مپندارى كه هر كه مال دنيا را ترك كرد زاهد است، زيرا ترك مال و ثروت و تظاهر به سختى و تنگى در معاش و پستى و درشتى در خوراك و پوشاك بر كسى كه دوست دارد به زهد شناخته و ستايش شود آسان است.چه بسيار رهبانان و رياكارانى كه دست از مال دنيا برداشتند و هر روز با قوت و خوراكى اندك به خويشتن رياضت دادند، و به هر مسكنى در هر جائى قناعت نمودند و غرضشان از اين روش اين بود كه مردم آنان را به زهد بشناسند و بستايند.اينان مال را براى نيل به جاه ترك كردهاند.
اما زهد حقيقى ترك مال و جاه بلكه همه لذتها و بهرههاى دنياست.و نشانه اين آنست كه فقر و غنا و ذم و مدح و ذلت و عزت در نزد انسان مساوى باشد و اين حالتبه سبب غلبه انس به خداست.زيرا مادامى كه انس و حب به خدا بر دل غالب نباشد محبت دنيا به كلى از دل بيرون نمىرود، كه دوستى خدا و دنيا در دل مانند آب و هوا در ظرف است كه اگر يكى داخل شد ديگرى خارج مىشود، و بنابراين نه هر دو با هم جمع مىشوند و نه هر دو رفع و نفى مىگردند.پس دل آكنده از دوستى دنيا تهى از دوستى خدا است، چنانكه دل مشغول به محبت و انس به خدا خالى و فارغ از حب دنيا است، و به هر اندازه كه يكى بيرون رود ديگرى داخل مىشود و بر عكس.
و از آنهاست:
غنا (بىنيازى و توانگرى) عبارت است از داشتن اموالى كه مورد نياز و احتياج است، و اين كمترين مرتبه غناست، و بالاتر از آن مراتب بىشمار وجود دارد، تا آنجا كه به گرد آوردن بيشتر اموال دنيا منتهى مىشود، چنانكه براى بعضى از پادشاهان اتفاق افتاده است.
اما توانگر و ثروتمند چند گونه است:
1- كسى كه در كسب و جمع مال و ثروت سعى و كوشش مىكند و در تحصيل و نگاهداشت آن زحمت مىكشد و اگر از دستش بيرون رود ناراحت و اندوهناك مىشود، و اين غنى حريص است.
2- شخصى كه در كسب و تحصيل ثروت سعى و كوششى نمىكند و رنج و زحمتى نمىبرد، اما اگر ثروتى به دستش رسد مىگيرد و به آن شاد و خوشحال مىگردد، و از فقدان آن ناراحت و آزرده مىشود، چنين فردى نيز از حرص و آز خالى نيست زيرا از دست دادن مال براى او هم حزن آور و غم انگيز است.
3- آن كه نه رنج و زحمتى در به دست آوردن آن كشيده و نه بدان چنان رغبت دارد كه از حصول آن شاد و از رفتن آن غمناك گردد، و ليكن از به دست آمدن آن خشنود است: خواه وجود و عدم مال براى او مساوى باشد يا وجودش در نظر وى از عدمش بهتر و محبوبتر باشد.چنين غنى و ثروتمندى راضى و قانع است.
و همچنين ثروتمند يا همه مال او حلال است و يا قسمتى از آن حلال و يا همه آن حرام است.
و نيز مالدار يا بخيل و ممسك استبه طورى كه حقوق واجب و مستحب مال را نمىپردازد، يا فقط در جاى شايسته و مصرف در خور آن انفاق و خرج مىكند.
انفاق نيز مراتبى دارد: پائينترين مرتبه آن اداى حقوق واجب است، و بالاترين مرتبه آن بذل كردن آنچه زائد بر كمترين مراتب غنا و ثروتمندى است، به نحوى كه اگر كمى بيشتر ببخشد فقير شود.
ثروت و غنائى كه از حلال به دست آمده باشد و زائد بر كمترين مرتبه آن در مصرفهاى درست و در خور بذل شود و وجود و عدم آن در نزد صاحبش مساوى باشد از آفتها و خطرها مصون و ايمن است.اما ديگر اقسام آن از آفتيا خطر خالى و بر كنار نيست، و دوستى آن يكى از موارد و مصاديق محبت دنياست، بلكه به خود حب مال باز مىگردد.و آنچه در ذم دنيا و مال وارد شده استبر ذم آن نيز دلالت دارد.و در ذم و نكوهش بخصوص آن بعضى از آيات و اخبار رسيده است، خداى سبحان مىفرمايد:
«ان الانسان ليطغى ان رآه استغنى» (علق، 6 و 7) .
«انسان همينكه خود را بىنياز ديد طغيان مىكند» .
و از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم پرسيدند: چه كسانى از امت تو بدتريناند؟ فرمود:
«اغنياء» .و به بلال فرمود: «خدا را ملاقات كن در حالى كه فقير باشى و ملاقات مكن او را در حالى كه غنى باشى» .و فرمود: «فقيران امت من پانصد سال پيش از اغنياى آنان به بهشتخواهند رفت» .
و فرمود: «اطلعت على الجنة، فرايت اكثر اهلها الفقراء.و اطلعت على النار، فرايت اكثر اهلها الاغنياء» .
«به بهشت نگريستم و از آن آگاهى يافتم، بيشتر اهل آن را فقيران ديدم، و به جهنم نگريستم و از آن مطلع شدم بيشتر اهل آن را اغنياء ديدم» .
خداى تعالى به موسى عليه السلام وحى فرمود: «اى موسى، هر گاه ديدى فقر به تو روى آور است، بگو: خوشا به شعار صالحان.و چون ديدى كه غنا به سوى تو مىآيد، بگو: گناهى است كه عقوبتش شتاب كرده است» .
و روايت است كه: «هيچ روزى نيست مگر اينكه فرشتهاى از زير عرش ندا مىكند و پيام مىدهد كه: اى فرزند آدم، اندكى كه ترا كفايت كند بهتر است از بسيارى كه ترا سركش و طاغى سازد» .و عيسى عليه السلام فرمود: «غنى به سختى و دشوارى به بهشت مىرود» .