در اين مضمون اخبار بسيار ديگرى هست.
وام دادن نيز از ثمرات سخاوت است، زيرا سخاوتمند به آسانى آماده بذل كردن استبه اين نحو كه مقدارى از مال خود را به برادر نيازمندش وام دهد تا هنگامى كه استطاعتباز پرداخت آن را پيدا كند، چنانكه به آسانى آماده است كه اصل مال خود را بذل نمايد، ولى اين كار بر بخيل دشوار و شاق است.و ثواب و فضيلت قرض دادن بس بزرگ است.
امام باقر عليه السلام فرمود: «من اقرض رجلا قرضا الى ميسرة كان ماله فى الزكاة، و كان هو فى الصلاة مع الملائكة حتى يقبضه» .
«هر كه به مردى تا زمان فراخدستى او وام دهد مال او در زكات است (17) ، و خود او با فرشتگان در نماز است تا آن را دريافت كند» .
و امام صادق عليه السلام فرمود: «مكتوب على باب الجنة: الصدقة بعشرة، و القرض بثمانية عشر» .
«بر در بهشت نوشته است: پاداش صدقه ده برابر و ثواب قرض هجده برابر» .
و فرمود: «هر مؤمنى كه به مؤمنى براى خدا قرض بدهد، خداوند پاداش او را در رديف صدقه حساب مىكند تا مالش به او باز گردد» ، يعنى خداوند در هر آن اجر صدقه به او عطا مىكند، زيرا در هر آن مىتواند مطالبه قرض خود را بكند و چون نمىكند گوئى براى بار دوم و سوم و...به او قرض مىدهد تا اينكه آن را باز پس گيرد.
و فرمود: «از قرض دادن خمير و نان و آتشگيره خوددارى مكنيد، كه قرض روزى را بر خانواده فراخ مىكند علاوه بر مكارم اخلاق كه در آن است» .
و فرمود: «از وام دادن خمير و نان خوددارى مكنيد، كه منع آن دو باعث فقر است (18) » .
مهلت دادن به وامدار تنگدست و بحل كردن او از مصاديق بذل و انفاق به شمار مىرود و در فضيلت آن اخبار بسيار رسيده است. حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«هر كه خواهد كه خداوند او را در روزى كه هيچ پناهى جز پناه او وجود ندارد پناه دهد نادارى را مهلت دهد يا از حق خود بگذرد» . و فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روز بسيار گرمى - در حالى كه كف دستخود را سايبان قرار داد - فرمود: كيست كه خواهد كه از شدت گرماى جهنم در سايه قرار گيرد - و اين جمله را سه بار فرمود - مردم هر بار گفتند: ما يا رسول الله.فرمود: كسى كه وامدار خود را مهلت دهد يا از تنگدستبگذرد» .
و فرمود: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله بر منبر آمد و خدا را حمد و ثنا گفت و بر پيامبران او درود فرستاد، سپس فرمود: اى مردم، حاضران به غائبان برسانند، هر كه به وامدار تنگدستى مهلت دهد براى او در هر روز ثواب صدقهاى مانند مال اوست تا طلب خود را بگيرد» .
به ايشان عليه السلام عرض كردند: «عبد الرحمن بن سيابه از مردى كه در گذشته طلبكار است، ما از او خواستيم كه وى را بحل كند و او نپذيرفت و امتناع نمود، فرمود: واى بر او! مگر نمىداند كه اگر وى را حلال كند در مقابل هر درهمى ده درهم پاداش خواهد داشت، و اگر حلال نكند در برابر هر درهمى يك درهم خواهد بود؟» (19) و در اين معنى اخبار بسيار ديگرى نيز هست.
غير از آنچه از انواع كمك به مسلمان ياد شد، مانند بذل پوشش و مسكن و وسيله سوار شدن، و دادن وسائل زندگى، و عاريه دادن اثاث و كالا و آنچه مورد نياز است، و عاريه دادن چارپا و غيره، همگى از ثمرات سخاوت است، و منع و خوددارى از آنها از نتايجبخل به شمار مىرود.و درباره هر يك از آنها فضيلت و ثوابى هست، و در فضيلت آنها اخبارى رسيده است.
از آنچه بر ستايش پوشانيدن مؤمن دلالت دارد گفتار امام باقر عليه السلام است:
«اگر حجى بجا آورم دوستتر دارم تا بردهاى و بردهاى و بردهاى (تا ده برده) آزاد كنم، و مانند آن و مانند آن (تا هفتاد) .و اگر يك خانواده مسلمان را سرپرستى كنم، گرسنگى آنها را بر طرف سازم و تنشان را بپوشانم، و آبروى آنها را حفظ كنم، برايم محبوبتر است از اينكه حجى بجا آورم و حجى (تا ده حج)، و ده حج و مثل آن (تا هفتاد)» . (20)
و حضرت صادق عليه السلام فرمود: «هر كه برادر [مؤمن] خود را جامه زمستانى يا تابستانى بپوشاند، بر خداست كه او را از جامههاى بهشتبپوشاند، و بيهوشىهاى مرگ (سكرات موت) را بر او آسان كند، و قبر را بر او وسيع سازد، و به هنگام رستاخيز فرشتگان را با گشادهروئى و بشارت ديدار كند، و اين است قول خداى عز و جل:
«و تتلقاهم الملائكة هذا يومكم الذى كنتم توعدون» (انبياء، 103) .
«و فرشتگان استقبالشان كنند [و گويند] كه اين روزى است كه به شما وعده مىدادند» .
و فرمود: «هر كه فقير برهنهاى از مسلمين را بپوشاند، يا به چيزى كه زندگى او را سامان دهد كمك كند، خداى عز و جل هفت هزار فرشته بر او بگمارد كه تا وقتى كه به «صور» دميده شود براى گناهان او آمرزش بخواهند» .
آنچه آدمى براى حفظ آبرو و نگاهداشتحرمت و دفع شر اشرار و ظلم ستمكاران مىدهد از ثمره سخاوت است و سخاوتمند در اين راه كوتاهى نخواهد كرد، و بخيل چه بسا كه بخلش او را منع كند و آبرو و حرمت وى را ببرد.و بعضى از اخبار دلالت دارد بر اينكه بذل در اين راه حكم صدقه دارد.و پيش از اين ياد شد كه آنچه آدمى براى حفظ آبروى خود مىدهد صدقه است.و همچنين بذل آنچه به مقتضاى مروت و عادت است از ثمرات جود و سخاوت مىباشد، و هر كه از آن خوددارى كند بخيل است.
آنچه در منافع عامه انفاق مىشود و خيرات جارى مانند ساختن مسجد و مدرسه و كاروانسرا و پل و روان ساختن قنات و امثال اينها اثرش ساليان دراز باقى مىماند و سود و ثوابش همواره به صاحبش مىرسد.و پاداش اينها بر كسى پوشيده نخواهد بود.و اخبارى كه در ستايش و فضيلت اينها رسيده از حد شمار فزون است، و به سبب مشهور بودن نيازى به ذكر آنها نيست.
پىنوشتها:
(1) حديث را از روى «مصباح الشريعة» ، باب 22، تصحيح كرديم و در نسخههاى جامع السعادات اختلاف بسيار ديده مىشود.
(2) حديث را از روى «جامع الاخبار» ، باب 2، فصل 6 تصحيح كرديم.
(3) سه حديث اخير را از روى «وسائل» : كتاب امر به معروف، باب 17، تصحيح كرديم.
(4) «وسائل» : كتاب تجارت، باب 22، و مستدرك.
(5) «وسائل» : كتاب نكاح.ابواب نفقات، باب 21.و همچنين حديث آينده:
«ملعون ملعون..»
(6) «وافى» : 6/289.مضمون اين حديث از مشهورات است كه عامه و خاصه روايت كردهاند.
(7) حديث را از روى «احياء العلوم» : 1/203 تصحيح كرديم.
(8) «وسائل» : كتاب نكاح، ابواب نفقات، باب 20 و 21.
(9) «وافى» : 6/296، باب فضيلت اعتدال بين اسراف و بخل.
(10) بيشتر اين اخبار نبوى از طريق اهل سنت رسيده و ما از روى «احياء العلوم» ج 1، بيان فضيلت صدقه، تصحيح كرديم.
(11) اغلب اين اخبار كه از اهل بيت - عليهم السلام - در اين مقام روايتشده از «وافى» 6/282، 286، باب فضيلت صدقه و باب فضيلت صدقه پنهانى است.
(12) اين احاديث را از روى «بحار» ج 15 ص 110 باب اطعام مؤمن، و ص 242- 244: باب آداب ميهمانى، و از روى «كافى» : باب اطعام مؤمن، و وسائل: در آداب سفره از كتاب خوردنيها و نوشيدنيها تصحيح كرديم.
(13) «وافى» : 6/281 باب حقوقى كه در مال است.
(14) همان مدرك: باب آنچه در آن زكات واجب است، «وسائل» : 2/7، باب حقوق در مال غير از زكات.
(15) حديث را از روى «وافى» : 6/281 و «وسائل» : 2/7 تصحيح كرديم.
(16) حديث را از روى «وافى» : 6/282 و «فروع كافى» : كتاب زكات، باب حصاد، تصحيح كرديم.
(17) به اين معنى كه گوئى مال خود را به زكات داده، يا مال او رو به فزونى است.م.
(18) اين احاديث را از روى «وافى» : 6/292، باب قرض تصحيح كرديم.
(19) همه اين احاديث را كه درباره اين مطلب آمده از روى «وافى» : 6/292، باب مهلت دادن به تنگدست و بحل كردن او، و «فروع كافى» : باب مهلت دادن به تنگدست، كتاب زكات، تصحيح كرديم.
(20) «وافى» 6/282، باب فضيلت صدقه.